سینماسینما، یاسمن خلیلی فرد:
اگر «مالاریا» را یکی از ضعیف ترین فیلم های کارنامه پرویز شهبازی به شمار آوریم، «طلا» می تواند بازگشت نسبتاً قابل قبول این کارگردان به فیلم های بهترش تلقی شود اما به باور من فیلمنامه ی این اثر در قیاس با کارهای شاخص و درخشان شهبازی چون «نفس عمیق»، «عیار ۱۴» و حتی «دربند» سر و گردنی پایین تر قرار می گیرد.
عمده اشکال وارد بر فیلمنامه ی اثر را باید گره های متعدد آن دانست؛ گره هایی که پشت سر هم شکل می گیرند و به شکلی ساده لوحانه گشوده می شوند! شاید به جرئت بتوان «طلا» را فیلم گره های سست دانست.
فیلمنامه در بخش های مهم و کلیدی خود حفره های بسیاری دارد. یکی از اصلی ترین این حفره ها عدم معرفی درست شخصیت های آن به مخاطب است. فیلمساز نه به پیشینه ی آن ها اشاره دقیقی می کند، نه نوع رابطه و میزان صمیمیت آن ها با یک دیگر را به درستی برایمان تعریف می کند و دو کاراکتر رضا و لیلا (مهرداد صدیقیان – طناز طباطبایی) در حد تیپ هایی کارنشده و بی کارکرد باقی می مانند که آنچنان که باید بهشان پرداخته نشده است. فیلمنامه دقیقاً در نقاط حساس خود، دچار ساده انگاری می شود و همین امر باعث می گردد به جای آن که مخاطب دچار تشویش و التهاب شود بیشتر برایش سوالاتی پیش می آید که فیلم هم قادر به پاسخگویی شان نیست. مثلاً منصور (هومن سیدی) باید عملیاتی را انجام دهد اما این عملیات بر پایه فکرناشده ترین نقشه ی ممکن طراحی می شود و در اجرای آن نیز انواع و اقسام خام دستی ها و ناشی گری ها صورت می گیرد. درواقع به نظر می رسد فیلمساز قصد دارد بالاجبار بستر را برای وقوع بحران و غافلگیری هایی که در پی آن رخ می دهند فراهم آورد اما این ناشی گری ها و ساده لوحی ها در طرح ریزی و اجرای نقشه هرگز نمی توانند بحران مد نظر او را به شکلی باورپذیر شکل دهند. مثلاً چرا باید صرافی سرشناس آن مبلغ دلار را در جایی تا آن حد دم دستی پنهان کند؟ چرا از میان تمامی دور و بری هایش مبلغ اصلی دلارهای قاچاق را فقط به پدر مبتلا به بیماری آلزایمر خود می گوید؟ و چرا پدر فراموشکار تا این حد دقیق جزییات ماجرا را به خاطر دارد؟ و در نهایت اصلاً چرا دختر حرف پدربزرگ بیمارش را باور می کند؟ پیش از آن که دریا (نگار جواهریان) و منصور نقشه را علنی کنند دریا به منصور تاکید می کند که حواسش به پدرش هست و او را سرگرم می کند و اجازه نمی دهد پدرش از مغازه خارج شود اما پدر به راحتی از مغازه بیرون می رود و دختر نه تنها مانعش نمی شود بلکه حتی کلمه ای با او حرف نمی زند! در چنین شرایطی چرا مخاطب باید طراحی آن نقشه و عملی شدنش را باور کند؟
پایان بندی فیلم از دیگر بخش های ضعیف آن هست. واکنش و تصمیم دریا دقیقاً بر چه اساسی صورت می گیرد؟ مگر نه آن که او دختر خانواده ای سنتی – مذهبی ست؟ مگر نه این که عاشقانه منصور را دوست دارد؟ پس این واکنش چه طور به همین سادگی رخ می دهد و آیا اصلاً این تصمیمات کورکوانه می توانند نشانی از منطق داشته باشند؟
از این دست پرسش ها حین تماشای فیلم به کرات در ذهن مخاطب شکل می گیرد چراکه فیلمنامه از منطق روایی درستی بهره نبرده و خرده اتفاقات و خرده داستان های بی کارکرد نیز نه تنها کمکی به پویایی آن نمی کنند بلکه از ریتم و روانی اش نیز می کاهند. به عنوان مثال کارکرد همسر برادر (هدی زین العالبدین) در فیلم دقیقاً چیست؟ اصلاً اگر این کاراکتر از فیلمنامه حذف شود چه مشکلی در فیلم پیش می آید؟
«طلا» فیلم قابل قبولی ست اگر بااغماض از بسیاری از اشکالات فیلمنامه ی آن عبور کنیم . علاوه بر آن بازی های فیلم نیز گرچه روان اند اما هیچ یک از پرسوناژها شخصیت پردازی آن چنان خاصی ندارند؛ هیچ ویژگی منحصر به فردی در این آدم ها یافت نمی شود که بتوان به آن پر و بال داد و بنابراین بازی ها نیز در همان حد و اندازه ی کاراکترها باقی مانده اند و نمی توان بازی چندان چشمگیری را از هیچ یک از بازیگران مشاهده کرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی کوتاه به فیلمهای «طلا» و «هجوم»
- «خروج» و «طلا» در اکران آنلاین چقدر فروختند؟
- طلا یا دلار؟/ نگاهی به فیلم «طلا»
- گفتوگو با رامبد جوان یکی از تهیهکنندگان فیلم «طلا» /مثل دایناسورها دُگم نباشیم
- «طلا» چقدر فروخت؟
- «طلا» با بازی طناز طباطبایی و نگار جواهریان به خانهها میآید/ درخواست رامبد جوان از مردم
- انتشار جزییات هزینههای جشنوارهی ملی فجر + جدول
- چه کسی ضربه فنی شد؟/ نگاهی به فیلم «غلامرضا تختی»
- صحبتهای حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی در مراسم تجلی اراده ملی / وقتی میتوان از ظرفیت سینما برای پیشرفت کشور استفاده کرد
- «تجلی اراده ملی»، سی و هفتمین دفتر جشنواره فیلم فجر را بست
- نگاهی به دو فیلم «ماجرای نیمروز» و «قسم»
- نگاهی به فیلم «متری شش و نیم» ساخته سعید روستایی/ دل خوش سیری چند؟
- نگاهی اجمالی به سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر / سینمای بی ادعا و مدعیان بی شمار
- نگاهی به لیست کسانی که در جشنواره درخشیدند ولی داوران آنها را ندیدند/ جا ماندههای جشنوارهی سی و هفتم
- محمد متوسلانی: نگاه حاکمیتی به سینما، سیمرغهای فیلم نرگس آبیار را افزایش داد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





