تاریخ انتشار:1398/03/23 - 20:03 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 114386

سینماسینما، محمدرضا مقدسیان

«شبی که ماه کامل شد» نمونه تمام‌قد آن جنس فیلم‌هایی است که سینمای ایران سال‌ها انتظارش را می‌کشیده است؛ سینمایی که اول سینما باشد و بعد در اطراف داستان‌ها و موضوعاتی مرتبط با اولویت‌های ملی، حکومتی یا حتی امنیتی به داستان‌گویی بپردازد. سال‌های سال بحث بر سر این بود که سینمای ملی چیست؟ چرا سینما در جهت اهداف کلی نظام حرکت نمی‌کند؟ یا حتی بدتر این‌که چرا سینما علیه ملاحظات روز حاکم بر دولت و مملکت گام برمی‌دارد. دقیق‌ترین پاسخ هم این بود که سینما نه در ایران، بلکه در تمام نقاط دنیا، به طور خاص‌ هالیوود، بر مبنای سیاست‌گذاری‌های ملی، حکومتی و مبتنی بر نکات دستوری شکل می‌گیرد. این ویژگی در مورد بخش بزرگی از آثار سینمای جهان از آثار گریفیث کبیر گرفته تا همین روزها کلینت ایستوود و اسپیبرگ و دیگران به چشم می‌آید و در فصل جوایز اسکار هم به‌خوبی با اعطای مجسمه اسکار تایید می‌شوند. اما نکته‌ای که ما در ایران از آن غفلت کرده بودیم، این بود که تمام این آثار ابتدا سینما بوده‌اند و سرگرم‌کننده و قصه‌گو. تمام این آثار در گام نخست در جذب مخاطب موفق بوده‌اند. اما در لایه‌های درونی‌تر یا انتخاب سوژه، بستر داستانی یا نتیجه‌گیری نهایی ساز مخالف نزده‌اند و همراه با سیاست‌های کلی حاکم بر کلیتی به نام کشور آمریکا حرکت کرده‌اند. با این رویکرد است که نظریه‌پردازان حوزه رسانه اعتقاد دارند این ‌هالیوود است که مهم‌ترین نقش را در اداره دنیا به دست آمریکا بازی می‌کند و نه ابزار نظامی و اقتصادی که در اولویت‌های بعدی قرار دارند. «شبی که ماه کامل شد» یک اثر عاشقانه- تراژیک است که بر بستر یک رخداد سیاسی و امنیتی معاصر روایت می‌شود. نکته حائز اهمیت در مورد این اثر داستان‌گو بودن و سینمایی از آب درآمدنش است. در واقع نرگس آبیار با برداشتن یک گام بلند در کارنامه کاری‌اش دست به ساخت اثری بزرگ و چالش‌برانگیز زده که بی‌اغراق می‌توان شیوه کارگردانی و موفقیتش در به ثمر رساندن فیلم را با موفقیت‌های کاترین بیگلو، کارگردان زن شهیر ‌هالیوودی، مقایسه کرد. در کنار فیلمنامه و کارگردانی استاندارد فیلم باید به جرئتِ آبیار در انتخاب گروه بازیگران هم اشاره کرد که به همان میزان که حالا موفقیت‌آمیز بوده،  می‌توانست یک شکست باشد. روی کاغذ استفاده از هوتن شکیبا و الناز شاکردوست در چنین نقش‌هایی نمی‌توانست اولین گزینه هیچ کارگردانی باشد. یا بهره‌گیری از یک چهره ناشناخته در نقش کلیدی ریگی. اما درنهایت همین چینش تازه و تجربه‌نشده منجر به همراهی‌برانگیزی در کار و البته موفقیت گروه بازیگران در مرحله اعطای سیمرغ‌های جشنواره فجر شد.

 

 

منبع: ماهنامه هنروتجربه

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها