سینماسینما، علیرضا نراقی:
در ابتدا باید این مسئله را روشن کنم که به باور من اگر کسی از روی فیلمسازی غربی و بهتر از خود تقلید کند و با نگاه به تجربههای مهم در سینمای روز دنیا آن را در سینمای ایران بازسازی کند، نهتنها کار بدی نکرده، بلکه در کمترین حالت مبنایی محکم در راستای تجربهگری تازه پیدا کرده است. مبنایی امتحان پسداده، که به خودی خود موجب کنجکاوی میشود و اگر به ورطه مضحکه و تقلید کورکورانه نیفتد، میتواند سرگرمکننده و تاملبرانگیز نیز باشد. «تمارض» احتمالا همه مخاطبانی را که «سهگانه آمریکا»ی لارس فون تریه، فیلمساز شهیر دانمارکی، را دیدهاند، به یاد «داگویل» و «ماندرلی» میاندازد؛ آثاری که به ترتیب در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ ساخته شد. اما بازسازی تجربه فون تریه، در بستر درامی متفاوت و ایرانی با فیلمنامهای مبتنی بر روایت غیرخطی توسط عبد آبست میتواند تمهیدی باشد که بسیاری از محدودیتها را در ساخت فیلم (اعم از مالی و سختافزاری) از بین ببرد و بطن فیلمنامه را آشکارتر و خلاقیت و حضور تالیفی کارگردان را در میزانسن و ایجاد فضا افزایش دهد. آبست با ایجاد اسکلت و کلیتی از مکانها تلاش میکند به جای جزئیات مانند یک تئاتر، نشانهها را تعریف کند و مخاطب را با رها کردن از جزئیات مکانی با درامی خالص روبهرو کند. از زاویهای دیگر چنین سطحی از مجاز و بیاعتنایی به واقعنمایی باید قانعکننده و باورپذیر باشد و این قانعکننده بودن در فیلمنامه رخ میدهد. فیلمنامه باید این امکان را ایجاد کند که مخاطب مکانهای اثر را در ذهن تفکیک کند و هر کدام از آنها را بهعنوان مکان یا نشانهای از آن باور کند. در اینجا دیالوگ و کنش، جای فضا و مکان را میگیرد، بنابراین انسان و موقعیت او در درجه اول اهمیت قرار دارد. (چیزی که در تئاتر امری ماهوی و در سینما امری عرضی است.)
«تمارض» مکانهای خود را با مجموعهای دیوار و ستون و ابزار کلی میسازد. یعنی همه چیز بر اساس قراردادهای تئاتری معرفی میشود و شکل میگیرد. ما با اسکلتی نمادین از مکانها روبهرو هستیم و نه خود آنها. پس درحقیقت دکور مسئله اصلی فیلم نیست، چراکه به جای ایجاد دکوری واقعی یا فضاسازی از طریق پر کردن صحنه، عبد آبست سعی کرده به شکلی مینیمال تنها مکان را قرارداد کند، بنابراین آنچه باید به آن نزدیک شود، بهعنوان تنها ابزاری که برای یک فیلم سینمایی باقی میماند، روایت و شخصیتها هستند.
اما این تنها ساختاری نیست که «تمارض» بر آن متکی است. از سوی دیگر دوربین و تدوین فیلم به سمتی متفاوت میرود. ما در کارگردانی با صحنههای بسیار زیادی روبهرو هستیم که متأثر از فیلمهایی که خود در جریان ریتم بصری معاصر از موزیک ویدیو و انقلاب «ام تی وی» تاثیر پذیرفتهاند، در نماهایی باز به ریتم آهسته با موسیقی و تصویر پرداخته و از این طریق تلاش کردهاند هیجان و جاذبه روند فیلم را افزایش دهند. اما آیا چنین تمهیدی در فضای بصری و نمایشی فیلم و استفاده از دوربین در چنین شرایطی که روابط از مکان مهمتر هستند، پذیرفته است؟
مسئله این است که در دکوپاژ عبد آبست خبری از نزدیک شدن دوربین به شخصیتها نیست. آبست بیشتر شیفته دکوری است که فرم اثر را ساخته و دوربین را بیشتر از نزدیک کردن به شخصیتها به ستون و دیوارهای مصنوعی متوجه کرده است. بنابراین دوربین و تدوین فیلم در جهتی خلاف ماهیتی حرکت میکند که صحنه و میزانسن بر آن متکی است. صحنه با تقلیل جزئیات مکانی و تبدیل آن به قراردادی نمادین درام را پررنگ میکند، اما دوربین به جای بسته کردن نماها و فرو رفتن در بطن صحنهها با عمق و نماهای طولانی و باز، بیشتر مکان و فضای فیلمبرداری را به رخ میکشد.
این نکته و نقص اساسی در تجربه «تمارض» را میتوان درنهایت در شخصیتها فهمید. «تمارض» درامی است که با وجود سرگرمکننده و هیجانانگیز بودن فاقد شخصیتپردازی قابل درک است. فیلم میخواهد ساختاری تئاترگونه داشته باشد. در ابتدا ما مانند یک نمایشنامه شخصیتها را میبینیم که معرفی میشوند و سپس درام با تداخلهای زمانی مدام موقعیت بغرنج خود را بحرانیتر میکند و وجوه مختلف آن را نشان میدهد. تا اینجا علاوه بر بداعت در فضاسازی، جاذبه داستانی و موقعیت بغرنجی که به فیلم اضافه میشود، ما را آماده دیدن یک تجربه محققشده و دقیق میکند که میتوان با عبور از بدیهیات درامپردازی، آن را در تجربه اصلی که اجرای درامی با پایههای تئاتری در ساختاری سینمایی است، مورد توجه قرار داد. اما اتکای بیش از اندازه درام بر اتفاق و توجیهناپذیری و قانعکننده نشدن رخدادها و همچنین در ادامه فقدان اساسی شخصیتپردازی و شفافیت در بستار اثر سبب میشود فیلم تجربه خود را درنهایت بهطور کامل به ثمر نرساند و یک تجربه عقیم باشد که زمینههای خوبی برای تجربه کاملی شود که فون تریه پیشتر در سینما انجام داده بود. و این میتوانست راهی جدید برای بازپرداخت و تازهسازی درام و شخصیتپردازی دراماتیک در سینمای تجربی معاصر باشد؛ سینمایی که امروز تنها نفس زنده و پویایی سینمای ایران است، هر چند پرلکنت و دست به عصا سخن بگوید.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- اهدا جایزه بزرگ جشنواره فیلم فلیکرز رد آیلند آمریکا فیلم به «کشتن خواجه»
- «کشتن خواجه» به برزیل و تایوان میرود
- نمایش «کشتن خواجه» در بخش مسابقه جشنواره تالین
- جعفر صانعی مقدم: گسترش فعالیتها در سینمای «هنر و تجربه» بستگی به تامین نیازهای مالی دارد
- انتشار تیزر هفته فیلم ایتالیا + ویدئو
- اسامی فیلمهای حاضر در هفته فیلم ایتالیا اعلام شد/ از آثار مورتی تا برتولوچی
- هفته فیلم ایتالیا ۱۱ آذر آغاز میشود/ نمایش آنلاین و رایگان فیلمها
- چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی برگزار میشود/ اعلام جزییات رویداد
- نانهای بیات/ نگاهی به فیلم «حوا، مریم، عایشه»
- کدام چریکه؟ کدام بهرام؟/ نگاهی به مستند «چریکه بهرام»
- سالها بایست تا دَم پاک شد/ نگاهی به فیلم «پری»
- فهرست فیلمهای روی پرده در سینماهای «هنروتجربه»/ «منگی» از ۱۵ شهریور میآید
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست





