پروانه معصومی بازیگر پیشکسوت کشورمان درباره نقشهایی که در دوران بازیگریاش ایفا کرده و همچنین سینمای دهه ۵۰ توضیح داد.
به گزارش سینماسینما، پروانه معصومی به مناسبت تولد ۷۳ سالگی اش از تجربیاتی که در طول این سال ها در عرصه زندگی و کار داشته است گفت و درباره سینمای امروز ایران توضیحاتی داد.
اول توضیحی درباره دو تاریخ تولد خود بدهید؛ چرا تاریخ تولد شما در شناسنامه، با زادروز واقعیتان تفاوت دارد و یکی نیست؟
من و خواهرانم همه در بیمارستان به دنیا آمدهایم و برگه بیمارستان داریم و قاعدتا برگه بیمارستان نمیتواند اشتباه باشد، ولیکن مادرم میگفت: «تو روز پانزدهم شهریور به دنیا آمدی. تولدت روزی بود که دخترخالهات امتحان تجدیدی شیمی داشت و باید برای امتحان میرفت که دلم درد گرفت و مجبور شدند مرا به بیمارستان ببرند.» با این حال تاریخ تولدم را در شناسنامه سوم شهریور نوشتند. تا مدتها فکر میکردم احتمالا مادرم اشتباه میکند و تاریخ واقعی تولدم همان چیزی است که در شناسنامه آمده. تا اینکه وقتی خودم برای گرفتن شناسنامه پسرم نیما به ثبت احوال رفتم و برگه بیمارستان را جلوی مسئول این کار گذاشتم، او بدون توجه به برگه برای خودش نوشت بیستم اردیبهشت! به او گفتم آقا این چه تاریخی هست که شما نوشتید؟ گفت خانم، حالا مگر چه فرقی میکند؟ یک هفته اینطرف یا یک هفته آن طرف! گفتم آقا، من برگه بیمارستان جلوی شما گذاشتم و روی آن نوشته بچهام چه روزی به دنیا آمده است. گفت خیلی خب، اما من مجبورم پول یک شناسنامه دیگر را از شما بگیرم! این دیگر به درد نمیخورد. من هم گفتم به درد نخورد، من پول یک شناسنامه دیگر را به شما میدهم. بعد از این اتفاق بود که فهمیدم آن چیزی که مادرم درباره تولد من میگفت، درست است و به آن تاریخی که در شناسنامهام وجود دارد خیلی اهمیت نمیدهم. کمااینکه برادرم هم که یازده سال از من کوچکتر است، بیست و یکم تیرماه به دنیا آمد، اما در شناسنامه او هم روز تولد را بیست و هفتم تیر نوشتهاند! ظاهرا مثل اینکه زیاد به این مساله در ثبتاحوال اهمیت نمیدهند و یک هفته و چند روز اینطرف یا آنطرف بودن تاریخ تولد چندان برایشان مهم نیست. (میخندد)
هفتاد و سه سال از خدا عمر گرفتهاید؛ چه حس و حالی دارید و نگاهتان از جوانی تا این سالها چقدر تغییر کرده است؟
به هر صورت نگاه آدم تغییر میکند و کمی پختهتر از گذشته میشود. من هر چه سنم بالاتر رفت، صبورتر شدهام. در این سالها و در گذر زمان، صبر را یاد گرفتهام و این خیلی برایم اهمیت دارد.
چه هدیهای خوشحالتان میکند و در همه این سالها از گذشته تا امروز، زیباترین هدیهای که دریافت کردید، چه بود؟
یک تماس تلفنی کوچک و همین که روز تولدم را به یاد داشته باشند، برایم مغتنم است و خوشحالم میکند، اما چهار پنج سال پیش که شمال بودم، یکی از شاگردانم تماس گرفت و گفت منزل هستید بانو؟ ـ شاگردانم به من بانو میگویند ـ گفتم بله، منزل هستم. گفت ما دو سه نفر هستیم و میخواهیم به دیدن شما بیاییم. گفتم بیایید. تنها فکری که نمیکردم این بود که بخواهند برای من جشن تولد بگیرند. جالب این جاست که با یک ارکستر کامل آمده بودند و کیک و دیگر چیزهای مربوط به جشن تولد را هم آوردند. من دهانم از تعجب باز مانده بود که اینها چه برنامه مفصلی را برای روز تولدم تدارک دیدهاند. تمام این مدت نیما فیلم گرفته و در همه این زمان من هاج و واج بودم. آن روز خیلی به من خوش گذشت که این شاگردان نازنینم، یادشان بود تولد من چه روزی است.
احتمالا با هماهنگی نیماجان بود؟
(میخندد) نه، اصلا چون نیما هم اطلاعی از این برنامه نداشت. من و نیما در تولدهایمان فقط خودمان هستیم. اگر خالههای نیما باشند به جشن تولدهای ما میآیند و اگر هم نتوانند بیایند، با تماس تلفنی تبریک میگویند. ما زیاد اهل جشنتولد گرفتن نیستیم. این تنها جشن تولدی بود که به شکل مفصل برایم گرفتند.
شما کارنامه متنوعی دارید و با کارگردانهای بزرگی کار کردهاید. چه چیزی دلیل این پشتوانه پربار و غبطهبرانگیز شده است؟ چقدر شانس را در این خصوص دخیل میدانید؟
شانس را که دخیل نمیدانم، اما دلایلی مثل پسند کارگردانها، جنس و نوع کار بازیگر در این موضوع دخیل بود. البته میتوانید بخشی از آن را به حساب شانس من هم بگذارید. شانس را فقط مربوط به اولین فیلم سینمایی خودم، رگبار (بهرام بیضایی) میدانم. نمیگویم که در این فیلم درخشیدم، اما توانستم خوب بازی کنم.
شما اولین بازیگر خانمی هستید که پس از انقلاب و در دو دوره از دورههای ابتدایی جشنواره فیلم فجر برای فیلمهای گلهای داوودی، شکوه زندگی و جهیزیهای برای رباب، برنده دو جایزه بازیگری شدید. این جایزه گرفتنها چه تاثیری بر ادامه روند کاریتان داشت؟
هر جایزهای که آدم بگیرد، او را متعهد میکند. منِ نوعی باید بدانم وقتی به من جایزه میدهند، نمیتوانم آن را همین طوری خرج کنم و باید به ارزشی که برای من قائل شدند، وفادار بمانم. به همین دلیل است که بعد از جایزه گرفتن، آدم نمیتواند هر کاری را قبول کند، اما برخی هم جایزه را یک پله برای بالاتر رفتن میدانند یا این که برای کارهای بعدی دستمزد بیشتری طلب میکنند، ولی من به این چیزها فکر نمیکنم و معتقدم دریافت جایزه، مرا نسبت به کاری که باید انجام دهم، متعهد میکند.
شما به هر حال بجز بازیگری، تماشاگر سینمای ایران هم هستید. نسبت به دهههای ۵۰ و ۶۰ که دوران اوج فعالیت سینمایی شما بود، الان فضای فیلمها را چطور میبینید؟
نمیدانم اگر فیلمهایی از جنس آن موقع الان ساخته و اکران شود، با چه بازخوردی از طرف مردم مواجه میشود، اما به هر حال آن جنس فیلمها کم یا زیاد، همیشه مخاطبان خودش را دارد.
منبع: روزنامه جام جم
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- کالبد شکافی کارنامهی سینمایی بهرام بیضایی/ نگاهی به کتاب «موزاییک استعارهها»
- پیامهای تسلیتی که برای درگذشت پروانه معصومی منتشر شد
- پروانه معصومی درگذشت
- فروختن روح به شیطان/ درباره یک مثلا پاپاراتزی
- پروانه معصومی : طرفدار واکسن برکت هستم/تاپایان کرونا جلوی دوربین نمی روم
- گفتوگو با پروانه معصومی، برنده نخستین جایزه بازیگری زن جشنواره فجر/ بیهیاهو زندگی کردم
- تولد بیضایی و یک سکانس طلایی (۱۱)/ شهرام اشرف ابیانه
- برشهایی از فیلم «کلاغ» ساخته بهرام بیضایی + ویدئو
- موضوعی که باعث ناراحتی بازیگر پیشکسوت شده است/ پروانه معصومی: در این روزها کتاب میخوانم
- واکنش هدیه تهرانی به انتشار شایعه کمک یک میلیارد تومانی اش به سیل زده ها
- جزییات سریال طنز جدید شبکه سه با حضور بازیگر «پایتخت»
- پای درد دل سیاهی لشگرهایی که از برخوردهای برخی در سینما گلایه دارند/هنروران زیر هجوم توهین و تحقیر
- توضیحات شهاب حسینی درباره تاسیس کمپانی فیلمسازیاش در آمریکا
- انتقادی تند از مهناز افشار/ روزنامه جوان: علاقه سلبریتی سینما به دشمن ملت ایران از کجا ناشی میشود؟
- اظهارنظر شیرین بینا درباره ماجرای لیلا حاتمی و پروانه معصومی
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- درگذشت صدابردار جوان سینما
- اریک دین درگذشت
- سینماگران فرانسوی در مقابل هوش مصنوعی جبهه گرفتند
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر





