برخلاف بسیاری از همنسلانش که از پلکان ساخت فیلم کوتاه به حیاط فیلمسازی حرفهای جستهاند، او هیچ فیلم کوتاهی در کارنامه ندارد. البته این شانس را داشته که سینما را با دستیاری بهرام بیضایی، رضا میرکریمی و مجید مجیدی بیاموزد و در پروژههای «وقتی همه خوابیم»، «یه حبه قند» و «محمد» حاضر باشد. نخستین تجربه ساخت فیلم بلندش خیلی به چشم نیامد و برخلاف نامش- خسته نباشید – خستگی را به تن او و همکارانش گذاشت.
به گزارش سینماسینما، از امروز اما دومین فیلم بلند محسن قرایی بر پرده سینماهاست؛ فیلمی که از نگاه مخاطبان جشنواره فجر دور نماند و امیدهای بسیاری به رستگاری در گیشه دارد. محسن قرایی در گفتوگو با همشهری از تجربه «سدمعبر» میگوید.
پیش از ابد
«ایده و طرح اصلی فیلمنامه را خیلی پیش از ساختهشدن فیلم سعید روستایی در ذهن داشتم. فیلمهای کوتاه سعید را هم دیده بودم و دوستشان داشتم. وقتی روستایی را دیدم و موضوع فیلمنامه را با او مطرح کردم بسیار استقبال کرد و فیلمنامه را نوشت. ۳بار هم وارد مرحله پیشتولید شدیم اما در جذب سرمایه و یافتن تهیهکننده به مشکل برخوردیم و کار متوقف شد.
روستایی سراغ ساخت «ابد و یک روز» رفت و حسابی درخشید و البته من هم توانستم تهیهکننده بیابم و کار را شروع کنم.» این حرفهای کارگردان سدمعبر درباره همکاریاش با سعید روستایی البته ذهن را سوق میدهد به سمت فیلمهایی که مملو هستند از معضلات درهم پیچیده اجتماعی. قرایی میگوید: «من بارها در حوالی محل زندگیام شاهد نزاع نیروهای سدمعبر با دستفروشها بودم و جالب اینکه همیشه به هر دو گروه حق میدادم. بعدتر به خودم گفتم این موضوع یک بستر دراماتیک خوب است و باید به این معضلات اجتماعی بپردازیم چون در غیر این صورت تبدیل به بحران میشود و به گمانم در مورد مسئله دستفروشها و مشکلات با نیروهای سدمعبر چنین هم شد.
اوایل این موضوع خیلی مهم و متداول نبود اما بعدها مدام پررنگتر شد و وقتی ماجرای مرگ آن دستفروش راننده وانت پیش آمد و مردم در شبکههای اجتماعی اینقدر واکنش نشان دادند، همه نگاهها معطوف به این معضل شد.»
همیشه پای معترضان در میان است
کارگردان ۳۴ساله سدمعبر معتقد است که اگر شغل نقش اول فیلمش هر چیز دیگری هم بود، بالاخره گروهی دلخور میشدند ولی تأکید میکند که مسئله او شهرداری و کارکنان آن نبوده و نیست بلکه او درباره رفتارهای مردم جامعه حساس بوده و فیلم ساخته است. قرایی میگوید: «اینکه نقش قاسم چه شغلی دارد، مهم نیست.
مهم این است که خصلت فیلمسازی اجتماعی همین کنکاشهاست و البته به تبع معترضبودن گروهی که احساس میکنند مورد سؤال قرار گرفتهاند و زیر ذرهبین هستند.» او همچنین در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چطور به ترکیب حامد بهداد و باران کوثری رسیده هم میگوید: «بسیار خوششانس بودم که همه انتخابهای اولم پیش از آغاز کار حاضر شدند در سدمعبر حاضر شوند.
مامور سدمعبر در فیلم باید رگههایی از خشونت و درگیری را همراه میداشت که با ویژگیهای حامد بهداد جور درمیآمد. از طرفی برای نقش زن چون سکانسهای کوتاهی هم داشت بهدنبال بازیگری مثل باران بودم که تأثیرگذار باشد. نادر فلاح و محسن کیایی هم به گمانم خیلی خوب در نقشهایشان فرورفتهاند.
البته امیدوارم حرفهای من را تماشاگران هم تأیید کنند.»
بعد از سدمعبر
محسن قرایی در فاصله ۴سال ۲فیلم ساختهاست. جواب خودش درباره این وقفه طولانی تا ساخت سدمعبر از این قرار است: «من میخواستم فیلمنامه مقصد آقای بیضایی را بسازم. از ایشان اجازه گرفتم ولی گرفتن پروانه ساخت آن به طول انجامید و دست آخر هم بهرغم قولهای متعدد، بهطور شفاهی به من گفتند این پروژه را کنار بگذارم.
همین موضوع باعث شد تا زمان زیادی را از دست بدهم. الان هم مشغول نگارش فیلمنامهای هستم که در سالهای قبل از انقلاب میگذرد.» سدمعبر یک جایزه از جشنواره پوسان کرهجنوبی هم در جیب دارد. کارگردان سدمعبر درباره علت استقبال کرهایها از فیلمش توضیح جالبی دارد: «کرهایها سالها با معضل دستفروشی و سدمعبر آنها دست به گریبان بودند و بالاخره این مشکل را حل کردند.
آنها معابر مختلف شهر را یک روز در هفته در اختیار دستفروشها میگذارند و وقتی فیلم من را در جشنواره دیدند با آن ارتباط برقرار کردند.»
منبع: مسعود میر، روزنامه همشهری
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان
- طایفه زندهکُشِ مُردهپرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران
- بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضایی
- سوگوارهای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه راهها به رویت بسته شده
- اعلام زمان بدرقه بیضایی/ بیانیه خانه سینما درباره درخواست مژده شمسایی
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
- مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- زبان بهمثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





