آن خوشتیپِ خوشپوش، آن عاشق یقه خرگوش، آن وکیل پایه یک، آن بلاک کننده فالوئرهای فیک، آن دشمن درجه یک آل سعود، آن که در اخراجیها اسمش رسول بود، آن نوازنده باکلاس و نایس، آن بازیگر کلاغپَر و آسوپاس، آن بتمن و سوپرمن ایرانی، آن متحد کننده وکلای جهانی، آن آقای دژاکام در کلاه پهلوی، شیخنا و مولانا حسام نواب صفوی (ژسته فوق الژست، تیپه فوق التیپ)، حقوقدان بود و در نتیجه سرهنگ نبود.
در خبر است که از بزرگان بازیگری بود و در نوازندگی و خوانندگی شانی نیکو داشت و یگانه دوران بود. در مقام او گفتهاند که تاریخ بازیگری به دو دوره «قبل از بازی او در کلاغپر» و «بعد از بازی او در کلاغپر» تقسیم شده و در همه کائنات بازیگری پیدا نشود که به خوبی او دیالوگ «ببین میخوام بد بترکونیم… اوکی؟» را تلفظ کند.
نقل است که مغرضی الویس پریسلی نام در طریق وی بود و از روی عناد خود را شبیه به او میآراست و به خیابان میشد تا مگر از شهرت و بزرگی پیر ما چیزی نصیبش شود. این را با حسام گفتند. گفت: «بگذارید خوش باشد. جوان است و جوانها معروفیت خوشتر دارند» و این از کراماتش بود. دیگر روز با جمعی از خواص در شارع عام میرفت. جمعی از مردم به خیال این که الویس است و خود را شبیه حسام کرده اعتنا نکردند. ناگاه مریدی او را شناخت و ولولهای در جمع افتاد و جمله مریدان مونوپاد در دست نزد او دویدند، نعرهها زدند و پیراهنها چاک دادند و سلفیها گرفتند، گرفتنی.
نقل است که پاتوقش کوچه پشتی دادگاه لاهه بود و هرکس در دادگاه لاهه کارش گیر میکرد، نزد او میرفت و در طرفهالعینی عریضه مینبشت و مشکلات حل میکرد. و او همان است که حکم محکومیت چارلز تیلور و اسلوبودان میلوشویچ را از دادگاه لاهه گرفت و با مامور از در خانه جلبشان کرد و در زندان انداخت تا درس عبرتی شود برای همگان.
آوردهاند که با جمله بزرگان در ارتباط بود و جایگاهی جهانی داشت. شیخنا مدودوف گوید: شبی در معیت مولانا پوتین (اعصابه خراب، چشمانه زاغ) در کاخ کرملین بودیم و ایشان را از غایت مشکلات داخلی و جهانی و لوسبازیهای اردوغان، حالی سخت پیش آمده بود و مدام راه میرفت و حرص میخورد. ناگاه پیکی رسید. سلام گفت و رقعه داد. تا مولانا پوتین نامه خواند، حالش خوش و رویش شاداب گشت. گفتم: «این نامه از که بود؟» گفت: «از داش حسام. سلام رسوند». گفتم: «چه نوشته بود؟» هیچ نگفت. رقعه بوسید و بر چشم نهاد.
و او همان است که مولانا کلایدرمن در وصف او گوید: «کاش میتوانستم قطعهای حداقل شبیه به حسام بنوازم» و مولانا دیکاپریو در ستایش او گوید: «کاش حسام نواب صفوی بودمی اگر لئوناردو دیکاپریو نبودمی».
در آخر کار او آوردهاند که شبی در خواب به ضمیرش ندا آمد: «برخیز و آن کار ناکرده به اتمام رسان». از جا برخاست و دید که یقه پیراهنش را آهار نزده. پس دندان گزید و از آنچه دیده بود، سخت در فکر شد و همین راه رفت تا از نظرها محو شد. رحمها… علیه.
منبع : بی قانون/ حسام حیدری
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- آیین تجلیل از افتخارآفرینان سینمای ایران در عرصه بینالملل ۱ / گزارش تصویری
- واکنشهای انتقادی کاربران به پست مناسبتی حسام نواب صفوی
- رقابت حسام نوابصفوی، نرگس محمدی و بازیگران خارجی در یک مسابقه تلویزیونی
- راهحل پیشنهادی حسام نوابصفوی برای رفع مشکل کمکاری بازیگران
- انتقاد حسام نواب صفوی از لیلا حاتمی
- اظهارات حسام نوابصفوی پس از دریافت عنوان پلیس نامحسوس
- حسام نواب صفوی وکیل «آهوی پیشونی سفید۲» شد
- نوابصفوی: آمریکا باید به ایران یارانه بدهد/رقصشمشیر بوش، ترامپ و نوابصفوی
- ادامه واکنش هنرمندان به درگذشت ناگهانی علی معلم/ از اصلانی و توسلی تا علیخانی
- توضیح حسام نواب صفوی درباره یکی از ویژگی هایی که به او نسبت می دهند
- نامه جمعی از مردم مکزیک و اتباع کشورهای مسلمان به حسام نواب صفوی/ طنز
- نظرات جدید حسام نواب صفوی درباره الویس پریسلی!
- حسام نواب صفوی مجری شبکه «فارسی ۱» را ملیجک و نماد توهین به ملت ایران خواند
- حسام نواب صفوی: پرونده شکایتم از «فارسی وان» هنوز بسته نشده است
- سیل درخواستهای مردمی از نوابصفوی برای تعطیلی هفت و ۲۰:۳۰/طنز شهروند
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





