صفی یزدانیان با نخستین فیلمش «در دنیای تو ساعت چند است؟» توانست نظر مساعد بسیاری از اهالی سینما و منتقدان را جلب کند و علاوه بر موفقیت در جشنوارههای خارجی، لقب بهترین فیلم را از جانب منتقدان دریافت کند.
آلبوم موسیقی متن این فیلم، اثر کریستف رضاعی، نیز که چندی قبل به بازار آمد با استقبال زیادی از سمت مردم مواجه شد و در تازهترین موفقیتهای فیلم، منتقدان سینمای ایران جایزه بهترین فیلم، فیلمنامه، موسیقی متن و فیلمبرداری را به این فیلم اهدا کردند. با صفی یزدانیان که خود سابقه سینمایینویسی دارد درباره موفقیت اخیر فیلمش گپوگفتی داشتیم:
فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» از زمان نمایش در جشنواره فیلم فجر تا به امروز مورد تأیید طیف عظیمی از سینمایینویسان کشور بوده است. بارها از سمت منتقدان سینما تحسین شده و جوایز اصلی انجمن منتقدان به این فیلم تأیید دوبارهای از جانب آنها بود. این تأیید و تشویق تا چه حد برای شما مهم است؟
تأیید از سمت منتقدان طبعا بسیار مهم است، به همان نسبت هم تأیید و نظرات مثبت مخاطبان دلگرمکننده است. بههرحال منتقدان و سینمایینویسان تریبونی برای ارائه نظراتشان دارند که بازتابهای بیشتری دارد اما در این مدت نظرات جالبی از سمت مردم درباره فیلم گرفتم که حتی برخی از آنها حس یا تجربه شخصیشان بوده که بسیار جالب بود. بههرجهت با توجه به سابقهای که در نوشتن مقالههای سینمایی دارم، تحسین دوستانم در انجمن منتقدان برایم خوشایند بود. اتفاقی که جایزه انجمن منتقدان را برایم بامعنیتر کرد این بود که نخستین نمایش این فیلم در فستیوال بوسان بود و در آن فستیوال نیز این فیلم نخستین جایزهاش را از منتقدان گرفت و تازهترین جوایزش نیز مربوط به انجمن منتقدان سینمای ایران بود.
نقدها و نظرات متفاوت و زیادی درباره فیلم نوشته یا گفته شده است. تا به امروز نظر یا دیدگاهی خاص باعث شده توجه شما را در نگارش یا کارگردانی به سمتی ببرد که در اثر بعدی نمود پیدا کند؟
فکر نمیکنم هیچ نقدی به این شکل و خیلی مستقیم تأثیرگذار باشد. قطعا تأثیرات احساسی خواهد داشت. نکاتی که دوستان سینمایینویس در مورد ریتم فیلم یا موارد دیگری که اشاره کردند، برایم قابلتوجه بود و قطعا در کار بعدی به آن توجه خواهم کرد. طبعا گاهی چیزهایی میشنوم که در زمان ساخت به آنها فکر نکرده بودم و تعابیری از فیلم میشود که برایم جذاب است. مثل اینکه شخصی نوشته بود کسی که در این فیلم در تبعید است شخصیت فرهاد است چراکه در دنیای ذهنی خودش تبعید شده است و ظاهر فیلم تنها نشان میدهد که گلی در غربت بهسر میبرد و این از جمله مواردی بود که برایم جالب بود. از این دست موارد از حرفهایها و دیگران زیاد شنیدم و حتی با خودم فکر کردم چقدر خوب است که بشود روزی همه این دیدگاهها را گردآوری کرد و خوشحالم که این فیلم تماشاگرش را به حرفزدن یا نویسنده را به نوشتن تشویق میکند و از این جهت فکر میکنم فیلم زندهای است و کسی از کنارش بیتفاوت نمیگذرد. تعداد زیادی از سینمایینویسان که در این مدت درباره فیلم نوشتند را نمیشناسم. خواندن متنها و نقدها حسی شبیه خواندن نامههایی است که از سمت مردم و مخاطبان به دستم میرسد. فکر میکنم گرفتن جایزه جرئت حرفزدن به کسانی که میخواهند درباره فیلم حرف بزنند را میدهد. خوشحالم که بعد از اکران این فیلم در جشنواره تابهامروز فضایی برای فیلم به وجود آمد که مطبوعات و مردم بیش از پیش به آن توجه کردند و جایزه انجمن منتقدان نتیجه این اتفاق بود و جای خوشحالی است که از سینمایینویسان این جایزه را دریافت کردم.
آقای یزدانیان بسیاری از منتقدان و مردم منتظر اثر بعدی شما هستند. آیا ساخت فیلم بعدی بههمینزودی آغاز خواهد شد یا خیر؟
بارها به این موضوع اشاره کردهام که «در دنیای تو ساعت چند است؟» را با کمک دوستانی که کنارم بودند با فراغ بال ساختم که محال است بار دیگر در چنین شرایطی فیلم بسازم. قطعا علاقهمندم که فیلم بعدی را بههمینزودی بسازم و این روزها خیلی جدی مشغول نوشتن هستم و امیدوارم که شرایط ساخت فیلم خیلی زود فراهم شود.
فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» از زمان نمایش در جشنواره فیلم فجر تا به امروز مورد تأیید طیف عظیمی از سینمایینویسان کشور بوده است. بارها از سمت منتقدان سینما تحسین شده و جوایز اصلی انجمن منتقدان به این فیلم تأیید دوبارهای از جانب آنها بود. این تأیید و تشویق تا چه حد برای شما مهم است؟
تأیید از سمت منتقدان طبعا بسیار مهم است، به همان نسبت هم تأیید و نظرات مثبت مخاطبان دلگرمکننده است. بههرحال منتقدان و سینمایینویسان تریبونی برای ارائه نظراتشان دارند که بازتابهای بیشتری دارد اما در این مدت نظرات جالبی از سمت مردم درباره فیلم گرفتم که حتی برخی از آنها حس یا تجربه شخصیشان بوده که بسیار جالب بود. بههرجهت با توجه به سابقهای که در نوشتن مقالههای سینمایی دارم، تحسین دوستانم در انجمن منتقدان برایم خوشایند بود. اتفاقی که جایزه انجمن منتقدان را برایم بامعنیتر کرد این بود که نخستین نمایش این فیلم در فستیوال بوسان بود و در آن فستیوال نیز این فیلم نخستین جایزهاش را از منتقدان گرفت و تازهترین جوایزش نیز مربوط به انجمن منتقدان سینمای ایران بود.
نقدها و نظرات متفاوت و زیادی درباره فیلم نوشته یا گفته شده است. تا به امروز نظر یا دیدگاهی خاص باعث شده توجه شما را در نگارش یا کارگردانی به سمتی ببرد که در اثر بعدی نمود پیدا کند؟
فکر نمیکنم هیچ نقدی به این شکل و خیلی مستقیم تأثیرگذار باشد. قطعا تأثیرات احساسی خواهد داشت. نکاتی که دوستان سینمایینویس در مورد ریتم فیلم یا موارد دیگری که اشاره کردند، برایم قابلتوجه بود و قطعا در کار بعدی به آن توجه خواهم کرد. طبعا گاهی چیزهایی میشنوم که در زمان ساخت به آنها فکر نکرده بودم و تعابیری از فیلم میشود که برایم جذاب است. مثل اینکه شخصی نوشته بود کسی که در این فیلم در تبعید است شخصیت فرهاد است چراکه در دنیای ذهنی خودش تبعید شده است و ظاهر فیلم تنها نشان میدهد که گلی در غربت بهسر میبرد و این از جمله مواردی بود که برایم جالب بود. از این دست موارد از حرفهایها و دیگران زیاد شنیدم و حتی با خودم فکر کردم چقدر خوب است که بشود روزی همه این دیدگاهها را گردآوری کرد و خوشحالم که این فیلم تماشاگرش را به حرفزدن یا نویسنده را به نوشتن تشویق میکند و از این جهت فکر میکنم فیلم زندهای است و کسی از کنارش بیتفاوت نمیگذرد. تعداد زیادی از سینمایینویسان که در این مدت درباره فیلم نوشتند را نمیشناسم. خواندن متنها و نقدها حسی شبیه خواندن نامههایی است که از سمت مردم و مخاطبان به دستم میرسد. فکر میکنم گرفتن جایزه جرئت حرفزدن به کسانی که میخواهند درباره فیلم حرف بزنند را میدهد. خوشحالم که بعد از اکران این فیلم در جشنواره تابهامروز فضایی برای فیلم به وجود آمد که مطبوعات و مردم بیش از پیش به آن توجه کردند و جایزه انجمن منتقدان نتیجه این اتفاق بود و جای خوشحالی است که از سینمایینویسان این جایزه را دریافت کردم.
آقای یزدانیان بسیاری از منتقدان و مردم منتظر اثر بعدی شما هستند. آیا ساخت فیلم بعدی بههمینزودی آغاز خواهد شد یا خیر؟
بارها به این موضوع اشاره کردهام که «در دنیای تو ساعت چند است؟» را با کمک دوستانی که کنارم بودند با فراغ بال ساختم که محال است بار دیگر در چنین شرایطی فیلم بسازم. قطعا علاقهمندم که فیلم بعدی را بههمینزودی بسازم و این روزها خیلی جدی مشغول نوشتن هستم و امیدوارم که شرایط ساخت فیلم خیلی زود فراهم شود.
منبع: روزنامه شرق
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- طراحی در سینما در هفته طراحی تهران
- آیا سیر تطور نمایش خانگی، کابوسی برای تلویزیون و سینماست؟
- مهر آمد، سینما هم میآید؟!
- سینمای ایران در دهه آینده/ به مناسبت روز ملی سینما
- چرا دراماتیک نیستیم؟/ سینمای جزئیات، سینمای کلیات
- فصل جدید همکاری سینما و تلویزیون با تشکیل کارگروه مشترک
- صِفر، نوزده/ سوءتفاهم دربارهی مفهوم قضاوت
- عاشقانی که چراغ صحنه را روشن نگاه داشتهاند
- مواضع تند و تیز وزیر پیشنهادی ارشاد/ خانه سینما وجاهت قانونی ندارد، فیلمها ضدارزش و غیراخلاقیاند
- مردی که زیاد میدانست/ در یادبود حمیدرضا صدر
- تا کی به انتظار؟!
- سینما و دههای که شصت بود!
- لیست فیلمهای سینمایی ایرانی فیلمخانه ملی منتشر شد
- سواد رسانهای و جامعه ایرانی
- برشهای کوتاه/ تلاقی نقاشی و سینما (ون گوگ)
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- رمز و رازهای سر به مهر/ نگاهی به فیلم «گورکن»
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





