سینماسینما، زهرا مشتاق
نمی شود گفت Blindspot سریال درجه یکی است، که نیست. اما به خصوص برای آنها که نیازمند یک هیجان مدام هستند و سریال هایی که پر از جنایت و معما و پلیس بازی و صحنه های اکشن باشد، دوست داشته باشند، می توانند برای یک بار وقت گذاشت و هر پنج فصل نقطه کور را ببینند. سریالی که البته بین چند شخصیت اصلی که اعضای یک گروه ضد کارهای تروریستی هستند، توازن و گره های عاطفی، اخلاقی و شخصیتی درستی ایجاد کرده. اعضایی که در آخرین فصل به خصوص تبدیل به یک خانواده جدایی ناپذیر از هم می شوند و گویا اصلا اختراع شده اند که به دل حادثه ها بروند. چون هر حادثه ای در دستشان مثل موم آب می شود. همه چیز با پیدا شدن جین شروع می شود. زنی زیبا و مرموز در میان ساکی بزرگ وسط میدان تایمز نیویورک و سرتاپا خالکوبی شده. او برهنه ای است که از خالکوبی هایش برای او جامه ای مهیا شده. جین باید کشف شود. زنی عجیب با توانایی های ویژه.
نقطه کور پر از حادثه است. اتفاق هایی که آدم فکر می کند فیلم نامه نویس از کجای مغزش درآورده و گاه حتا آدم فکر می کند، اگر FBI می تواند در معرض چنین خطرات ترسناکی باشد، پس زندگی بسیار هولناک تر از چیزی است که قبلا تصور می شده. چون از در و دیوار خیانت و جنایت و مرگ و ترس و اضطراب می بارد و دست ها گویا لحظه ای حتا نمی بایست از سلاح های مسلح شده جدا شود. چون از اندیشه انسان ها پلیدی هایی چنان باورناپذیر تراوش می یابد که ناگزیر از مقابله با این هجمه هاییم.
گرچه نقطه کور سریال شاخصی نیست، اما چند ویژگی دارد. اول فراوانی قصه. که می تواند برای فیلمنامه نویسان بسیار قابل تامل باشد. اینکه چگونه در یک بستر ثابت، می تواند این همه قصه خلق شود. قصه هایی که در جان شخصیت ها رسوب می کند و آنها را به حرکت درمی آورد. اتفاق هایی که در عین اشتراک ساختاری، هرکدام شرایط جدیدی را در داستان ایجاد می کند و این ترس هماره، هماره هست و وجود دارد. نکته دوم تعدد پلان هاست. به طوری که به خصوص اگر مثل من متاسفانه مسلط به زبان انگلیسی نباشید، تا در حال خواندن زیرنویس پلان اول هستید، دوازده پلان دیگر آمده و گذشته. منظورم ریتم است. هر چه در مجموعه های ایرانی ریتم اگر نگوییم کند و ملال آور؛ کند و آهسته است، در سریال های خارجی، و برای مثال همین نقطه کور سرعت در ریتم، تغییر پلان و لوکیشن غوغا می کند. عواملی که مخاطب را ناچار به دویدن می کند. دویدن و نفس زدن برای جانماندن از وقایع بسیار. این خلاقیت در زایش درخت قصه اصلی و سپس یک عالمه نه جوانه، که درختچه های بسیار از این بدنه، نمی تواند حاصل یک کار معمولی باشد. من همیشه یکی از آرزوهایم این بوده که در سکوت بنشینم و ببینم یا اگر بشود بپرسم که این همه ایده های خلاق و گاه عجیب و درخشان از کجا می آید؟ سرچشمه اش چیست؟ زادگاه، فرهنگ، دانش مطالعه، تعامل با جهان آزاد. واقعا از کجا می آید. منظورم این سریال نیست. منظورم تفاوت بنیادین میان بافت سریال های ایرانی و خارجی است. که ریتم و خلق داستان، یکی از همان عناصر قابل بررسی است.
نکته دیگر درباره این سریال، طراحی صحنه و به خصوص فضا سازی آزمایشگاه پترسون با بازی درخشان اشلی جوهانسن است که هوش سرشار چنان در او تنیده شده به نظر می رسد، که گویا دیگر تفاوتی میان اشلی واقعی و پترسون فیلم وجود ندارد. او یک تن است میان دو اسم. انسانی که اختراع شده تا به کشف خالکوبی های عجیب جین بپردازد و مدام به حل معمایی تازه بپردازد.
نقطه کور را ببینید. محصول شبکه NBC و ساخته مارتین گرو در پنج فصل پرشتاب، محصول ۲۰۱۵ آمریکا.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- جوایز گلدن گلوب از تحریم خارج شد
- افزایش مخاطبان «پخش زنده شنبه شب» در پی حضور ایلان ماسک
- گلدن گلوب و یک درخواست از اهداکنندگان جوایز
- جیم کری در نقش یک نامزد انتخاباتی
- رکورد بینندگان تلویزیونی اسکار شکسته شد
- سینما با طعم انتخابات / «نهنگ عنبر ۲» همچنان صدرنشین جدول فروش
- برنامه جدید سینماها اعلام شد/ چه فیلم هایی در اردیبهشت روی پرده می رود
- افتتاحیه فیلم «نقطه کور» با یاد افشین یداللهی/ تصاویر
- کدام فیلمها به اکران دوم نوروز میرسند؟
- جایزه جشنواره مکزیکی برای «نقطه کور»
- آیا سینماها در نیمه دوم سال هم خوب میفروشند؟/ جاماندههای اکران و امیدهای گیشه
- گزارش تصویری نشست خبری فیلم نقطه کور
- نشست خبری نقطه کور برگزار شد / خانواده و طلاق تاریخ مصرف ندارد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





