سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی:
عباس امینی، سازنده فیلم داستانی «هندی و هرمز»، در دومین فیلم خود نیز آشکارا نشان میدهد که به فیلمسازی درباره جوانان، با تکیه بر جغرافیا و زیستبومِ آنان علاقه فراوانی دارد. او در فیلم پیشین خود، یعنی «والدراما»، نیز به حالوهوای یک نوجوان آبادانی میپردازد که به دلیل داشتن موهای مجعد (فرفری)، دوستانش او را با نام والدراما (بازیکن و فوتبالیست مشهور کلمبیایی) صدا میزنند!
«هندی و هرمز» ساختار بسیار ساده و روانی دارد. عمده جذابیت اثر به فضای جزیره هرمز و اصلیترین جاذبههای طبیعی آن، یعنی خاکهای سرخ و رنگین، مربوط میشود. همان فضایی که خسرو سینایی، فیلمساز نامآشنا، نیز در فیلم «جزیره رنگین» در همان فضا و موقعیت، به این جزیره نگاه کرده است.
فیلم امینی در روایت ساده و بیتکلف داستانی که در فیلمنامه خود به عنوان کار مشترک، با حسین فرخزاد به نگارش درآورده است، در حد انتظار، درست و سنجیده عمل میکند. با این همه، ترکیب کلی کار، به گونهای است که گویی هنوز در فضای کارهای داستانی فیلمهای تلویزیونی نفس میکشد. استفاده از بازیگران ناشناخته و نوجوان بومی (زهره اسلامی و حامد علیپور در نقشهای هندی و هرمز) با دستمایه قرار دادن داستانی که پیچیدگی چالشها و گرهافکنیهایش عمق چندانی ندارد، درنهایت، فیلمی ساده پدید میآورد که البته به دلیل نگاه انتقادیاش به برخی باورها که ریشه در سنتها و برخی مراسم قومی و قبیلهای ما دارد، از جمله ازدواج زودهنگام دو نوجوان که هنوز قدم به آستانه جوانی نگذاشتهاند، میتوانست زمینه مناسبی برای نشان دادن نگاه سنتی والدین و بزرگترهای چنین اقلیمی باشد و با نمایش پیامدهای تلخ و ناشناخته چنین پیوندهایی که از همان آغاز کار، بیشتر به نوعی بازی شباهت دارد، برای مخاطبان فیلم و بهویژه برای کسانی که هنوز با چنین تفکری زندگی میکنند، به هشداری جدی بدل شود.
در فضاسازی فیلم امینی، در عمل، بزرگترها – یعنی حاملان همان نگاه سنتی مورد انتقاد فیلمنامهنویسان- حضور بسیار کمرنگی دارند. به جز یکی دو صحنه در فضای خانه محقر هرمز که مادری جوان با نگرانی از فروختن طلاهای مختصر هندی گلایه میکند، یا یکی دو صحنه که در مدرسه هندی میگذرد، تنها با شنیدن صدای بدون تصویر خانم مدیر که به سرزنش و تهدید هندی میپردازد، یا بعد از باردار شدن هندی ضمن منع کردن او از آمدن به مدرسه، از اینکه کسی او را راهنمایی نکرده است، اظهار تعجب میکند، در عمل، از نمایندگان باورهای سنتی در فیلم نشانه مستقیمی دیده نمیشود.
فیلم «هندی و هرمز» صدالبته به دلیل ساختار ساده و روایت بیلکنت خود، با توجه به طراحی برخی فضاسازیهای بهنسبت شاد با نماهای چشمنواز از دریایی که در ساحل آن به دلیل وجود خاک سرخ، با امواج سرخرنگ و آبهای زلال روبهرو میشویم و بهویژه به دلیل به تصویر کشیدن نوعی زندگی که تا حدودی تکاملیافتهتر از «خالهبازی»های دنیای شیرین کودکانه است، جاذبههایی را در خود گرد آورده است که ازقضا، بخش عمدهای از موفقیتهای چنین اثری را در جشنواره فیلم فجر و سایر جشنوارههای جهانی، باید مرهون همین ویژگیها دانست.
در ساختار روایی فیلم، بهویژه در طراحی میزانسنها و کار دوربین، به گونهای عمل شده است که در برخی از صحنهها انگار شاهد یک فیلم مستند هستیم. با این همه، این مستندنمایی باعث کمرنگ شدن وجه داستانپردازانه اثر نشده است.
قرار گرفتن دو نوجوان در جایگاه زوجی که قرار است با تکیه به یکدیگر با دشواریها و پیشامدهای ناگوار زندگی بجنگند، بهخوبی نشان میدهد که هیچ تجربهای از تلخیها و پیشامدهای ناگوار زندگی واقعی ندارند و در برابر هر رخداد تازهای، پیوسته تجربهای تازه میاندوزند و شگفتی و درماندگی آنان در برابر تلخیهای ناشی از بیکاری، بیپولی و ناتوانی تامین کمترین نیازهای زندگی بهخوبی نشان میدهد که آنها برای رویارویی با واقعیتهای تلخ زندگی، هنوز تجربه و آمادگی لازم را نیز به دست نیاوردهاند. پرداختن به همین واکنشها، به شرطی که با هشدارها و حضور جدیتر بزرگترها در کنار این دو نوجوان شکل میگرفت، میتوانست منجر به آفرینش کاری بهمراتب گرمتر و گیراتر شود.
شاید نباید انکار کرد که هنر فیلم «هندی و هرمز»، در همین حد و اندازهاش نیز در این است که میتواند مخاطبان خود را در لحظههای شاد و ناشاد زندگی پرتبوتاب دو نوجوان فیلم و در گریهها و خندههایشان شریک کند؛ هنری که صدالبته از عهده هر فیلم و فیلمسازی نیز برنمیآید.
پایان تلخ و غمگنانه فیلم که با از دست رفتن جان هرمز نوجوان در دریا رقم میخورد، با همه تلخیهایش، البته روزنه امیدی را در دل ما باز میکند که جلوه آشکارش را در رفتن هندی به مدرسه سابقش، درحالیکه اینبار نوزادی در آغوش دارد، شاهد هستیم. شاید با این امید که این کودک، به عنوان مرد فردا، با آمدن به فضایی که نماد علم و دانایی و ستیز با جهالت و نادانی است، دیگر به بدفرجامی پدران خود دچار نخواهد شد!
منبع:ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «مرز بیپایان» برگزیده جشنواره تفلیس شد
- جایزه بهترین فیلم و بازیگر جشنواره هند برای «مرز بی پایان»
- نمایش «نگهبان شب» در جشنواره تفلیس
- «مرز بیپایان» از جشنواره رتردام جایزه گرفت
- درخشش فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلمهای پلیسی فرانسه
- «کشتارگاه» در جشنواره فیلمهای پلیسی/ گفتگوی سینماسینما با عباس امینی/ داستان گوسفندهایی که تبدیل به دلار میشوند!
- معرفی برگزیدگان جشنواره بوسان/ سه فیلم ایرانی برنده جایزه شدند
- راهیابی «من اینجا هستم» به جشنواره فیلم شانگهای
- یک پیشنهاد لذتبخش/ نگاهی به فیلم «کشتارگاه»
- گفتوگو با کارگردان «کشتارگاه»/ همگی در برابر اتفاقات بیحس شدهایم
- گنجی که دهان روح را تلخ می کند/ نگاهی به «کشتارگاه»
- طمع/ نگاهی به فیلم «کشتارگاه» ساختهی عباس امینی
- «کشتارگاه» در راه اکران آنلاین/ عباس امینی: اکران آنلاین، فرصتی برای فیلمهای مستقل است
- روز ششم فیلم فجر نمایش «کشتارگاه» «مردن در آب مطهر» / گزارش تصویری
- باران کوثری به «کشتارگاه» پیوست/ فیلمی درباره مشکلات اجتماعی
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





