محمدعلی ابطحی فعال سیاسی در روزنامه اعتماد نوشت:
این روزها روی بورسترین مطلب، بردن جایزه اسکار در بهترین فیلم خارجی توسط اصغر فرهادی، برای فیلم فروشنده است. البته این فیلم دراسکار بر اساس چارچوبهای هنری باید انتخاب شود. حتما کار هنری فرهادی قابل تقدیر است.
من شخصا منتقد مفهوم و محتوای آن بودهام و وقتی آن را دیدم نوشتم. در دفعه پیشین که فرهادی جایزه اسکار را در فیلم جدایی نادر از سیمین برد، جمعی که در فرهنگ سیاسی این سالها دلواپس نام گرفته بودند، ابراز دلواپسی شدیدی کردند که این جایزه سیاسی است و به دلیل سیاه نمایی از ایران این جایزه به وی تعلق گرفته است. اینبار من هم دوست دارم انتخاب این فیلم سیاسی باشد. حتی اگر جایزه اسکار سیاسی نباشد، بیشک نمایش فیلم فروشنده در میدان اصلی شهر لندن و به دعوت شهردار مسلمان آن قطعا یک رفتار سیاسی بود. این همه فیلم خوبتر از فروشنده در دنیا تولید میشود و این همه سال هم لندن و میدانش وجود داشته. اما این اتفاق نیفتاده است. اینبار نمایش فروشنده حتما با هدفی فراتر از نمایش یک فیلم هنری است. خود دستاندرکاران و شهردار لندن هم اذعان داشته است که این کار یک کنش سیاسی است.
این کنش سیاسی اینبار علیه سیاستهای نژادپرستانه آقای ترامپ است. اینکه مردم هفت کشور مسلمان توسط آقای ترامپ ممنوعالورود به امریکا شدند، یک تهاجم بزرگ به دستاوردهای بشری بود که اتفاقا امریکا و سیستم سیاسیاش با هر گرایشی همیشه خودشان را جدیترین مدافع آن ارزشها میپنداشتند. چه اتفاق نژادپرستانهای بدتر از اینکه قضاوت در مورد افراد، محل تولد اولیه آنان باشد. ترامپ اگر حتی به صورت افراطی دلایلی برای افراد مشخصی که نباید وارد امریکا شوند، ارایه میکرد، رییسجمهور تندرویی تلقی میشد ولی اینکه شهروندان هفت کشور را بدون توجه به تفاوتهایشان در یک سبد محاسبه کند، این نژادپرستی است. این از جنس کارهای هیتلری و نازیهاست. وقتی ترامپ این سیاست را اعلام کرد، بیشتر سیاستمداران و مردم دنیا و بخش مهمی از مردم امریکا علیه این سیاست به خاطر نابود شدن ارزشهای خودشان به دست ترامپ به مقابله برخاستند. دستوری که هیچ منطقی پشت آن نبود. دستور ترامپ پر از تناقض بود. نام یک شهروند ایرانی در رفتارهای تروریستی مهم دنیا نبود و بیشترین تروریستها از عربستان و پاکستان بودند که نام آنها در لیست ممنوعالورودها نبود. یک نوع اجماع جهانی علیه این تفکر ترامپ به وجود آمد. همه تلاش کردند که این رفتارها را محکوم کنند. شاید در تاریخ امریکا کمتر اینچنین اجماعی علیه سیاستهای یک رییسجمهور بوده باشد. در این میان سهمیه مبارزه با تفکر استکباری و نژادپرستانه ترامپ خواسته یا ناخواسته بر دوش فیلم فروشنده و اصغر فرهادی و مهمتر از آن به دوش مردم ایران افتاد. همه دنیا میدانند که رهبران ایران در چهار دهه اخیر مواضع ضد امریکایی داشتهاند. اما این دشمنی را در صحنههای سیاسی دیده بودند. در راهپیماییها و شعارها یا در حضور منطقهای در برابر منافع امریکا. اینبار ایران برای نخستین بار در صحنه فرهنگی علیه سیاستهای ترامپ دیده شد. این یک پیام متفاوت بود. فیلمی که در ایران ساخته شده است.
کارگردان هنرمند آن در ایران زندگی میکند. بازیگرانش از مطرحترین بازیگران فیلمهای داخل ایران هستند. در ایران مجوز گرفته و اکران شده است. در ابتدا کاندیدای اسکار بوده و در نهایت اسکار را برده است. اما در اثر همین سیاست زشت نژادپرستانه ترامپ اجازه ورود به امریکا نگرفتند و اصراری هم به رفتن نکردند. در ابتدای وضع این قانون ضدایرانی و ضد هفت کشوری که عمدتا مسلمان بودند، بازیگر موفق آن خانم ترانه علیدوستی انصراف داد. بعد هم کارگردانش به احترام هموطنانش که در یک اهانت آشکار از ورود به امریکا منع شده بودند، اعلام عدم حضور کرد. اینها همه یعنی استکبارستیزی و مقابله با نظرات افراطی ترامپ. موج همبستگی سینماگران مطرح جهانی با این فیلم ایرانی شکل گرفت. در حقیقت این فیلم مصرع بلندی از مبارزه جهانی علیه سیاستهای ترامپ شد. اینها همه سیاسی بود. شهردار لندن به دلیل اینکه بتواند با این سیاست ترامپ مقابله کند، در یک ابتکار قابل ستایش نه به خاطر فیلم فرهادی که بیشتر به خاطر مبارزه سیاسی علیه ترامپ آن را مجانی در میدان اصلی شهر لندن به نمایش در آورد. نشان داد ایران هم میتواند در یک مبارزه مسالمتآمیز علیه فاشیست نوین ترامپی جزیی از جامعه فرهیخته دنیا شود. برای این اتفاقات من آرزو دارم که حتما این جایزه سیاسی باشد. سیاست ترامپ ستیزی که از ایران و از طریق هنر ارایه شده است. با این نگاه اصلا محتوای فیلم در درجه دوم قرار دارد. اینبار برنده شدن و حتی اگر هم جایزه را به خودش اختصاص نمیداد باز هم خلق یک غرور ملی بود که توسط سینمای فاخر ایرانی شکل گرفت. استقبال مسوولان فرهنگی و اجرایی کشور از این موفقیت هم در خور تقدیر است. این یک افتخار ملی و نه جناحی بود. یک افتخار ملی بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- بازگشت به زبان مادری؛ فیلمنامه بعدی فرهادی به زبان فارسی خواهد بود
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- اصغر فرهادی در پرتغال مسترکلاس کارگردانی برگزار میکند
- ورایتی گزارش داد؛ فروش گسترده فیلم اصغر فرهادی در بازارهای جهانی
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- کن ۲۰۲۶، از پرده تا پیادهرو
- فیلم فرهادی را نپسندیدند؛ فیلم پاولیکوفسکی در صدر جدول منتقدان مجله اسکرین کن ۲۰۲۶
- «داستانهای موازی»؛ فیلمی پرتعلیق، هوشمندانه و استادانه
- جشنواره کن ۲۰۲۶؛ نظرات ضد و نقیض منتقدان درباره «داستانهای موازیِ» فرهادی
- نشست خبری «داستانهای موازی» در کن؛ فرهادی: معنای همدردی با قربانیان جنگ، نادیده گرفتن کشتهشدگان اعتراضات نیست
- «داستانهای موازی»؛ عبور فرهادی از خطوط قرمزش
- خبرهایی از «داستانهای موازی»؛ اکران فیلم فرهادی همزمان با کن/ رقابت در جشنواره سیدنی
- کن ۲۰۲۶: آخرین سنگر مؤلفان در عصر الگوریتمها
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی





