پس از سال ها که اثر تازه ای از بهرام بیضایی منتشر نشده بود، مدتی پیش و در غیابش فیلمنامه ای از او با عنوان «سفر به شب» توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به چاپ رسید. «سفر به شب» اثری است که بیضایی آن را سال ها پیش، در دهه شصت، نوشته بود و دقیق تر اینکه درواقع پیش نویس یا طرح آن را نوشته بود و چند سال پیش آن را دست گرفته و بازنویسی اش کرد تا آماده انتشار شود. به این ترتیب «سفر به شب» اثری تازه از بیضایی است چراکه او معمولا در آغاز ایده هایش را به شکل یک پیش نویس می نویسد و بعد آن پیش نویس را بازنویسی و نهایی می کند.
«سفر به شب» با عروسی ای در یک روستا آغاز می شود: «آبی آسمان با چند لکه ابر، آفتابی و درخشان، که در آن چند پرنده چرخ می زنند. تصویر پایین می آید و بر صحرا روستاییانی را نشان می دهد که در جشنِ عروسی سرگرمِ پایکوبی اند. روستا خود دورتر، در زمینه، بر دامنه است. میان حلقه یی از کسانی که کف زنان بر شور آهنگ و ساز می افزایند، چند تنی دامن کشان چرخ می زنند؛ نقل پاشان بر سرِ دست افشانی، چند بچه پای بازی شان را تقلید می کنند. ساززن ناگهان خندان از خستگی ولو می شود و صدای ساز می ماند. غرغر مهربان جمع. میان پای کوبان چند تن بی ساز ادامه می دهند؛ پیرزاغنی که پدربزرگ عروس باشد سروتن جنبان به ساززن نزدیک می شود و هنوز می کوشد وا ندهد». ویژگی های کلی نثر بیضایی در فیلمنامه «سفر به شب» هم دیده می شود. در ادامه بخشی از قسمت ابتدایی فیلمنامه را می خوانید:
«پیر زاغنی: هاه، دیدی از پا انداختم تان؟ راه بیا- هنوز حریفم!
ساززن: هه، شما الان رفتید آن وسط؛ ما سه روزه می زنیم!
داماد که نامش عیسا است، میان چهار ینگه خود که هرکدام لُنگی تابیده به دست دارند، هنوز خندان خندان و یک پایک پا در بازی جنگ و گریزند-
احدعمو: دم بده قوال!
حسنی برادر کوچک عروس سرش گیج می خورد-
حسنی: (ولو می شود) آخ، از نفس افتیدم!
پیرزاغنی: جوونارو باش!
پیرزاغنی همان طور که به بازی چرخ زنان پیش می رود مشتی نقل و پنج شاهی می پاشد سر نوه خود – حوری- که عروس است؛ حوری دارد یله می شود؛ بادزن به دست و خندان و گل انداخته و دم زنان از گرمای جنب وجوش و آفتاب. دوستانش درهم گویان و شلوغ، هنوز ننشسته کیل می کشند؛ و در پی ایشان چندین زن و مرد دیگر که گله گله بر گلیم ها نشسته یا ایستاده اند! پایکوبی با این نشانه عملا به آخر رسیده است. همه خندان و خوشند؛ بعضی پخش زمین می شوند و بعضی می دوند آبی به صورت بزنند یا می روند سراغ چای و شربت و آب خوردن. میان زنانی که از سطل ها جام آب به این و آن می دهند صفورا، مادر داماد رو بر می گرداند و ندا می دهد-
صفورا: هوی چشم نخوری حوری جان! اسفند دورش بگردانید، بلادور به حق پنج تن!
میان کسانی که سر پخت و پزند، زینت
– مادر عروس- سر برمی دارد و صدا توی سر می اندازد.
زینت جان: سلامتی داماد و همه دامادون!
کیل می کشند؛ زنان دیگر هم. مادربزرگ عروس که چپق می کشد و پیرزاخورشید صدایش می زنند، دعاکنان می خندد-
پیرزاخورشید: خداخواهی داماددار شدی مادر حوری یا پسردار؟
زینت جان: بزنید به تخته! سفیدبخت شن الهی؛ فرقش چیه؟
گروهی دختران جوان – در همدستی شیطنت باری- می دوند سوی عروس-
انیس جان: حوری جان قد راست کن یه نفس!
حوری: باردشواری تان شدم!…»
متن فیلمنامه «سفر به شب» پیش از آنکه ساخته شود به چاپ رسیده است. فیلمنامه برای ساختن فیلم نوشته می شود اما به هزارویک دلیل بیضایی اینک امکان ساخت فیلمی در ایران ندارد. البته پیش از این هم تعداد دیگری از فیلم نامه های او امکان ساختن پیدا نکرده بودند. بااین حال نثر بیضایی و دیگر ویژگی های آثار او باعث می شوند که خواندن فیلمنامه های او نیز با لذتی زیاد همراه باشد. بااین حال اگر روزی امکان ساخت «سفر به شب» فراهم شود می توان تمام آنچه را بیضایی در این اثر مدنظر داشته در پرده سینما دید.
□
روزنامه شرق
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد





