سینماسینما، عدنان شاه طلایی
فیلم «اسفند» ساخته دانش اقباشاوی، یکی از آثار برجسته در ژانر دفاع مقدس در سینمای ایران است که به زندگی شهید علی هاشمی ونقش کلیدی او در عملیات خیبر می پردازد .این فیلم نه تنها تصویری از جبهه های جنگ و نبردهای رزمی را به نمایش می گذارد، بلکه بیش از هر چیز به اهمیت اتحاد، همبستگی و تلاش برای جلب اعتماد میان اقوام مختلف ایران در سخت ترین روزهای جنگ می پردازد.
«اسفند» در لایه نخست، یک فیلم جنگی با فیلمنامه ای فکر شده از سوی اقباشاوی، اما متفاوت با بسیاری از آثار مشابه در این ژانر است. تمرکز برابعاد انسانی و اجتماعی جنگ است که نه تنها از یک روایت صرفا عملیاتی نظامی فراتر برده و آن را تبدیل به درامی اجتماعی می کند که دغدغه های هویت، اعتماد و وحدت ملی را به تصویر می کشاند.
شخصیت شهید هاشمی در فیلم به عنوان نماد اتحاد و مدیریت صحیح معرفی می کند که با تلاش، فراوان و پشتکار توانست اختلافات میان طوایف منطقه را کنار بزند و آن ها را در مسیری واحد به سمت همکاری و دفاع از وطن هدایت کند. این مسئله مهم، نقطه عطف فیلم به شمار می رود که پیام روشنی درباره اهمیت همبستگی ملی در برابر تهدیدات خارجی دارد.
از نقاط قوت فیلم «اسفند»، همین اشاره های انسانی و درست به شخصیت شهید هاشمی است. درحالی که بسیاری از آثار جنگی به نمایش قهرمانانه صرفا از نگاه وزاویه دستاوردهای نظامی می پردازند. فیلم نشان می دهد موفقیت عملیات خیبر و تشکیل قرارگاه نصرت حاصل کار گروهی و باور به وحدت بود و نه فقط توان نظامی فردی.
این رویکرد انسانی به شهید هاشمی به مخاطب فیلم فرصت می دهد تا فراتر از یک قهرمان جنگ، او را بعنوان مردی که دلش برای مردمسرزمین اش می تپد درک کند .
از نکات برجسته فیلم اتحاد همین اقوام مختلف از اعراب و دیگران است. ایرانیان عرب جنوب تسلط کامل به زبان فارسی دارند. در شرایطی که جنگ باعث تنش و شکاف های قومی شده بود ،فیلم به خوبی، نشان می دهد چگونه شهید هاشمی و رزمندگان بامدیریت هوشمندانه توانستند دیوارهای فاصله را بشکنند و جبهه ای متحد بسازند، اتحاد و همکاری میان گروه ها نه تنها در شکل گیری قرارگاه نصرت و عملیات های موفقی چون عملیات آبی و خاکی و فتح جزایر مجنون و هور العظیم نقش داشت بلکه پیام مهمی درباره یک وحدت، و یک همزیستی صلح آمیز را به تماشاچی فیلم ارائه می دهد.
فیلم «اسفند» به لحاظ بصری و فنی قابل ملاحظه است و طراحی های صحنه دقیق، لباس و فضاهایی که خلق می کند جنوب کشور و جبهه های جنگ را به شکل قابل استنادی باورپذیر، جلوه داده است. صحنههای نبرد، تماشاگر را به دل وقایعی هولناک از زدوخورد و صحنه های جنگ را باشدت و اوج شرایط طاقت فرسایش نشانمان ،می دهد. به این ترتیب اسفند از یک پیام جنگی صرف، به اثری هنرپردازانه که پیام هایی فراتر از میدان نبرد به مخاطب یادآوری می کند که اگر از جنگ و جزییات تاکتیکی آن اطلاعی نداشته یا از تاریخ دفاع مقدس هم چیزی نداند، شاید کمی گیج کننده باشد. در مجموع اما این دقت در نمایش نبرد و مقابله در فیلم به غنای بصری و محتوایی نیز افزوده است. باوجود همه نکات قوت شاید در برخی بخش ها و برخی شخصیتهای فرعی و طوایف محلی که به آنها اشاره می شود، فرصت کافی برای بسط دراماتیک پیدا نکرده اند، و این موجب شده که عمق روابط و کشمکش های داخلی اندکی سطحی به نظر برسد. با همه آنچه که عنوان شد ساخته دانش اقباشاوی اثری قابل ستایش و تاثیرگذار است که توانسته یکی از مهمترین بخش های تاریخ دفاع مقدس، یعنی نقش شهید علی هاشمی در شکل دادن یک وحدت و وفاق میان رزمندگان و مردم جنوب کشور فراتر از یک اثر جنگی صرف که سندی تاریخی اجتماعی است، رقم بزند. و پیامی ملی را با خود به مخاطب ارائه کند و این نکته را یادآور میکند که پیروزی از آن کسانی است که فراتر از اختلافات قومی و فرهنگی به همبستگی و همکاری باور دارند که در حفظ وطن تلاش می کنند. البته فیلمساز در انتقال مفهوم انسانی و ارزش تمامیت ارضی و آزادی اشغالگری های جغرافیایی مورد نظر فیلم، موثر عمل می کند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- «الماسهای تراش نخورده»؛ روایتی از طمع و اضطراب در جهانی بیقرار
- در سایه سوءظن و سکوت؛ «مأمور مخفی» و چهره پنهان برزیل
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- «لندمن: کارگزار زمینهای نفتی»؛ کلاه کابوی و طلای سیاه
- «کج پیله» وقتی زنها از پوست خودشان، خارج میشوند
- «اتاقک گلی»؛ تصویری از مقاومت خاموش در لبه تاریخ
- «سلاحها»؛ سایه یک تراژدی بر شهر مِی بروک
- «دختری با سوزن»؛ تجربهای روانشناسانه از ترس و تعلیق
- «سوپرمن»؛ سقوط بزرگ ابرقهرمان/ ماجرای یک اسطورهی خسته از سی.جی.آی
- «ادینگتون»؛ تابلویی تلخ از بحران، قدرت و انسداد روانی
- «زن و بچه»؛ سفری در دل تلاطم زندگی یک زن
- «دست ناپیدا»؛ زنی برخاسته از خاک و تصویر با دوربین نه تفنگ
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»
- برندا فریکر درگذشت
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- درباره نمایشنامه «حسین شهید»/ نامهای سرگشاده
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- سه جایزه آمریکایی به فیلم ایرانی رسید
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان





