سینماسینما، حمیدرضا گرشاسبی:
پیکان. این راهبری که یار غار ایرانیان بوده از ۵۰ سال قبل و اکنون نیز در پارهای از مناطق یا قشرهایی اجتماعی همچنان به آن نقشِ اساسی خود ادامه میدهد و به آنها یاری میرساند. اگرچه به دلیل کهولت عمر رو به نابودی است و گزافه نیست که بگوییم ممکن است طوری از دیدهها برود که دیگر روز و سال، از ذهنها و دلها نیز رفته باشد. و دلیلش به رفتنِ آن کسانی نیز برمیگردد که از آن پیکان استفاده بردهاند و همراهش بودهاند. آن نسل نیز خود رو به زوال است و عمرش دارد که به آخر میرسد.
نامِ هر فیلمی شناسنامه آن فیلم است. میشود به واسطه آن به فیلم ورود کرد. چیزی در نام آشکار است که میتواند راه باز کند به جهان و درون فیلم. و یک نیروی کمکی است که گاه باعث میشود پیش از آن که فیلمی را به تماشا بنشینیم، برایمان معلوم کند که قرار است چه چیزی ببینیم. از این منظر فیلم «این پیکان» دارای چنین خصوصیتی است. برای بیننده واضح است که قرار است فیلمی ببیند درباره پیکان. این نام که مدخلی است برای دیدن فیلم، دست بیننده را برای دیدن فیلم باز میگذارد. البته همین ساده بودن انتخابِ فیلم برای تماشا، در مرحله دوم کنجکاوی را نیز سبب میشود. حالا که میدانیم قرار است چه چیزی را ببینیم، کنجکاویم که ببینیم قرار است از پیکان چه چیزی نصیبمان شود و سازندگان اثر برای ما و در تعریف از این شیء ترکیبشده با هر ایرانی چه تدارک دیدهاند. نام فیلم از سویی دیگر هوشمندانه انتخاب شده است. با گذاشتن ضمیر اشاره «این» قبل از نامِ پیکان، میتوان از دیدگاههای مختلف باعث تعریف آن شد و هر کس با عقاید شخصی به ترکیبات مختلف دست یابد. یکی میتواند بگوید این پیکانِ سالار، آن یکی بگوید این پیکانِ آشغال. یک نفر بگوید این پیکانِ دوستداشتنی، آن یکی بگوید این پیکانِ لعنتی. بهطور عملی در فیلم نیز همین اتفاق میافتد. تعاریف از پیکان نزد آدمها یکی نیست و هر کس با تعلق به پایگاههای اجتماعی و اقتصادی مختلف، پیکان را شرح میدهد و از نقش آن در زندگیاش میگوید و به ذکر خاطراتی میپردازد که شیرین یا تلخ است. اما همگان بر یک چیز اتفاق رأی دارند؛ اینکه پیکان موجودی چسبیده به خانوادههای ایرانی بوده است و از جایگاهی اساسی در زندگی مردم این سرزمین برخوردار است. اگرچه حالا از تعداد پیکانهای زنده کم شده و هر روز شاهدی بر مرگ یکی از آنها هستیم. اگر روزی در تهران چشم میگرداندی، شماری و قطاری از پیکانها را میدیدی که خیابانها را پر کرده بودند، اکنون برای دیدنش باید چشم تیز و برای پیدا کردنش در گوشهای از این شهر دقتِ نگاه داشته باشی. اما این پیکان آنچنان اهمیتی دارد که میتوان برایش فیلمی ساخت که نمونه این اهمیت، فیلم حاضر است. همچنان این راه میتواند ادامه داشته باشد و از زاویههای مختلف میشود پیکان را نگریست و بر آن، نورهای متعدد انداخت تا گوشه و کنارش آشکار شود.
پیکان ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. پیکان فقط یک شیء نیست. صرفا چند تکه فلز و چرم و پلاستیک نیست. روحی دارد که با عاشقان خود همراهیِ شگفتانگیزی دارد. برای همین است که سینهچاک زیاد دارد و عشق به پیکان اعتیادآور است. به گمانم بهترین شکلِ همراهی پیکان با صاحبش را میتوان در صحبتهای مکانیک فیلم پیدا کرد. آنجا که میگوید اگر تسمه پیکان پاره میشد، میتوانستی با یک جوراب زنانه، ماشین را تا ۵۰ کیلومتر حرکت دهی. به همین سادگی و راحتی. همراهی پیکان است که دلیل باور خیلیها به اوست.
چه نیک و بد، پیکان بخشی از تاریخ ایران است؛ حقیقتی که همگان بر آن صحه میگذارند. درواقع تاریخ صنعتی شدن در ایران اگرچه پیش از پیکان آغاز شده بود، اما پیکان اصلیترین محصول این دوره است. کارخانهای عظیم درست میشود که از قِبل آن، شکل زندگی خیلیها تغییر میکند. چه آنها که در ایران ناسیونال کار میکنند، چه آنها که با محصول آن کار میکنند. هرچند که سازندگان اثر سعی کردهاند در فیلم، اختلاف نظرها درباره پیکان را تصویر کنند، اما خود گویی که احساسی سمپاتیک نسبت به آن داشتهاند. ممکن است از همین رو باشد که حجم تعریف و ستایش از پیکان بیشتر است تا برجسته کردن نواقص پیکان. به همین خاطر نفرت و کینه آن گرافیست از پیکان توی ذوق میزند ـ گیرم برای نگارنده ـ و وصله ناجوری در فیلم جلوه میکند. اگرچه وجودش الزامی است. با توجه به اینکه در تیتراژ پایانی، سازندگان از بقیه میخواهند پیکانها را بازسازی کنند، نگاه غمخوار سازندگان فیلم نسبت به پیکان خودش را عیانتر میسازد. آنها از پیکان بهعنوان نانآوری برای خانوادههای ایرانی یاد میکنند و عکاس داخل فیلم، عزت آن را همتراز با عزت پدر خانواده ارزیابی میکند. به واسطه همین نگاه است که در لحظات پایانی آنچه در ذهنمان باقی میماند، نان است و پیکان. راننده پیکان که تصویر خودش و پیکانش همچون ترجیعبندی در فیلم عمل میکند، نان سنگک را از روی صندلی مسافر برمیدارد، شیشههای پیکان را بالا میکشد، درها را قفل میکند و با نانی در دست راهی خانه میشود. نانِ آن روز هم مهیا شده. پیکان یک روز دیگر هم خانوادهای را ناامید نکرده است. از توری که او باشد، صیاد، ماهی گرفته. فردا پیکان باز هم نان میشود.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- جعفر صانعی مقدم: گسترش فعالیتها در سینمای «هنر و تجربه» بستگی به تامین نیازهای مالی دارد
- انتشار تیزر هفته فیلم ایتالیا + ویدئو
- اسامی فیلمهای حاضر در هفته فیلم ایتالیا اعلام شد/ از آثار مورتی تا برتولوچی
- هفته فیلم ایتالیا ۱۱ آذر آغاز میشود/ نمایش آنلاین و رایگان فیلمها
- چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی برگزار میشود/ اعلام جزییات رویداد
- نانهای بیات/ نگاهی به فیلم «حوا، مریم، عایشه»
- کدام چریکه؟ کدام بهرام؟/ نگاهی به مستند «چریکه بهرام»
- سالها بایست تا دَم پاک شد/ نگاهی به فیلم «پری»
- فهرست فیلمهای روی پرده در سینماهای «هنروتجربه»/ «منگی» از ۱۵ شهریور میآید
- تابناک: نخستین گامها برای تعطیلی بستر نمایش دهها فیلم سینمایی ایران؟
- قابهای نامتعارف بیمعنی/ نگاهی به فیلم «امیر»
- ابوالفضل جلیلی: مشکل فیلمهای من این است که مردم را به فکر میاندازد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





