حمیده شریف راد از دوستان و همکاران عباس کیارستمی یادداشتی را به صورت اختصاصی در اختیار سینماسینما قرار داده است که در آن به ذکر خاطره ای تامل برانگیز از کارگردان فقید کشورمان پرداخته است.
به گزارش سینماسینما، حمیده شریف راد در این یادداشت نوشته است:
شبی از شب های تابستان است.پس از نمایش خصوصیِ فیلمِ دوستی، صحبت از جشنواره ها و جوایزشان می شود. پسر جوانی که از سرِ بیقراری و هیجان، بارها مسیر سالن و تراس را طی کرده سرانجام می نشیند و شروع به پراکنده گویی دربارۀ اسکار، جشنواره کن و فیلم هایی که از این دو جایزه گرفته اند می کند. با پایانِ صحبت های جوان، سوالاتی از جانب او و دیگر دوستانِ حاضر در جمع مطرح می شود.
عباس کیارستمی با لحنی دوستانه، رو به جوان که سراپا منتظر شنیدن است می گوید: ببین، نه اسکار مهم است نه کن! هیچ جشنواره و جایزه ای نمی تواند به تو اعتبار بدهد! جوان می گوید: بله بله می فهمم! منظورتان این است که خودِ اثر مهم است ولی …
– نخیر! منظورم دقیقا این است که هیچ چیز مهم نیست! نه جشنواره ها،نه جوایزشان. کن و اسکار هیچ کدام اعتباری ندارند! اثر و صاحب اثر هم همینطور! جوان با لبخندی ماسیده بر لب، وا می رود. پس چه چیز مهم است استاد ؟! – تو! مهم تویی …
تا چیذر راه زیادی نیست. از شوقِ زود فروکش شدۀ زمان دریافتِ اولین جایزه اش می گوید، تا احساسِ پوچی که با هر بار شرکت در بخشِ مسابقۀ جشنواره ها به سراغ اش می آمده. از سرخوشیِ هنگامِ ساخت “طعم گیلاس” می گوید، تا حالِ بد و افسردگیِ بعد از گرفتنِ نخل طلایی: « برای عده ای باورش سخت است که تو واقعا نخواهی آن کسی باشی که از پله ها بالا می رود، مجسمه ای به دست اش می دهند و مجبور است رو به صدها دوربین لبخند بزند».
«در دنیای امروز، این نوع سینما ناگزیر به جشنواره ها رانده شده.جای دیگری ندارد.می روی نه برای رقابت که معنی هنر و هنرمند را از بین می برد، که به امیدِ یافتنِ مخاطبی در گوشۀ سالن سینمایی هر چند کوچک و محقر».
می گوید می دانی اختتامیه ها با وجودِ امیدواری از این جهت که بعدش می توانی خلوتِ خودت را داشته باشی، دلگیر کننده تر از افتتاحیه ها هستند؟ روز آخر دل ات می خواهد بعد از آن همه مصاحبه و شنیدن سوال و جواب های تکراری و خسته از تماشایِ چند بارۀ فیلم خودت، ساعتی بیشتر در رختخواب بمانی و بعد وقتی هنوز همه خوابند، با لباسی غیر رسمی از هتل بیرون بزنی، قدم زنان از کاخ جشنواره دور و دورتر شوی و خودت را در کوچه پس کوچه ها گم کنی… اما نمی شود! پا را که بیرون می گذاری می فهمی آخرین نفری هستی که از اتاق اش بیرون آمده… خدمه از ساعت ها قبل مشغول آب و جارو و چراغانی بوده اند! انگار اصلا آن شب کسی خواب اش نبرده! چشم ها خواب آلود اما مراقب اند و همه سخت منتظر! این انتظار را هرگز در صبح های فیلمبرداری نخواهی دید… تازه اگر اسمِ تو در لیست کاندیداها باشد، بیرون آمدن از اتاق ات در صبحِ خیلی زود بی احترامی به برگزار کنندگان است. باید زودتر از همیشه بیدار شده و آراسته منتظر بمانی. شاید… شاید مدیر جشنواره با دسته گلی بزرگ درِ اتاق ات را برای تبریک به صدا در آورد! … از مکالمه اش با آکیرا کوروساوا دربارۀ اسکار افتخاری می گوید که می گفته: ” اسکارِ افتخاری را زمانی به من دادند که من خود از تمامِ جوایز سینمایی معتبرتر بودم. این من بودم که به اسکار افتخار دادم و اعتبار بخشیدم “.
با روشن کردن سیگاری پشت میز آشپزخانه، با لحن و نگاهی سرشار از آرامش می گوید: به نظرم آدم باید یک روز همۀ جوایز و تندیس ها را دور بریزد!… به سمت زیرزمینی که هنوز یک سالِ دیگر تا دفتر کار شدن اش مانده می رود. می خواهد همراهش بروم. روی آخرین پله مشتی کاغذ در کارتنی زَهوار در رفته را، با پایش کنار می زند، در را باز می کند و چراغ را روشن. از میان انبوهی عکس و اثر و کاغذ و مقوا و چوب و… به سختی راهی باز می کند. از طبقۀ زیرینِ کمدهایی که خودش ساخته چند استوانه ی مقوایی را بیرون می آورد. می شناسم شان! تنها لوح هایی که پیش خودش نگه داشته است. لوح های جوایزِ جشنواره هایی چون کن، لوکارنو، ونیز و کارلووی واری. در حالی که آنها را روی یخچالِ کوتاهِ به یادگار مانده از فیلم ” باد ما را خواهد برد ” قرار می دهد، می گوید: این ها را هم ببر! اگر به دردت خورد استفاده کن. هر جا هم که به دردت نخورد و دیدی بارِ اضافی است، اتش بزن و خاکسترشان کن! می گویم چطور دل ات می آید؟ – دلم؟ و به دنبالش ” برو بابای ” کش داری می گوید.
لوح جایزۀ نخل طلاییِ جشنوارۀ کن برای فیلم “طعم گیلاس” را از داخل استوانه اش در می آورم. جنس کاغذش مخملین و مرغوب است. می گوید: اگر نخل طلای اش هم اینجا بود می دادم ببری! می پرسم راستی چرا آن را به موزۀ سینما اهدا کردی؟! با لحنی جدی پاسخ می دهد: اهدا نکردم! آمدند گفتند بده، من هم گفتم بفرمائید!
از او خواهش می کنم زیر لوح را برایم امضا کند- در آن شلوغی پیدا کردن قلمی برای امضا محال است. می روم از روی میزِ طبقۀ بالا سه خودکار و ماژیک می آورم. همچنان که سیگار می کشد یکی را انتخاب می کند. دستانش را به حالتی روی لوح می گذارد که نتوانم ببینم چه می نویسد… نگاه، لبخند و آن حالت خاص ایستادن اش خبر از شیطنت در آن چند خطی که نوشته می دهد. می پرسد: امضای موزه ای یا برای تو؟ می گویم: معلوم است برای من… آستین اش را بالا می زند، خودکار را محکم بین انگشتان اش می گیرد، با حرکتی اغراق شده وانمود می کند که قصد دارد با دقتِ فراوان و زیباتر از همیشه امضا بزند. با تنگ کردن چشمان اش، آخرین پُک را به سیگار زده و با دست چپ آن را از گوشۀ لب اش بر می دارد.” خُبی” دلنشین می گوید و همزمان با حرکتِ خودکار در پائین نوشته، خیلی سریع سیگارش را روی لوح خاموش می کند! کاغذ را به سمتم می چرخاند و از کنارم می گذرد. مبهوت به نوشته و جای سوخته از سیگارش روی کاغذ جشنوارۀ کن، خیره مانده ام. از آن لبخندها می زند و بی اعتنا به خِرت و پِرت های سر راهش به سمت طبقۀ بالا راه می افتد. لوح را می پیچم و همراه با ته سیگار و نیکوتین گیرِ قرمز رنگ اش در جای استوانه ای قرار می دهم. هنوز پله ها را بالا نرفته، جدی-شوخی می گویم بقیه شان را امضا را نمی کنی؟ در حال خارج شدن است که صدایش را می شنوم. “بقیه را معتبر نمی کنم! “.

*حمیده شریف راد از دوستان و همکاران عباس کیارستمی است که طی شانزده سال همکاری با این سینماگر و سالها تحقیق و پژوهش درباره سینمای وی، فیلم های مستندی از جمله “نرسیده به درخت”، “آن سوی درختان زیتون” و “یک گفت و گو با عباس کیارستمی” را درباره این هنرمند بین المللی ساخته است. حمیده شریف راد که اکنون دانشجوی فوق لیسانس سینما در آلمان است، مشغول به پایان رساندن آخرین فیلمش درباره عباس کیارستمی است که با درگذشت این هنرمند نیمه تمام ماند. شریف راد همچنین به زودی کتابی از مجموعه مصاحبه های خود با عباس کیارستمی را که حاصل سیزده سال گفت و گوی مدون او با این فیلمساز است را منتشر خواهد کرد.
*شرح عکس: لوح جایزۀ نخل طلاییِ پنجاهمین دورۀ جشنوارۀ کن برای فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷٫
The Palme d’Or Award for taste of cherry movie at 50th cannes film festival,1997
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- عباس کیارستمی؛ برجستهترین سینماگران ایرانی در صحنه جهانی
- شصتمین جشنواره فیلم کارلووی واری؛ فیلم عباس کیارستمی نمایش داده میشود/ اهدای سه جایزه و یک تجلیل
- داوران ایرانی معرفی شدند؛ افتتاح جشنواره جهانی فیلم فجر با فیلمی از عباس کیارستمی
- فوت بازیگر فیلم عباس کیارستمی/ احمد احمدپور درگذشت
- نگاهی به «پیرپسر» و تطابق آن با جهان سینمای کیارستمی/ اول به پیرامون، بعد به دوردستها
- «خانه دوست کجاست؟» یک فیلم صلح طلب است
- ۴۸ منتقد بهترین فیلم کن ۲۰۲۵ را انتخاب کردند؛ «صراط» بهترین فیلم شد/ فیلم پناهی در میان آثار منتخب
- گزارش محمد حقیقت از اکران «یک تصادف ساده»؛ آیا فیلم جعفر پناهی از کن جایزه میگیرد؟
- پرونده جنجالی عباس کیارستمی در «طعم عباس»
- به بهانه نمایش فیلم سپیده فارسی در کن؛ نامه سرگشاده کن لوچ و پل لاورتی خطاب به جامعهی بینالملل سینماگران در حمایت از صلح/ دیگر نمیتوان ادعا کرد که ما نمیدانستیم
- جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵؛ جایزه ویژه «زنان در حرکت» به نیکول کیدمن اهدا میشود
- داوران کن مشخص شدند
- «داستانهای موازی» به خریداران عرضه میشود/ پروژه جدید فرهادی در بازار کن
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





