ابراهیم گلستان در تازهترین گفتگوی خود با بیبیسی به نکات جالبی از زندگی خود و فروغ فرخزاد اشاره کرده است.
به گزارش سینما سینما ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز؛ در سالهای پایانی عمرِ فروغ فرخزاد از هرکسی به او نزدیکتر بود. گلستان اندیشههای فروغ را میشناخت. او در پنجاهمین سالگرد درگذشت فروغ فرخزداد درباره خاطراتش از این شاعر و اندیشهها سخن گفت.
یکی از نکاتی که گلستان در گفتگوی بیسابقه خود با صبوری درباره آن صحبت کرد؛ موضوع مرگاندیشی در فروغ و اشعار او بود. گلستان در یک جمعبندی کلی از فروغ فرخزاد و اندیشه مرگاندیشی در او چنین یاد کرد: اگر مرگ نباشد زندگی بیمعنی است زیرا زندگی مانند خورشید است که تا زمانی که در آسمان است؛ یعنی وجود دارد. فروغ فرخزاد در شعرهایش به مرگ اشاره دارد اما این امر تایید زندگیست و از آنجا میآید که فروغ معتقد بود؛ روزی همه ما میمیریم اما اینگونه نبود که او خود؛ تقاضای مرگ داشته باشد یا از مرگ هراس داشته باشد.
گلستان که شب گذشته با شبکه بیبیسی گفتگو میکرد؛ با اشاره به محیطی که فروغ در آن رشد کرده بود؛ گفت: من در سال ۱۳۲۳ به قائمشهر (شاهی) رفتم. در آنجا فردی را دیدم که رئیس املاک سلطنتی بود. او کارگران را شلاق میزد تا خانه بسازند. این فرد همان پدر فروغ است. میخواهم بگویم فروغ در خانه چنین مردی بزرگ شد و همین مرد سرانجام فروغ را از خانه بیرون کرد.
گلستان درباره علاقه فروغ به مرگ هم گفت: فروغ دوبار خودکشی کرد و من دلیل هیچیک از خودکشیهایش را نمیدانم اما به خاطر دارم که روزی رفتم منزلش. فروغ خوابیده بود. متوجه شدم قرص خورده است. او را پیش دکتر بردم و درنهایت نجاتش دادم.
کارگردان فیلم اسرار گنج دره جنی درباره وجود رگههای پوچگرایی و نیهلیسم در اشعار فروغ فرخزاد نیز چنین گفت: پایه معلومات انسانی؛ شک در هر چیزی هست و همه ما این شک را با خودمان داریم اما کم و زیاد. این شک نشانه پوچگرایی اصلا نیست. شعرهایی که فروغ میگفت مثلا اینکه؛ “من تو را دوست دارم ولی فایده این دوست داشتن چیست”؛ از پوچگرایی نمیآمد بلکه از همان شکی بود که همه ما به نوعی کم یا زیاد؛ درباره مفاهیم داریم.
وی با اشاره به تفاوتهای فکری و رفتاری میان خود و فروغ فرخزاد گفت: گاه مرحلهای پیش میآید که دو آدم با هم برخورد میکنند و میان آنها یک داد و ستدی بهوجود میآید. یعنی یکجوری این دو سطح فکر به هم نزدیک میشوند اما روحیه من با فروغ متفاوت بود. فروغ اخلاق و ایدههای خاص خود را داشت. مثلا یادم هست جایی بودیم که اشرف پهلوی وارد شد؛ فروغ جلوی پای او بلند نشد. یا روز دیگری در خانه فریدون هویدا مهمان بودیم. در همین زمان امیرعباس هویدا (برادر فریدون) همراه با مهمانهای خودش که وزیر خارجه تونس و اشرف بودند؛ وارد شدند اما فروغ اصلا به آنها توجهی نکرد.
گلستان خاطرات خود از فروغ را چنین ادامه داد: اشعار فروغ در دورهای سیاسی شد که باید میشد زیرا کتابهایی که میخواند کاملا روی او تاثیر گذاشته بود. فروغ همینطور جلو میرفت اما در عین حال اصلا به زندگی شخصیاش پشت پا نزد.
کارگردان فیلم مارلیک از نحوه آشنایی خود با فروغ فرخزاد هم چینن یاد کرد: فروغ بعد از بیست سال که از نوشتنِ من گذشته بود، با من آشنا شد. بعد همه کارهای من را خواند. برایم جالب بود که نکاتی را در نوشتههای من متوجه میشد که دیگران اصلا متوجه آنها نشده بودند. فروغ همواره با آدمهایی برخورد داشت که تفاوتی بین فروغ و دیگر زنان قائل نبودند و میخواستند با او همان رفتاری را داشته باشند که با دیگران حال آنکه فروغ معتقد به این شیوه از زندگی نبود.
وی ادامه داد: فروغ از اخوان ثالث هم تاثیر گرفته بود. من معتقدم اخوان ثالث بعد از نیما بسیار مهم بود اما فروغ از او تقلید نمیکرد بلکه از من و اخوان تاثیرپذیری داشت.
گلستان با رد این موضوع که فروغ شاعری افسرده و اندوهگین بود؛ افزود: برای فروغ فرخزاد همیشه یک عدم تعادل موسمی پیش میآمد که دلایل مختلفی داشت که شاید به مسائل مالی یا جسمی او مرتبط بود. فروغ شاعر بود اما ژست شاعرانه نمیگرفت مثلا بینی خودش را عمل کرد فقط به این دلیل که در کودکی؛ روزی رضاشاه در منزل پدری فروغ به او که آن زمان دختر کوچکی بود؛ میگوید دخترجان دماغ تو هم مانند من بزرگ است. این موضوع در ذهن فروغ ماند و بعد از آنکه بزرگ شد؛ دماغ خود را عمل کرد تا مثل رضاشاه نباشد.
وی ادامه داد: گروهی با فروغ و بسیاری از شاعران به گونهای رفتار میکنند که گویا از او یک مجسمه درست کردهاند و نمیخواهند باور کنند این شاعر هم زمانی انسانی بوده مانند بقیه و کارهای روزمره خود را داشته است.
گلستان با اشاره به روند ساخت فیلم خانه سیاه است؛ گفت: فیلم خانه سیاه است درباره جذامیهاست و شبیه کردن وضعیت آن زمان کشور به جذامخانه منظور او بود این یعنی فروغ میخواست بگوید مردم ایران حال ناخوشی دارند.
وی ادامه داد: فروغ بعداز ساخت این فیلم؛ بچهای را به فرزندی قبول کرد زیرا همسر سابقش فرزندش را از او گرفته بود.
گلستان با اشاره به انتشار کتاب تازهای از فروغ فرخزاد تحت عنوان “نامههای فروغ به گلستان” گفت: داستان نامههای فروغ به من بسیار مضحک بود. مدت زمانی بود که فروغ نامهها را از من گرفته بود و همه پیش خودش بود. وقتی هم فوت کرد خواهر کوچکش؛ گلوریا؛ از آلمان آمد و میخواست نامهها را به من بدهد اما من دوست نداشتم آنها را نگاه دارم. حتی آنها را نخواندم زیرا خواندنش دردناک بود. بعدها خانم فرزانه میلانی در دهه هفتاد نامهها را از من گرفت و من هم کپی آنها را به وی دادم.
گلستان با یادآوری روزی که فروغ فرخزاد درگذشت؛ گفت: ۵ دقیقه بعد از تصادف فروغ فرخزاد؛ من بر سر بالین او حاضر شدم و او را به بیمارستان هدایت بردم اما بیمارستان از پذیرش وی بدلیل اینکه بیمه کارگری نداشت و بیمارستان برای کارگران بود؛ خودداری کرد. ما به بیمارستانی در تجریش رفتیم و فروغ همانجا درگذشت. اینکه میگویند فروغ در جوی آب افتاده و ضربه مغزی شده بود هم اصلا درست نیست. فروغ زنده بود حتی زمانی که او را به اتاق عمل میبردند.
وی با اشاره به زمان خروجش از ایران در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: اینکه میگویند من به خاطر مرگ فروغ از ایران خارج شدم؛ درست نیست زیرا دور شدن از جغرافیا عمق فاجعه و دوری را کاهش نمیدهد من اگر از ایران رفتم به این دلیل بود که قبل از انقلاب؛ حکومت پهلوی دیگر اجازه نمیداد من فیلم بسازم و من هم نمیتوانستم فیلم بسازم.
منبع: ایلنا

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اختتامیه جایزه «ارغوان» به یاد ابراهیم گلستان
- ادای احترام جشنواره کرالا به مهرجویی و گلستان
- ابراهیم گلستان؛ هنرمندی که خود یک اثر هنری بود
- پیام کانون کارگردانان سینمای ایران به مناسبت درگذشت ابراهیم گلستان
- ابراهیم گلستان درگذشت
- آثار کیارستمی، شیردل، گلستان، نادری، بنیاعتماد و… در ایتالیا اکران میشوند
- «تا جمعه، رابینسون»؛ رودررویی مجازی دو سینماگر بزرگ از دو موج نو
- سینماسینما/ جشن تولد سینهفیلها برای گدار/ گلستان و گدار روبروی هم در «تا جمعه، روبینسون»
- مروری بر کارنامه چهار فیلمساز مطرح سینمای ایران در برنامه سینماتک خانه هنرمندان/ چگونه دوربین به خانقاه دراویش راه یافت
- نمایش «مستندهای کمیاب» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
- ردپای شاعرانگی در فیلم/ فروغ فرخزاد شاعر تا کیارستمی فیلمساز
- برشهای کوتاه/ مستند «گنجینههای گوهر»
- اختصاصی سینماسینما/ سخنان ابراهیم گلستان در مراسم نخستین دوره جایزه آکادمی سینماسینما شهریور ۹۷
- برشهای کوتاه/ صحبتهای ابراهیم گلستان درباره فرخ غفاری و کانون فیلم تهران
- گفتوگو با ابراهیم گلستان/ اصلا به فستیوالها و جوایز اعتنا نمیکنم
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نقدی علمی بر عملکرد صدا و سیما
- درنگی بر خارج از متنِ «هامون»/ مهم است این چیزها را بدانیم؟
- تازهترین خبرها از جشنواره/ کدام فیلم جشنواره کن را افتتاح میکند؟
- دیدار و گردهمایی بزرگ پخشکنندگان آثار هنر و تجربه در جشنواره کن
- به کارگردانی گرتا گرویگ؛ مذاکره مریل استریپ برای نقش اصلانِ «نارنیا»
- مرگ بازیگر سرشناس هالیوود؛ وال کیلمر درگذشت
- خبرهایی از «جزیره آزاد» و «ذرات آشوب»
- «موسی کلیمالله»؛ دومین فیلم پرفروش اکران نوروزی
- «در سرزمین برادران» در فرانسه اکران میشود
- رکوردشکنی «پایتخت ۷» در تلوبیون؛ ۳۳۰ میلیون دقیقه تماشا و ۶۶۰ هزار کاربر همزمان
- فوت بازیگر آمریکایی؛ ریچارد چمبرلین درگذشت
- بزرگداشت رخشان بنیاعتماد برگزار شد
- نگاهی به فیلم عزیز؛ فیلمی قابل احترام
- عیدی ویژه همراه اول بهمناسبت عید فطر
- پرفروشهای سینما در هفته اول نوروز/ هیچ کدام از فیلمهای نوروزی، یک میلیون تماشاگر نداشتند
- آکادمی اسکار عذرخواهی کرد
- «میراث» در جشنواره هاتداکس رقابت میکند
- تازهترین ساخته هادی محقق به چین میرود/ اولین حضور جهانی «دِرنو» در جشنواره پکن
- یک جایزه برای آیدا پناهنده؛ جشنواره فرانسوی به «در انتهای شب» جایزه داد
- یک واکنش دیرهنگام؛ بیانیه آکادمی داوری در پی خشونت علیه برنده اسکار
- پس از ۴ دهه برگزاری در یوتا؛ جشنواره ساندنس به کلرادو میرود
- فرشته سقوط کرده/ نگاهی به فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» با بررسی عناصر مشترک درامهای دادگاهی
- «داستان سلیمان»؛ یک داستان واقعی از هزاران پناهجوی جهان
- «یک نبرد پس از دیگریِ» دیکاپریو کوتاهتر شد!
- یک عشق بی رحم،مجازات اعدام را در بریتانیا لغو کرد
- اکران آنلاین «زودپز» در شبکه نمایش خانگی
- نتفلیکس با «صد سال تنهایی» به یک رمان کلاسیک «غیرقابلاقتباس» جان میبخشد
- «ذهن زیبا»؛ اتفاقی زیبا در تلویزیون
- اسرائیل، کارگردان برنده اسکار را بازداشت کرد
- یک جایزه برای مجری اسکار؛ کونان اوبراین، جایزه مارک تواین را گرفت