بیتا منصوری تهیه کننده سینما، از افرادی که توان مالی بالا و اشتیاق به حضور ر عرصه فیلمسازی دارند، استقبال می کند.
به گزارش سینما سینما ،او که این روزها فیلم «پاستاریونی» را به عنوان تهیه کننده روی پرده دارد، ورود سرمایه گذاران بخش خصوصی به سینمای ایران را مثبت ارزیابی کرد و گفت: فکر می کنم ورود سرمایه های بخش خصوصی منجر به ساخت فیلم هایی می شود که برخی رانت های دولتی تمایلی به ساخت آنها ندارند. گرچه بعید می دانم در بین سرمایه های بخش خصوصی افرادی که از راه درست به منافع بیزینس رسیده باشند، این ریسک را بپذیرند که یکدفعه روی هشت تا ۱۰ فیلم در یک سال سرمایه گذاری کنند. مگر اینکه یک پول بادآورده داشته باشند و یا شاید بخواهند پولشویی کنند که شک برانگیز می شود و خواه ناخواه کلی علامت سوال را جلوی آن شخص قرار می دهد. در کل اما ورود معقول سرمایه هایی که از حرفه های دیگر راه به سینما پیدا کرده اند، باید بسیار هم مورد استقبال واقع شود.
تهیهکننده فیلم «کاتی و ستاره» درباره اینکه میزان پیشرفت سینمای ایران از ناحیه ورود این سرمایه ها و اینکه چقدر از لحاظ فروش فیلم ها و ارتقای جایگاه هنری به نفع سینما بوده، افزود: این جریان امسال اصلا به نفع سینما نبوده و شدیداً ضرر هم رسانده است. در این شرایط آرام آرام تهیه کنندگان مستقل سینمایی فکر می کنند دیگر نمی توانند ادامه دهند، برای اینکه به مرور با هزینه هایی غیرواقعی مواجه می شوند. از جمله اینکه خود را ناچار می بینند تا به خیلی از بازیگران سینمای ایران چند برابر دستمزد واقعی شان پول پرداخت کنند. وقتی این آمار و ارقام اعلام شد، خواه ناخواه روی دستمزد دیگر بازیگران تأثیر منفی می گذارد. این مسئله آرام آرام کار را برای تهیه کنندگان مستقل سخت می کند. به هر دلیلی خواسته اند سرمایه های راکدشان را به سینما بیاورند، ولی درست وارد نشده اند و یک لطمه اساسی را به سینمای ایران خواهند زد.
تهیه کننده فیلم «رخ دیوانه» درباره اینکه عمدتاً سرمایه گذاران چه مشکلاتی برای سرمایه گذاری در سینما دارند، گفت: مشکلی ندارند و پول هم دارند. آمار و ارقام هم بسیار جذاب است، فلان فیلم ۲۰ میلیارد فروخت، فلان فیلم ۱۵ میلیارد و … . شاید دوستانی که به آنان مشاوره می دهند، نگفته اند ممکن است تقریباً یک سوم این پول برمی گردد.
مجری طرح فیلم «زادبوم» در ادامه افزود: به قول یکی از دوستان، متأسفانه کسی که دستش در جیبش است و می تواند سرمایه گذاری کند به نوعی با خود می گوید «ما تعیین می کنیم مردم چه ببینند؟!». خب این نگرش یک مقدار آدم را اذیت می کند. ما خیلی فیلم های خوش ساختی داریم که متاسفانه با نگاه به فیلمهای خارجی و خشونت جاری در آنها ساخته شده اند که شخصا دوستشان ندارم. فکر هم می کنم مردم ما به اندازه کافی آزرده هستند و اگر پای تلویزیون فیلمی ناخوشایند ببینند، در نهایت خاموشش می کنند، اما اگر قرار باشد در آلودگی هوا و هزار مشکل دیگر به سینما بروند و فیلمی را تماشا کنند تا راضی از سالن بیرون بیایند، اگر به آنان کلک بزنم و در تیزر و تبلیغات فیلم را به شکل دیگری جلوه دهیم تا مردم را به هر نحوی به سینما بکشانیم، ولی ناراضی بیرون بیایند، این خیانت است. آن هم مردمی که هنوز با این وضع معیشتی بد، سینما را در سفره خودشان نگه داشته اند. فکر می کنم بعضی از دوستان یک مقدار غیراخلاقی با این مردم شریف برخورد می کنند.
او در پایان گفت: معمولاً نتایج آخرین فیلمهای هر کسی باعث می شود، کار بعدی برایش پیش بیاید. به هر حال ممکن است من کارگردان سالیان گذشته فیلم های خوبی در کارنامه ام داشته باشم، اما به هر دلیلی اگر فیلم های موخرم رو به افول رفته، پس دیگر نباید خیلی انتظار داشته باشم همه آمادگی این را داشته باشند مثل سال های قبل فیلمنامه ام را به سرعت بپذیرند و با من دوستانه برخورد کنند. از سویی به هر حال سینمای ما از یک تقسیم بندی برخوردار است که تقریباً همه جزیاتش رامی دانند. از جمله اینکه فیلم های دفاع مقدس کمتر توسط سرمایه گذار شخصی تولید می شود، چون می دانند در نهایت و حتی با بهترین کیفیت ساخت شاید به ذائقه سینماروها نزدیک نباشد. فیلم های ژانر کودک که کودک و خانواده می گوییم آن هم متأسفانه به دلیل اینکه دفاتر پخش خیلی راغب به پخش شان نیستند، خیلی سرمایه گذار شخصی را به خود جلب نمی کنند. این نوع فیلم ها عموما مورد توجه نهادهایی مثل بنیاد سینمایی فارابی است که در ساختشان مشارکت می کند تا حداقل چند فیلم داشته باشد که با آنها جشنواره کودک را برگزار کنند و خب تکلیف این ژانر هم معلوم است. الان بیش از ۹۰ درصد سرمایه گذاران بخش خصوصی علاقه مند به تولید فیلم های اجتماعی و بیشتر کمدی هستند. به هر حال آنان هم متوجه ذائقه سینماروها شده اند. ضمن اینکه بخش خصوصی در قبال ساخت فیلم های اجتماعی که حرفی برای گفتن دارند، تنها در صورتی رضایت می دهد که از چهره های شناخته شده استفاده شود و برگشت سرمایه تضمین شود.
بانی فیلم
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





