کیوان کثیریان- مصاحبه ای از آقای ضیاالدین دری، فیلمساز پیشین و عضو شورای پروانه نمایش و اصولا عضو شوراهای مختلف دولت های نهم و دهم و یازدهم انتشار یافت و سپس توضیح مفصلی از او در فضای مجازی دست به دست شد.
اما چند نکته، با مطالعه هر دوی این نوشته ها می شود گفت:
۱. در اینکه آقای دری تمام این حرف ها را به زبان آورده شکی نیست، خودش هم هیچگاه اصل حرف ها را تکذیب نکرده و تنها از انتشار آن گله مند بوده.
۲ . او چهل و هفت دقیقه یک خبرنگار را «راهنمایی» کرده. چرا و به چه دلیل؟ آنچه به عنوان مصاحبه منتشر شد ادبیاتش «راهنمایی طور» نبود، «مصاحبه طور» بود.
ضمن آنکه احتمالا خبرنگار مزبور آشنا بوده که چهل و هفت دقیقه افتخار راهنمایی شدن و به عبارتی گپ زدن با آقای دری را داشته وگرنه که طبعا هر خبرنگاری از این موقعیت بهره مند نمی شود.
۳ . اگر فرض مصاحبه میان طرفین وجود دارد، بهتر است گفت وگو شونده از ضبط شدن گفت وگو مطلع باشد، البته اگر مصاحبه شونده به هر دلیل پیش از چاپ، از بخشی یا تمام محتوای مصاحبه پشیمان شود، انتشار حرف های او مجاز نیست. در دست داشتن فایل صوتی هم مجوزی برای انتشار نخواهد بود.
۴ . البته کسی که در یک شورای پرحاشیه عضویت دارد، اینقدر راحت درباره مسایل پرحاشیه و ملتهب با یک خبرنگار کنجکاو حرف نمی زند، آن هم اینقدر طولانی!
۵ . اگر کسی به نظر دادن خصوصی به همکارانش درباره فیلم هایشان در محیط امن معتقد است، چگونه با یک خبرنگار جوان کنجکاو این همه با جزییات درباره ایرادهایش بر فیلم های همکارانش حرف می زند؟ مگر قرار نبود خصوصی با آنها صحبت کند؟!
۶ . تبانی تعریف دارد. تبانی کی با کی؟ آقای دری هیچکدام از حرف هایش را تکذیب نکرده. یعنی یک آدمی، خبرنگار را مامور کرده که این حرف ها را از دهان ایشان بکشد بیرون و بعد منتشر کند؟ که چه بشود؟
۷ . اطلاق دو عبارت «فاجعه تلخ» و «فاجعه ناخواسته» به این اتفاق، خبر از یک گاف می دهد که طبعا شخص آقای دری مرتکبش شده است.
۸ . اینکه اعتراف می کند فیلم کاهانی را ندیده ولی درباره آن اظهارنظر کرده، خود یک فاجعه تلخ است. درباره فیلمی مثال زده که ندیده و قضاوت کرده. درباره فیلمی که ندیده. عجبا! انگار اساسا آقای دری نمی داند عضو چه شورایی است.
۹ . دری مدعی شده؛ رسانه ها با بازنشر حرف های او در تحریک آمیزتر کردن این حرف ها کوشیده اند؟ چطوری یعنی؟ سردبیر آن سایت یا رسانه که من نمی شناسم برای خلاصی خود، گفته که رسانه ها این کار را کرده اند؟ اقای سردبیر لااقل خودش را معرفی کند تا از خود او بپرسیم چرا این حرف عجیب را زده.
۱۰ . اینکه آدم از حرف هایش پشیمان بشود طبیعی است ولی متهم کردن بی دلیل این و آن، به ویژه رسانه ها و مطبوعات، کار آدم های ضعیف است. بهتر است آدم وقتی حالش برای دیدار با یک خبرنگار مساعد است حرف بزند، نه اینکه وقتی مساعد نیست حرف بزند!
۱۱ . اگر آدم حالش مساعد نباشد و با رسانه ها حرف بزند، بعدش مجبور می شود با آنها که درباره شان حرف نامربوط زده، تریپ صمیمیت بردارد و هی بگوید من کاهانی را می پسندم، اصلا عاشق سینمای کاهانی ام، اصغرجون مهربان فلان و اصغر جون عزیزم بهمان و اصغر جون تحسینت می کنم. بعد مجبور می شود مغموم و متاسف شود و از اصغر مهربان تقاضای بخشش کند. راستی،«من بی گناه» از چه چیزی طلب بخشش می کند؟! از خطای ژورنالیستی یکی دیگر؟
۱۲ . آقای دری از کاهانی «پرتلاش» هم دلجویی کرده و حتی از تهیه کننده اش. بابت «فاجعه ناخواسته»؟ فاجعه؟ چرا فاجعه؟ به کدامین گناه نکرده آقای دری این همه خاکساری و عذرخواهی می کند؟ بعد چرا خواهش می کند که کاهانی و تهیه کننده اش و احتمالا فرهادی «سکوت هوشمندانه» کنند؟ سکوت هوشمندانه اگر خوب بود شما چرا خودت نکردی؟!
۱۳ . اعتماد آقای دری چه ربطی به مراجعه خبرنگار در روز «قدر» دارد؟ چرا نتوانستید خبرنگار را برانید؟ چون عصر روز قدر بود؟ روز قدر؟ داریم مگر؟ تاحالا فکر می کردیم فقط شب قدر داریم. تاوان نراندن خبرنگار را می دهید؟ «اعتماد کردم» یعنی کل منویاتتان را عرضه کنید بعد بزنید زیرش؟ اصلا یک خبرنگار، حالا چه جوان چه پیر، چه روز قدر چه شب قدر و چه غیر آن، مخاطب خوبی برای درددل یک عضو شورای پروانه ساخت است؟
۱۴ . آقای ایوبی عزیز! والله ایراد اصلی به شما وارد است. اگر فیلمسازان ضعیف و معمولی با کارنامه نحیف و یا کم کار و بازنشسته که اساسا توان فیلمسازی ندارند را به امر نظارت بر کار فیلمسازان بزرگ و فعال مملکت نگمارید کسی از شما ایراد نخواهد گرفت. از قدیم گفته اند: «به کارهای گران مرد کار دیده فرست» برادر من!»
——————-
مصاحبه دری را اینجا بخوانید
واکنش و تکذیب بعدی دری را اینجا بخوانید
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- فیلم کوتاه «شامیر» نامزد بهترین فیلمبرداری جشنواره امریکایی شد
- جایزهای فراتر از پناهی و فیلمش
- طبقه فرودست، اخلاق و مسالهی انتخاب
- یک یادداشت در هفت پرده
- آنها که «علت مرگ: نامعلوم» را توقیف کردند باید پاسخگو باشند!
- چند کلمه دربارهی فساد و فحشا و ابتذال و «کیک محبوب من»
- به بهانه تغییر رییس سازمان سینمایی/ باید مدیران را پاسخگو کنیم
- جشنواره اسپانیایی به «دوربین فرانسوی» جایزه طلایی داد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت





