شادروان یدالله صمدی از اولین فیلمسازانی بود که کارش را بعد از انقلاب در سینما شروع کرد و جزو نسل اول سینماگران به حساب می آید. قبل از آن سابقه دستیاری آقای نصرت کریمی را در چند فیلم داشت اما بعد از انقلاب بود که شروع به فیلمسازی کرد. از همان زمان دهه شصت یدالله صمدی از فیلمسازان مطلوب و خوب سینمای ایران شد. فیلم هایش را مردم می پسندیدند و دوست داشتند و از همان ابتدای کارش جایگاه خوبی در سینما کسب کرد. ایشان را باید از پیشکسوت های سینمای بعد از انقلاب دانست .
از نظر شخصیتی هم ایشان آذربایجانی و اهل خوی بودند و همیشه تلاش می کرد فرهنگ فولکلور آذربایجان را در فیلم هایش بازتاب دهد. برخی از فیلم های خوبش که اتفاقا مورد استقبال آذربایجانی ها هم هست «سارای» فیلم هایی هستند که به فرهنگ قومی بومی و داستان های آذربایجان می پردازد.
اما نکته مهم اینکه او این اواخر می خواست درباره «مشهدی عباد» فیلم بسازد. فیلمی که محصول ایران آذربایجان بود. برای ساخته شدن این فیلم تلاش زیادی کرد، به آذربایجان رفت و مذاکراتی هم انجام داد اما طرحش عملی نشد و نتوانست برای ساخته شدن این فیلم راه به جایی ببرد. داستان فیلم «مشهدی عباد» را برای من تعریف کرده بود. «مشهدی عباد» از اپراهای تئاتر جمهوری آذربایجان است که در سال های گذشته و دور تئاتر آن در ایران روی صحنه رفته و جزو نمایش های محبوب مردم در تئاتر موزیکال بود. اگر یدالله صمدی می توانست این فیلم را بسازد قطعا با استقبال خوبی از جانب مردم مواجه می شد. چون کار ارزشمندی به حساب می آمد.
جمهوری آذربایجان ۵۰ سال پیش از روی این نمایش فیلمش را ساخته بود در ایران هم نظیر این فیلم شاید۶۰ سال پیش ساخته شد اما به هر جهت شرایط ساخت این فیلم برای صمدی فراهم نشد.
صمدی فرد بسیار متین، با معرفت و قدر شناسی بود اگر کسی از منتقدان برای فیلم ها و تولیداتش یادداشتی یا نکته ای می نوشت فروتنانه تماس می گرفت و تشکر می کرد. او پاسخ رفتار های خوب را به خوبی می داد و واقعا از روحیه متواضعانه ای برخوردار بود. آخرین باری که او را دیدم برای مجلس ختم مرحوم ناصر چشم آذر بود که دقایقی با هم صحبت کردیم. همانجا متوجه شدم که شرایط جسمانی مطلوبی ندارد بعد از آن دیدار من دیگر او را ندیدم تا اینکه خبر فوتش را شنیدم.
واقعا ناراحت شدم وقتی خبر فوت این سینماگر برجسته را شنیدم. به هر حال عمر است و می گذرد. متاسفانه این روزها خبر مرگ بیشتر از زندگی می شنویم و این مرا متاثر می کند. روحش شاد…
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی






