سینماسینما، سیدرضا صائمی:
به نظر میرسد سفر جغرافیایی سهراب شهیدثالث و مهاجرت او بیشتر سفر آفاقی بوده تا انفسی. به این معنا که او در فیلمهای آلمانی خود نیز به بازنمایی همان جهان سینمایی میپردازد که برساخته جهان ذهنی و نگرشهای اگزیستیالیستی او به زندگی و انسان است. قهرمان قصههای او همیشه آدمهای تنها و تکافتادهای هستند که یا در ایستگاه راهآهن یا زیر درخت بید به روزمرگی و چه بسا روزمرگی خود تن دادهاند و ملال این جهان و جهد تکراری را طاقت میآورند. از این حیث میتوان رگههای مشترک پررنگی بین فیلم «درخت بید» و پیرمرد ماهیگیرش با سوزنبان قطار در «طبیعت بیجان» پیدا کرد. وقتی زیست جهان آدمی برساخته یک جهان ذهنی باشد، فرقی نمیکند که در ایران فیلم بسازی یا آلمان. فرقی نمیکند ملیت قهرمان قصهات چیست. آنچه شهیدثالث به تصویر میکشد، هویت فراملی شخصیتهایی است که همه در تجربه ملالانگیز جهان هستی و تلخیهایش شریکاند و از یک زبان واحد سخن میگویند. این یگانگی زبانی با زبان سینمایی هویتمند فیلمساز در هم تنیده شده و درنهایت جهان سینمایی خاص او را میسازد. از اینرو میتواند فیلمهای شهیدثالث را در هر کجای جهان ساخته شده باشد، بر اساس این شناسنامه هویتمند تشخیص داد و بر این اساس گفت در فیلمهای او شاهد نوعی بیزمانی و بیمکانی هستیم که جغرافیا اگرچه در آفرینش زیباییشناسی بصری فیلمهای او نقش پررنگی دارد، اما در نسبت معنایی با آنها صورتبندی و تفسیر نمیشود و درواقع دارای نوعی زبان جهانی در بازنمایی قصه و غصههایش است.
آنچه در ابتدای تماشای «درخت بید» نظر مرا جلب کرد، کادر قاببندی آن بود که برخلاف روال متداول مستطیلی، از کادر مربع استفاده کرده بود. به نظر میرسد انتخاب این قاب، حس بیشتری از تنهایی و محبوس بودن پیرمرد قصه را در جهان ذهنی و عینیاش به تصویر میکشد و نوعی خفقان در تجربههای زیسته او را به نمایش میگذارد. جهانی که درست برعکس جغرافیای پیرامونی اوست که از فرط زیبایی به تابلوی نقاشی میماند و میتوان ردپای علاقه فیلمساز به عکاسی و طبیعت را به واسطه آن حدس زد. اساسا در آثار شهیدثالث با طبیعت با جان و طراواتی روبهرو هستیم که شاید برآمده از نفرتی است که جهان ذهنی فیلمساز نسبت به مدرنیته و مظاهر ماشینی آن دارد. قاببندیهای زیبای فیلم نه فقط در بازنمایی طبیعت و جغرافیای طبیعی، که حتی در فضای بسته و کمنور خانه پیرمرد، یا حتی در فضای اداره پلیس هم دیده میشود و این بهانهای است تا به توانمندی رامین مولایی، فیلمبردار فیلم، که فیلمبردار اکثر آثار شهیدثالث است، اشارهای کنیم. قابهایی که مخاطب را به درون فضایی سرشار از رویا و جنون و سرخوشی و زندگی و مرگ میبرد و البته به یاد «پیرمرد و دریا»ی همینگوی هم میاندازد. پیرمردی تنها در دشتی زیبا و بزرگ که دائم به ماهیگیری مشغول است و روزی شاهد قتلی شده و روال ثابت زندگیاش دچار چرخهای ناهموار میشود. خلق فضای چخوفی فیلم، آن هم در سرزمین آلمان، کار سادهای نبوده است. شهیدثالث پیرو علاقهای وافر به چخوف، ضمن برداشت از داستان کوتاه «متهم» از این نویسنده، جهانی مختص به خود میسازد. جهان خالی از رخداد پیرمرد حالا به اتفاقی به هولناکی یک قتل گره میخورد تا او در مواجهه با این رخداد مورد بازخوانی روانکاوانه فیلمساز قرار گیرد. درخت فیلم و اغلب آثار شهیدثالث، جان و جهانی را به تفسیر میکشد که در تحلیلهای فلسفی-روانکاوی میتواند بازنمایی شود. ضمن اینکه از حیث بصری و ساختار درام نیز طبیعت در اینجا و اغلب آثارش در عین تعلق داشتن به رئالیست ذاتی خود تبدیل به فضا و تجربهای فانتزی میشود که در خدمت بازنمایی جهان درونی قهرمان قصه قرار میگیرد.
پیرمرد ماهیگیر که کارگر مزرعه یک نظام ارباب و رعیتی بوده، اینک تنها و غریب در دشتی بزرگ و زیبا در کلبهای متروک زیست میکند و قتل پستچی به نقطه تحرکی در زندگی او بدل میشود. اما او همچنان در استحاله ملال درونی یا شاید آرامشی نهادینه و تثبیتشده این فردیت مفرط به زندگی خود ادامه میدهد و گویی به سرنوشت خویش تن داده است. زندگی فردگرایانه او با حضور قاتل پستچی هم چندان تغییری نمیکند و شاید آن مرد مشکوک و زخمی است که بهتدریج در جهان او استحاله میشود و درنهایت خود را در رودخانه غرق میکند. صحنه پایانی فیلم بیشباهت به صحنه پایانی فیلم «هامون» و غرق شدن در دریا نیست. گویی غرق شدن در دریا نوعی رستگاری در آب و رهایی از رنجی است که آدمی را مثل این پیرمرد تنها به فرسودگی میکشاند. «درخت بید» سرشار از تاویلهای هستیشناختی و روانکاوانه است که در خوانشهای نشانهشناختیاش میتوان به مفاهیم عمیقی از رنجهای انسان و ملالهای وجودیاش دست یافت.
منبع: ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سهراب شهید ثالث، فیلمسازی آوانگارد با دیدگاهی فراتر از رئالیسم
- فیلمسازی با دغدغههای انسانی
- مدخلنویسی یا گزارشنویسی؟ مساله این است/ نگاهی گذرا بر کتاب «راهنمای فیلم سینمای ایران»
- برترینهای سینمای ایران در صد سال اخیر به انتخاب نویسندگان سینماسینما/ بخش سوم
- کودکانی که کودکی نمیکنند
- خبرهایی از فیلم «سهراب شهید ثالث» به کارگردانی مرتضی فرشباف
- همسفر کوچههای عشق/ یادداشت جواد طوسی درباره خسرو سینایی
- بازتاب بازنشر گفتگوی مجله فردوسی با سهراب شهید ثالث در سینماسینما / یادداشت محمد حقیقت
- بازخوانی گفتگوی مجله فردوسی با سهراب شهید ثالث
- مستند «سهراب شهید ثالث: دور از خانه»
- برشهای کوتاه/ ویدئوی بخشهایی از مصاحبه بهرام بیضایی درباره مهاجرت، شهیدثالث و پروژههایش
- انگار همهی زندگی کابوسی باشد میانهی خوابی شبانه/ سینماگران اصیل ایرانی؛ بخش هفتم، سهراب شهید ثالث
- حضور بازیگرانی در نقش کیارستمی، بیضایی و امیر نادری در فیلم مرتضی فرشباف درباره شهید ثالث
- صحبتهای شنیدنی سهراب شهیدثالث در یک مصاحبه تلویزیونی/ نسخه کامل گفتوگو + ویدئو
- نمایش سه فیلم کمتر دیده شده از سهراب شهید ثالث در باشگاه هنروتجربه
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- «ماهی سیاه کوچولو» نه سفارشی است نه سیاسی/ حاشیهنگاری بر سال ۱۳۶۰
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*





