تاریخ انتشار:۱۴۰۱/۰۵/۲۳ - ۲۱:۳۷ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 179521

سینماسینما، مجید کوهکن

درباره بارت و شیوه این تحلیل

رولان بارت (۱۹۱۵ ۱۹۸۰ م)  بی شک یکی از مهم ترین متفکران معاصر است. ذهن او با رویکردی برآمده از یک الگوی فراگیر حوزه های متفاوتی را، از جمله نشانه شناسی، نقد ادبی، زبان شناسی، عکاسی، نظام مد و پوشاک، جستجو  کرده و در پی کشف لایه های زیرین و ناپیدای امور بوده است. 

بابک احمدی در کتاب ساختار و تاویل متن می نویسد: ” بارت در پی کشف معنا نبود بلکه می خواست قاعده های معنایی را کشف کند. یعنی امکاناتی که زبان برای معنا فراهم می آورد.”

بارت معتقد است که به کمک رمزگان به سطحی ژرف‌تر از معنای تحت الفظی می توان رسید که همانا معنای ضمنی است.

آنچه که باعث دلالت یا به عبارتی معناهای ضمنی می شود رمزگان ها هستند. بدین ترتیب رمزگان ها یا نشانه ها (دال و مدلول) سازنده دال جدید می شوند که به گستره دلالت های ضمنی تعلق دارند. هنرمند و مخاطب به کمک رمزگان ها تبادل معنا می کنند و در چارچوب رمزگان فرهنگی_هنری، معنای ضمنی آفریده می شود.

روش مورد استفاده من در این تحقیق، بر اساس الگوی پنجگانه ای است که بارت در کتاب “اس زد” (s/z) معرفی می کند و با توضیح و تبیین آن پایه بسیاری از بررسی های پس از خود را طرح ریزی می کند. با این توضیح که تنها به کشف رمزها اکتفا نکرده ام بلکه تلاش دارم با پیوند رمزها  نشان دهم سوژه چگونه شکل می گیرد و ساختار جریان قدرت در این اثر که نمونه تخیلی یک جهان واقعی است به چه شکل است.

رمزگان هایی که رولان بارت برای بررسی پیشنهاد می دهد، عبارتند از: رمزگان فرهنگی، رمزگان کنشی، رمزگان نمادین، رمزگان واحدهای کمینه معنایی و رمزگان هرمنوتیکی. 

  1. رمزگان فرهنگی قلمرو اسطوره شناسی و ایدئولوژی است و مجرای ارجاع متن به بیرون از متن و دانش عمومی است. در هم تنیده شدن این مرجع ها حس واقعیت را در متن به وجود می آورد زیرا آن‌ها افکار و باورهای طبیعی و موجه فرهنگی هستند که رمزگان های طبیعی انگاشته می شوند.
  2. رمزگان کنشی، رمزگان ناظر بر کنش هاست. این رمزگان با زنجیره رویدادها سر و کار دارد.
  3. رمزگان نمادین، رمزگان ترکیب بندی های قابل تشخیص است  که به طور منظم و به شیوه های مختلف در متن تکرار می شوند وسرانجام ترکیب بندی غالب را می سازند.
  4. رمزگان معنایی که در پی واحدهای کمینه معنایی و معنای ضمنی آن ها است. این رویکرد به ما کمک می کند تا دریابیم که معنا چگونه در متن پراکنده می شود.
  5. رمزگان هرمنوتیک یا معمایی عبارت از واحدهایی است که ممکن است سوالی را صورت بندی کنند یا پاسخ به آن را به تاخیر بیندازند.

درباره پلتفرم

فیلم سینمایی “حفره” به اسپانیولی (EL HOYO)   به کارگردانی “گالدر گازتلو اوروتیا” محصول ۲۰۱۹ اسپانیا است که  نخستین بار در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد و توانست نظر تماشاگران و منتقدین را به خود جلب کند. پس از آن شبکه “نتفلیکس”  (Netflix) امتیاز  آن را به دست آورد و فیلم با نام انگلیسی پلتفرم The Platform روی شبکه های پخش قرار گرفت و توانست به عنوان اولین فیلم این کارگردان نظرات مختلفی را به خود جلب و جذب کند.

پلتفرم، زندانی را نشان می دهد  که ساختاری طبقاتی و عمودی دارد و در هر طبقه دو نفر سکونت دارند. در واقع هر طبقه، اتاقی ست  با حفره هایی بزرگ در سقف و کف که فقط باریکه ای  جا برای قرار گرفتن دو تخت  در دو طرف آن قرار دارد و محل ارتباطِ هم سلولی ها با هم است.  هر روز در ساعتی مشخص  سکویی از بین این حفره‌ها عبور می کند و غذای آنها را با خود می‌آورد. این آسانسور که میزی پر زرق و برق است از طبقه بالا حرکت می کند و به طبقات پایین می رسد. با این توضیح که هر کس آزاد است هر چقدر می خواهد غذا بخورد اما نمی تواند غذایی را ذخیره کند. نکته دیگری که در این ساختمان وجود دارد این است که هر ماه جای افراد  و هم اتاقی آنها در طبقات تغییر می کند و ممکن است شخص به طبقات بالاتر یا پایین تر منتقل شود. 

تماشاگر و گورنگ _شخصیتی که به دلخواه به این زندان آمده است_ در سکانس اول متوجه می شوند آنهایی که در طبقات بالاتر هستند بیش از نیاز می خورند و غذا به طبقات پایین تر نمی رسد تا جایی که آنها گاه مجبور به کشتن و خوردن یکدیگر می شوند. پذیرش در زندان با  مصاحبه انجام می شود و هر کس غذای مورد علاقه خود را می گوید تا در منوی سکو قرار بگیرد. همچنین هر کس می تواند با خود ابزاری به زندان بیاورد. این توصیف بیشتر گویای قانون و قراردادی است که می توان از طرح کلی «پلتفرم» ترسیم کرد اما آنچه در این جهان واره رخ می دهد خود داستانی دیگر است که برای حسِ طعمش، باید آن را دید تا در این همخوانی و لذت مضاعف شریک شد.

یافته‌های تحلیل 

فیلم پلتفرم الگویی آشکار، از جامعۀ طبقاتی امروز به دست می‌دهد که سعی این  بررسی، نمودار کردن جنبه‌هایی از این الگو در دو سطح کلامی (مونولوگ و دیالوگ شخصیت ها، صداهای زمینه و افکت ها ) و دیداری (نورها، رنگ ها، تصاویر و المان های استفاده شده درفیلم) است.

 

الف: رمزگان فرهنگی   

رمزگان های فرهنگی در پلتفرم  به وفور یافت می شود و کارگردان به کمک همین رمزگان است که می تواند بسیاری از ناگفته های خود را به ما نشان دهد. در واقع ما  در این بخش به این مساله می پردازیم که فیلم پلتفرم  دارای چه ویژگی های ایدئولوزیکی است: 

  1. گورنگ، شخصیتی که در طول فیلم دغدغه تغییر و نجات دیگران را از آن زندان  دارد، وسیله ای که با خود به حفره می برد یک جلد کتاب است. اشاره به پیامبران دارای شریعت که هر کدام برای نجات بشریت کتاب داشتند.
  2. پس از خودکشی ایموگری این آیه از انجیل خوانده می شود که ” از خون من بنوشید و از بدن من بخورید ” که اشاره به  داستان عیسی در انجیل دارد. گویی که گورنگ نماد مسیحیت است که با فدا کردن خود دیگران را نجات خواهد داد. در پلانی دیگر اما این اشاره نقض می شود ؛آنجا که یکی از اعضای پلتفرم به او می گوید تو اگر مسیح هستی باید غذای ما را بیشتر کنی نه این که همان مقدار را نیز از ما دریغ نمایی. و این از تناقض های درونی متن است که در جهان بیرون از این پلتفرم نیز بر ما جاری است. این جاست که شاید تعبیر فروغ فرخزاد شایستۀ یادآوری باشد: “نجات دهنده در گور خفته است.” 
  3. شیوه زانو زدن مقابل میز غذا که شبیه به جا آوردن عشای ربانی است.
  4. باهارات شخصیت دیگری است که  فقط با یک طناب می خواهد خود را نجات دهد. در واقع نقب و نقدی است به عرفان ها و آیین های بودایی و شرقی که در پی رستگاری خود هستند و خود را مسئول دیگران نمی دانند.
  5. میهارو، زن شرقی، نماینده طیفی وسیعی از مهاجران رویازده است؛ انسان سرگردانی که معلق در این نظم ناشناخته دنبال رویا و هویت از دست رفته خویش است و اکنون در تلاش است تا فرزند خود را نجات دهد و حضور دختربچه در پایین ترین طبقات خود از نمادهای فرامادی پلتفرم است تا ناکامی و شکست خوردگی ایدئولوژی های موجود را توجیه و کلید رهایی را در دست آیندگان و نسل های آتی بگذارد.

هر چند فیلم تمام تلاشش را می کند تا خود را اثری بی طرف و غیر ایدئولوژیک معرفی کند اما در نهایت شاهدیم که در تعیین و ساختن ساختار قدرت چه نوع ایده ای  را می سازد یا به ذهن می آورد.

ب: رمزگان کنشی:

شاید ترسیم جهان واره‌ای که این کارگردان فیلم اولی برای فیلمش ترسیم کرده را در نگاه اول خالی از خلل بدانیم و سرمست داستان دلهره آور و شعارها و فضاهای زمانه‌پسند او شویم، ولی با وجود موفقیت در ترسیم این جهان همچنان پاره ای از سوالات را در مورد کنشمندی روابط و اتفاقات، بدون پاسخ می گذارد. دنیای پلتفرم یک دنیای خیالی است که می تواند شباهت زیادی به دنیای واقعی داشته باشد. چرا که همه درگیری ها و کشمکش هایی که در این پلتفرم رخ می دهد چه بسا در جوار ما در جوامع مختلف در حال وقوع باشد اما به دلایل خاصی ما حاضر به قبول آن نیستیم و چه بسا ما خود جزیی از چرخ دنده های سیستمی باشیم که در حال انجام فعالیت هایی است که منتج به نتایج وخیمی می‌شوند که ما از آنها بی خبریم. بر همین اساس در اینجا به برخی از رمزگان کنشی این فیلم اشاره می کنیم. از نظر روایی، کنش ها مبتنی بر یکدیگرند و تا حدودی روابط علی و معلولی پدیده ها را توجیه می کنند:

  1. این که پایان هر ماه با به خواب رفتن در طبقه ای دیگر بیدار می شوید بستگی به بخت دارد که در طبقه های نزدیک به صفر باشید یا طبقات پایین تر. اگر شما در طبقه ای باشید که هیچ غذایی به آن نرسد آنگاه کنش شما چه خواهد بود؟
  2. اگر غذایی در یکی از طبقات ذخیره شود دمای آن طبقه یا خیلی بالا می رود یا یخ می زند. پس هر کس در مدت معلوم باید تلاش کند مقدار بیشتری بخورد.
  3. آن جا که ایموگری می خواهد طبقات پایین تر را متقاعد کند که به اندازۀ غدای چیده شده در بشقاب بخورند و آنها سر باز می زنند، گورنگ با حربه اگر انجام ندهی روی غذایتان مدفوع می کنم آنها را مجبور می کند تا این کار را انجام دهد.
  4. از آنجا که هر کس می تواند یک وسیله با خود به زندان بیاورد توجیهات هر کدام متفاوت است. تریماگاسی پس از دیدن یک تبلیغ از تلویزیون متوجه می شود که به جزییات اهمیت نداده و شاید همین باعث لذت نبردن او از زندگی شده، پس، چاقویی را که تبلیغ می شود می خرد و با خود می آورد.گورنگ نیز کتاب دن کیشوت را می آورد تا در آنجا با فرصتی که دارد تمامش کند و ایموگری سگش را با خود آورده اما همه این ابزارها در کنش های صحنه نقش های متفاوت تری به خود می گیرند؛ مثلا گورنگ آنجا که گرسنه می شود سعی می کند با کندن و خوردن ورق های کتاب خودش را سیر کند. یا تریما گاسی که قرار بوده با کاردش آجر ببرد گوشت انسان می برد.
  5. آنجا که باهارات از رفتن به طبقات بالا  باز می ماند گریز و راه چاره را در نفوذ به طبقات پایین می یابد و گورنگ به عنوان نیروی اراده و باهارات به عنوان قدرت جسمی و زور برای کشف معنا و ارسال پیام به طبقات پایین سفر می کنند.

ج: رمزگان نمادین:

فیلم پلتفرم در استفاده  از استعاره ها و نمادها گاه راه افراط می‌رود و نحوه ارائۀ این استعاره‌ها و نمادها به فیلم سمت و سویی شعارگونه می‌بخشد. اما برای فیلمی در ژانر وحشت و دارای مخاطب خاص خود گاهی این صراحت می تواند همچون فریادی باشد بر خیال در خواب ماندگان.  ما در اینجا فقط به ابزار همراه زندانیان می پردازیم:

  1. سگ همراه ایموگری می تواند نماد حیوان دوستی و احترام به حیوانات باشد.
  2. کتاب که نمادی از فرزانگی و روشنفکری است در حفره ابزار همراه کسی است که تا پایان از تلاش برای تغییر دست برنمی دارد.
  3. پول که در اختیار یکی دیگر از زندانیان است ناکارایی‌اش را در هنگام سختی و فشار نشان می‌دهد و این اشارتی است که پول همه جا نمی تواند موثر باشد.
  4. چاقوی تریماگاسی که علاوه بر اشاره به نقش رسانه ها در تصمیمات بزرگ زندگی بشر امروز، از سبعیت و خشونت لاینفک این موجود پرده برمی دارد.
  5. طناب باهارات یعنی ریسمانی که قرار بود بشر به آن چنگ بزند تا به آسمان ها برود و رستگار شود نه تنها به فضولات آغشته می شود بلکه سقوطش را نیز  موجب می گردد.

د: رمزگان کمینه معنایی:

پراکندگی معنا در پلتفرم یکنواخت و یکسان نیست گاهی این معناها آشکار و صریح است و گاه  از ورای حرکت ها و گفتگوهای انجام شده قابل تشخیص و تفهیم است. اما آنچه پلتفرم را یک فیلم غیر رئالیتسی قابل باور و درک می کند نزدیکی کنش‌های شخصیت های آن با کنش‌های افراد در جهان خارج است با این تفاوت که کارگردان برای این همراهی دست به تمهیداتی زده است.

جهان موازی که در پلتفرم ارائه می شود تمام پیکره های جهان واقعی را در خود دارد مگر استثنائاتی که آن ها نیز ناگزیر می نمایند؛ بر همین اساس  این توازی ما را بر آن می دارد تا این جهان را باور کنیم و در خصوص آنچه پیرامونمان می گذرد به دیده تردید بنگریم و حتی از خود سوال کنیم اگر ما جای آنها بودیم چه واکنشی نشان می دادیم. از خود می‌پرسیم تلاش انسان امروز که همه تقلایش را می کند تا به هر قیمتی زنده بماند واقعا ارزشش را دارد؟

کارگردان، هماهنگ با شخصیت‌هایش، درون‌مایۀ تصویری خاکستری و در صحنه های خشن نور رنگ قرمز را برگزیده تا نشان دهد هیچ کدامشان به واقع نه سیاه مطلقند و نه سفید.  حتی گورنگ که مدعی تغییر وضع موجود است دست به قتل پیرمرد می زند و از گوشتش ارتزاق می کند.

روح تریماگاسی پس از کشته شدن توسط گورنگ می‌گوید: “حالا دیگر من و تو فرق زیادی نداریم جفتمون قاتلیم. به نظر نمیاد  بیرون از اینجا هم با اینجا تفاوت زیادی داشته باشه.” اشاره آشکار به اینکه ما همزمان هم مهاجم و هم قربانی هستیم. 

 و این معناها مدام در حال فروپاشی و بازسازی است. یعنی عدم قطعیتی که در همه لحظه ها و حالت های شخصیت هاست نمودی از بالا و پایین شدن اتفاقی آنها بین طبقات فرادست و فرودست است. 

کارگردان به ما در طبقه به طبقه پلتفرم یادآوری می کند درد آنها نه از خارج از مجموعه که از خود آن هاست و برای بهتر شدن این وضعیت راهی جز همبستگی تمام اعضا نیست. این مساله نه مختص یک کشور و نژاد که مبتلابه همه جهان است و همانگونه که در این فیلم هم می‌بینیم این معنا برای نژادها و رنگها و آدمها از سیاه پوست گرفته تا انسان شرقی و زن و مرد و حیوان و… جاری است.

ه: رمزگان هرمنوتیک:

براساس مفهوم‌پردازی رولان بارت از رمزگان هرمنوتیکی ما در این فیلم با مجموعه سوالها و چالش هایی روبرو می شویم که یا معنا را به تعویق می اندازند و یا بی پاسخ می مانند. نمونه کنش ها و اعمالی که به آنها جوابی قطعی داده نمی شود و همواره ذهن ما را در حفره ای  از ابهام فرو می برند اینها هستند:

  1. چرا میهارو آن سگ را کشت؟ سگ توسط کسی کشته شد که دنبال فرزندش بود. اسم سگ رامسس دوم و اسم دختر او رامسس اول است. (آیا مساله بین دو گانه ی پرورش فرزند و نگهداریِ حیوان خانگی است؟)
  2. کودک چگونه در آن طبقه پایین بدون غذا زنده مانده بود؟ اصلا کودک چگونه به آن مکان آورده شده بود؟ آیا مسولان پلتفرم به کارمندان خود هم نسبت به نبودن بچه ها در حفره دروغ گفته بودند. چرا ماندن غذا در طبقه او باعث تغییر دما نشد؟
  3. دلیل لال بودن میهارو و  کودک یا لااقل سخن نگفتن آنها چه بود؟
  4. آیا همانطور که مدیریت در خصوص شیوه اداره حفره به ایموگری دروغ گفته بود؛ او نیز در خصوص میهارو به گورنگ دروغ می گفت؟
  5. چرا باهارات برای رسیدن به طبقه صفر از سکو استفاده نمی کرد. مگر نه اینکه سکو هم برای پایین رفتن و هم بالا رفتن بود؟
  6. اگر دو نفر از اعضای یک خانواده نیز همزمان در این پلتفرم در یک طبقه قرار می گرفتند آیا رفتاری خشن و مانند دیگر افراد پلتفرم داشتند؟ اگرمیهارو  و کودکش در یکی از طبقات پایین، بدون غذا، با هم بودند چه اتفاقی می افتاد؟
  7. فرستادن هر پیامی برای مدیریتی که می تواند بشنود و ببیند  ولی چشم و گوش خود را بسته است و خود آگاه به همه آنچه اتفاق می افتد است چه عایدی می تواند داشته باشد؟
  8. روح راهنمای تریماگاسی چرا باید همراه با گورنگ باشد؟ چگونه او که زخم خورده ی گورنگ است با او به سمت جاودانگی حرکت می کند؟
  9. حذف صدای محیط آشپزخانه برای تماشاگر آیا تمهیدی درمقابل حذف صدای ساکنان حفره برای کارکنان آشپزخانه است؟ یعنی آنها که از وجود یک مو در غذا این همه برافروخته می شوند از ریختن این همه خون در حفره بی اطلاعند یا بین اینها تفاوت قائلند؟
  10. بالاخره کدام اندیشه می تواند بشر را نجات دهد؟ وقتی نه اقناع کارساز می شود و نه زور راهگشاست و ایدئولوژی ها همه شکست خورده اند و تنها به آینده امیدوارند پس با اکنون چه باید کرد؟ 

سخن آخر

 معماها و پرسش هایی که در طول این فیلم طرح می شود پای خیلی از حوزه ها را به تاویل و گسترش معنای پلتفرم باز می کند که حقیقتا برای برخی از آنها نه پاسخی وجود دارد و نه توقع پاسخ از فیلمی که آمده فقط تلنگری بزند می رود. 

با این حال پلتفرم توانست در زمان کرونا و در وضعیتی که جهان واقعی درگیر مسائلی همچون تلاش برای زنده بودن و یافتن غذا بود، مابه ازای قابل قبولی ترسیم کند.  در کشوری که این فیلم ساخته شده بود در زمان اولیه بحران، مردم به فروشگاه ها هجوم بردند و همه چیز را برای خود و خانواده خود غارت کردند، و به دیگران چیزی نرسید تا این همانی قابل قبولی باشد از آنچه در یک فیلم تخیلی روی می دهد.

منابع: 

  1. اس زد / رولان بارت / ترجمه سپیده شکری پور / انتشارات افراز / چاپ اول ۱۳۹۴
  2. نشانه شناسی/ رولان بارت / ترجمه ناصر فکوهی / انتشارات فرهنگ جاوید / چاپ دوم ۱۳۹۶
  3. نشانه شناسی کاربردی/ فرزان سجودی / نشر قصه / چاپ اول ۱۳۸۷

 

  1. ساختار و تاویل متن / بابک احمدی / نشر مرکز / جلد اول چاپ اول ۱۳۷۰
  2. جامعه شناسی رمان / جورج لوکاج / ترجمه محمد جعفر پوینده / نشر دفتر ویراسته / ۱۳۷۴
  3. www.netflix.com

 

برچسب‌ها:

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

آخرین ها