کیارستمی و مستند
پیروز کلانتری
استفاده از نابازیگر در سینمای داستانی ما شاید با فیلم های شهیدثالث شروع شد، اما مهاجرت زودهنگام او به خارج از ایران و شاید هم مواجهه متفاوت کیارستمی با این مسئله باعث شد این شیوه از نقش آفرینی در فیلم ها، در سینمای کیارستمی جا بیفتد، نشان مند شود و به شیوهای مرسوم در پیگیران و مقلدان او تبدیل شود. شهیدثالث در دو فیلم شاخص سینمایش، «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بیجان»، جهان مینیمالی راه انداخت که جز با نابازیگر به بار نمی نشست. وجود حداقل نشانهها در رابطه گیری آدم های فیلم های او با یکدیگر منجر میشد به بروز حداقل عمل و مراوده آشکار در روابط بازیگرانش و شاید انتخاب آدمی با حداکثر نزدیکی با نقش برای شکل دادن به آن جهان مینیمال و این روابط حداقلی کافی بوده است. به نظر نمیرسد شهیدثالث پیش از فیلمبرداری دوران مفصلی با نقشآفرینانش نزدیک و دمخور میبوده یا برنامه غریبی برای آماده کردن آنها برای کار جلوی دوربین وجود داشته است. اما رابطه کیارستمی با نابازیگرها، یا حتی نابازیگریِ بازیگرهای حرفهای فیلم هایش جهان دیگری داشته و جور دیگری شکل می گرفته است.
در گفتوگویی درباره نحوه کار با ژولیت بینوش در «کپی برابر اصل» کیارستمی می گوید این طور نبوده که جدا از روحیه و رفتار بینوش چیزهایی در ذهنش از نقش و شخصیت فیلم وجود داشته و از بینوش خواسته آن را اجرا کند. او در روابط و با هم سر کردن واقعی و رودررو با بینوش در خارج از ایران و در ایران خود را از بینوش و احساسات و روحیه و رفتارش انباشته بوده، آن همه را در احساسات و روحیه و رفتار نقشی که برای فیلم نوشته، تنیده و آن گاه نقشی را که آغشته بوده به وجود بینوش، به او برگردانده برای اجرا. میگویم اجرا و نه بازی، چون کیارستمی از همان ابتدا مخالف بازی کردن نقش و بازیگری در برابر دوربین بود. در فیلم دیگری از نحوه ساخته شدن فیلم «گزارش»، افشارپناه، بازیگر مرد فیلم، می گوید کیارستمی همان زمان هم مدام به او می گفته فقط بازی نکن، خودت باش. و شهره آغداشلو، بازیگر زن همان فیلم، می گوید من به کیارستمی می گفتم من مادر نبوده ام و نمی توانم در نقش مادر فیلم، خودم باشم و کیارستمی به من می گفت حس مادری در درون تو هست و باید در ارتباطت با بچه راحت باشی و آن را راه بیندازی و بروز بدهی.
در همین مسیر، فرض شکل گیری دو فیلم «کلوزآپ» و «زیر درختان زیتون» بدون حضور دو حسین واقعی هر دو فیلم دور از ذهن است. به نظر می رسد در هر دو فیلم همان مسیر مورد اشاره کیارستمی درباره شکل گیری اجرای نقش – و نه بازی – بینوش طی شده باشد. در جهان واقعی کیارستمی به حسین فیلم «زیر درختان زیتون» با همان احساسات و روحیه و رفتار حسین فیلم گره خورده و شخصیت و رویاهای فعالشده حسین سبزیان فیلم «کلوزآپ» در جهان واقعی کیارستمی را جلب کرده و با او نشسته و جذبش کرده، و آنگاه این هر دو شخصیت واقعی جا داده شده اند، یا شاید بهتر است بگوییم جان گرفته اند در ایده و ماجرای فیلمها و شخصیت و نقشی که کیارستمی فیلمنامه اش را با آن شکل داده است.
اگر همین سازوکار رابطه کیارستمی با نقشآفرینان (بله، این عنوان بهتری است، تا بازیگران) فیلم هایش را دنبال کنیم، انگار همین اتفاق در فیلم های «خانه دوست کجاست؟» و «ده» هم افتاده، که حضور هر دو نابازیگر اینقدر جاافتاده و روان و باورپذیر از کار در آمده اند. حالا می رسیم به سه فیلم «زندگی و دیگر هیچ»، «باد ما را خواهد برد» و «طعم گیلاس» که در هر سه، آدمها و موقعیت هایی در احاطه مرگ مواجه می شوند با برابرنهادهای جوراجور زندگی در مقابل خود. در هر سه فیلم گویی موقعیت های در برابر شخصیت های فیلم (نشانه های کوچک زندگی در برابر نشان بزرگ مرگ) مهم تر از خود شخصیت هایند و گویی هر سه نقش و نقشآفرین اصلی هر سه فیلم ما را به روابط و لحظات شکلدهنده تم و موقعیت اصلی فیلم گره می زنند. به بیان دیگر آنها رابط و واسط تماشاگر با تم و موقعیت های فیلم اند و نه فعال و موثر و شکلدهنده . «طعم گیلاس» ضمنا مورد متفاوتی هم هست و در آن اتفاق غریبی می افتد. شخصیت اصلی فیلم، بر خلاف شخصیت های اصلی آن دو فیلم دیگر، مرگ خواه است و خود نشان مرگ. کیارستمی با او همدل نیست و مسئله اش راه انداختن نشانه های جوراجور و خُرد زندگی در برابر ذهن کلان نگر و مرگ اندیش اوست. این موقعیت متناقض (نقشی که اصلی است اما فیلمساز دوستش ندارد) در میان فیلم های کیارستمی همتا ندارد و شاید از همینجاست که من هیچ وقت با ذهن و زبان این شخصیت احساس رابطه نکردم و تصمیم به خودکشی اش را باور نکردم. کیارستمی او را دوست ندارد، چون مرگ را دوست ندارد، و شاید فاصله من با این فیلم در تداوم فاصله ام با این نگاه است. در جواب سوالی از او که پرسیده بودند؛ چرا وقتی که شخصیت فیلمش در قبر میخوابد، نمایی از سیاهی مطلق در زمانی طولانی دیده می شود، گفته بود چون نشان زندگی، نور است و نشان مرگ تاریکی. واقعا چنین است و مرگ این قدر مطلق در برابر زندگی قرار دارد؟
کافکا در جایی از کتاب «گفتوگو با کافکا» می گوید: «ما مخل نظام و مخل آرامش هستیم، و این گناه موروثی ماست. خود را برتر از طبیعت می دانیم. نمی خواهیم صرفا چون فردی از یک نوع بمیریم و بازگردیم. می خواهیم از برکت فردیت خود هرچه بیشتر مالک و مختار زندگی باشیم. این سرکشی زندگی را از ما می گیرد…
همه پدیده های گیتی، مانند اجسام آسمانی در دایره می گردند و بازگشتی ابدی اند. تنها انسان، این موجود هشیار است که در خطی مستقیم، میان تولد و مرگ، در حرکت است. برای او بازگشتی شخصی وجود ندارد. راه زوال را طی می کند. این است که مخل نظام گیتی است. این، گناه موروثی ماست.» کنجکاو و در حسرت شنیدن پاسخ کیارستمی به این گفته کافکا باقی می مانم.
از کجا رسیدیم به کجا! شاید هم جای درستی است. نگاه کیارستمی به نقشها و نقش آفرینی و رابطه و کار او با نابازیگرهای فیلم هایش تنها یک شیوه و تکنیک و تخصص نیست. تنها و اصلا در سینما نمی توان چون و چرایی و علل و اسباب این رویکرد را دریافت. شاید یک راه جستوجو در فلسفه این رویکرد و این روابط، جستوجوی رد اینها در نگاه او به زندگی و مرگ باشد.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- عباس کیارستمی؛ برجستهترین سینماگران ایرانی در صحنه جهانی
- شصتمین جشنواره فیلم کارلووی واری؛ فیلم عباس کیارستمی نمایش داده میشود/ اهدای سه جایزه و یک تجلیل
- از «بادکنک سفید» تا «طعم گیلاس» در نیویورک
- داوران ایرانی معرفی شدند؛ افتتاح جشنواره جهانی فیلم فجر با فیلمی از عباس کیارستمی
- فوت بازیگر فیلم عباس کیارستمی/ احمد احمدپور درگذشت
- نگاهی به «پیرپسر» و تطابق آن با جهان سینمای کیارستمی/ اول به پیرامون، بعد به دوردستها
- «خانه دوست کجاست؟» یک فیلم صلح طلب است
- پرونده جنجالی عباس کیارستمی در «طعم عباس»
- «خانه دوست کجاست» در تازهترین قسمت سینماماجرا
- نمایش «طعم گیلاس» در قزاقستان
- در بخش ۱۰ فیلم برتر؛ «کلوزآپ» عباس کیارستمی در جشنواره ایدفا اکران میشود
- کیارستمی در آثار خود بیشتر به دنبال راه حل بود/ فرم برای کیارستمی همیشه اهمیت داشت
- معرفی نامزدهای دریافت گیلاس طلای جشنواره فیلم عباس کیارستمی
- افسون «کلوزآپ»/ یادداشت محمد حقیقت به مناسبت زادروز عباس کیارستمی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





