جابر قاسمعلی فیلمنامهنویس با انتشار متنی در اینستاگرام درباره فیدل کاسترو نوشت.
به گزارش سینماسینما، متنی که این فیلمنامهنویس منتشر کرده به این شرح است:
پَشَنگه ی قطرات آب بر نشئگی یک نسل ….
اعتراف می کنم حالا دیگر به هیچ انقلابی در هیچ کجای جهان، دل خوش نکرده ام. از انقلاب، خون و خشونت می آید و من سالهاست دیگر از بوی خون و رنگ خون و حمام خون، همچون مارنی هیچکاک، سرگیجه می گیرم. دهه پنجاه و شصت (سالهای نوجوانی و جوانی ام) اما سرشار بود از شیر آهن کوه مردانی که برایم انتهای آرمان بودند؛ امام حسین(ع)، شریعتی، گلسرخی، چه گوارا، فیدل کاسترو و اورتگای ساندینیست. می دانستم که دست ام تا پای دامان آنها هم نمی رسد؛ کیست که با هفتاد و دو تن سردارِ سر به دار و در نبردی از پیش باخته، به مصاف سه چهار هزار سپاهی تا بُن دندان مسلح برود؟ کیست که در بیدادگاه قُپه داران، راست توی چشم رئیس ارتشتاران نگاه کند و از خلق بگوید؟ چگونه می شد با چهار تا جوان ریشوی سیگار برگ هاوانا بر لب، خلیج خوکها را به خواب و بیداری آمریکای ( آن موقع ) جهانخوار، همچون کابوسی، آشفته کرد؟
سالهای بعد اما سالهای پَشَنگه کردن آب بر صورت نشئه نسلی بود که در خواب و خیال و رویا به آرمان می اندیشید؛ گورباچف با پروستاریکا و گلاسنوست اش آمد و اتحادِ بزرگ شوروی به یکباره کوچک شد. اورتگای ساندینیست وقتی بازی انتخابات را به ویولتا چامورو باخت، مرد و مردانه، از قدرت کناره گرفت تا چند سال بعد با قاعده بازی انتخابات دوباره برگردد. کاسترو؛ اگرچه به روی خودش نیاورد، برادرش رائول را به گفتگو با آمریکای قبلا جهانخوار فرستاد. همه چیز عوض شده بود. دنیا تکان خورده بود.
اما …. وقتی شنیدم کاسترو؛ مرد آرمان و انقلاب، دو فیلم کوتاه نستور آلمندروس اسپانیایی که به کوبا رفته بود تا آنجا فیلم بسازد، را توقیف کرد، دیگر فقط پَشَنگه ی قطرات آبِ هشیاری نبود؛ سطلِ آبِ بیداری بود. انقلاب و آرمان اکنون رو در روی هنر و سینما ایستاده بود. من باید چه می کردم؟
انتخاب من، اما سینما بود؛ نستور آلمندروس؛ فیلمبردار سرگذشت آدل ه و کودک وحشیِ تروفو، عشق در بعد از ظهرِ اریک رومر، روزهای بهشتِ ترنس مالیک، کریمر علیه کریمر رابرت بنتون و …. حالا دیگر یقین دارم آزادی از انقلاب به دست نمی آید. آزادی فقط و فقط با تمرینِ گفتگو و مدارای یکدیگر حاصل می شود؛ سینما کافه ایست برای گفتگو و نقطه تلاقی آرمان و آزادی.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





