سینماسینما، فریبا اشوئی
پیام مبتلا به سرطان خون است و همسرش، ساغر، با مساعدت خانواده پیام و دوستانش تلاش میکند بار زندگی را در ایام بیماری او، بر دوش بکشد. فیلم سینمایی «بیصدا» با عنوان قبلی «دوران سرطانی» نگاهی دارد به پدیده ناهنجاری به نام سرطان و تبعات آن در احوالات آدمها و جامعه کوچک خانواده که با ابتلای یک نفر از اعضای خانواده، هر کدام به طریقی درگیر آن میشوند. اگرچه پیرنگ اصلی فیلم «بیصدا» بیماری سرطان است، اما در این فیلم، فیلمساز تلاش کرده با نگاهی جامعهشناسانه و نگرشی روانشناسانه به موضوع سرطان بپردازد. نگاهی متفاوت که پیش از این، نمونه آن کمتر پرداخته شده که البته نگاه رایجی هم نیست.
ایده اصلی متوجه ناهنجاری پدیده سرطان است که میتواند در زمانی کوتاه شیرازه خانواده مبتلا را متلاشی کند. فرد مبتلا (پیام) و اطرافیانش اعم از همسر (ساغر)، دوست (مسعود) و… کل خانواده هر کدام صاحب نگرش و دیدگاههای متفاوتی نسبت به بیماری پیام هستند. شهابی در مقام فیلمساز با پرداخت این دیدگاهها در تبادل و تقابل با یکدیگر، پیرنگ اصلی روایت را که به سرطان و تبعات جامعهشناسانه آن اختصاص دارد، به چالش میکشد. پیام نویسندهای است که در جریان ابتلایش به بیماری، زندگی خود را از دست داده، خانهاش را فروخته و مستاجر خانهای مستهلک شده است که مالک بخشنده آن از بخشش خانه پشیمان است و قصد دارد آن را پس بگیرد. قلم حامد از نویسندگی کتابهای پُرتیراژ به ستوننویسی روزنامههای زرد تنزل یافته و همسر آرشیتکت او نیز مجبور به خیاطی برای سریدوزان لالهزار شده و حامد از پرداخت بدیهیترین هزینههای درمان خود نیز ناتوان مانده است. این همه که کارگردان در پوسته روایت به آن میپردازد، همگی تبعات اجتماعی بیماریهای خاص هستند که فرد مبتلا از لحظه ابتلا تا پایان زندگیاش در صورت عدم درمان، با آن دستوپنجه نرم میکند و مسئولان اجتماعی هم سالهاست نسبت به آن توجهی نداشته و ندارند.
اما لایه زیرین روایت، بیماری سرطان را به عنوان عامل محرک تعبیر میکند که اساسا با شروع آن در زندگی فرد مبتلا، میتواند فلسفه زندگی او را متفاوت کند و نگاهش را به دنیا و مرگ تغییر دهد. شهابی سعی دارد این نگاه را در طول روایت به روش تعامل با اطرافیان حامد اعم از همسر، دوست، خواهر و شاگردانش، جا بیندازد. به امید اینکه توجه به لایه معنایی رویداد، تلخی رویداد را کمرنگتر و سختی بحرانش را هموارتر سازد. داستان با یک شوک بیماری (سرطان) و ابتلای کاراکتر اصلی (پیام) به آن استارت میخورد و با نابهسامانی و ناهنجاریهای پیرامون کاراکتر (جدایی خواهر، استهلاک خانه، هزینههای درمان و فشارهای اقتصادی، جواب کردن صاحبخانه و…) مخاطب را درگیر خود میسازد. اما متاسفانه با عبور از این پرده (پرده اول) و تکمیل موضوع، در پردههای بعد، روایت به دام غرغره مداوم و تکرار موضوع میافتد و تا انتهای داستان هم سخن تازهای برای گفتن ندارد. ذات سینما تصویر است و ابزار بیان موضوع در آن، نشانه و معناست. آن هنگام که هنرمند برای بیان نظرات و ایدهآلهایش به سراغ مدیوم تصویر و انتخاب قاب سینما میرود، یقینا به معانی و نشانههای قائم به ذات آن معتقد است؛ معانیای که تنها در این قاب، قابل انتقال به مخاطباند. عنوان فیلم «بیصدا» است، اما درون آن پر از حرف و صدا، پر از خطابه و شعار است.
پرده دوم فیلم پس از اینکه مخاطب در جریان ایده اصلی قرار میگیرد و پرده شنیداری است، چراکه سخن تازهای و پیام تصویری جدیدی برای اینکه ذهن مخاطب گرم و پویا بماند، ارائه نمیشود. از این پرده به بعد است که پیام به عنوان فرد مبتلای روشنفکر دگراندیش، تریبون خطابه را در دست میگیرد و در جمعهای خصوصی با همسر و خواهر و دوست تا جمعهای عمومی و مهمانی و نشست با شاگردانش با کلمات بازی میکند و درس تاریخ، جامعهشناسی، اخلاق و نویسندگی میدهد. در این پرده مخاطب بیشتر شاهد گفتوگوهایی دو و چند نفره است که بیشتر شنیداریاند تا دیداری و تصویری. به نحوی که مخاطب میتواند بهراحتی چشمهایش را ببندد و شنونده یک گفتوگوی رادیویی کمجان باشد و چیزی را هم از دست ندهد. در این میان خردهپیرنگهای قصه هم، آنقدر کمرنگ و بیربط به ماجرای اصلیاند که هیچکدام نمیتوانند روایت اصلی را از این تکرار و خنثایی نجات دهند.
درگیریهای شهین (خواهر) با همسرش، افسردگی شاگرد مبتلا به بیماری سرطان، داستان قدیمی عشق مسعود به ساغر و حسادت شهین به این عشق و جدال خیاطهای خردهپا با ساغر و درگیری فکری سرایدار برای شکل ادای دیه در ادیان مختلف، همه و همه شماری خردهپیرنگ کمجان و بیثمرند که نهتنها کمکی به روایت اصلی نمیکنند، بلکه مخاطب را هم دچار سرگردانی ذهنی بیثمری میکنند که نتیجهاش تنها هدر رفتن ایده اصلی فیلم شده است. در حقیقت فیلمساز در برقراری بالانس میان موضوع و ساختار ناتوان مانده است. ریتم فیلم کُند و خالی از فراز و فرودهای موثر است. شهابی با بیسلیقگی تمام، ساختار را تماما قربانی محتوا میکند و در تمام طول فیلم پند میدهد، خطابه میخواند و مدام بر طبل حقیقتی به نام سرطان میکوبد و آن را در عرصه خانواده، کار، اخلاق و جامعه تفسیر میکند، و مدام به الحان مختلف تکرار میکند، تا جایی که مخاطب را به ستوه آورده و ناخواسته از سوژه جدا و منزجر میسازد. تصاویر و بازیهای «بیصدا» هم خلاق نیستند تا بتوانند مخاطب را سرپا نگه دارند. کاراکترهایی نصفه نیمه، تکبُعدی و منفعل کجای این روایت سرد را میتوانند گرما ببخشند؟! اما شاید در میانه این همه بینظمی و سردی و تمپوی پایین روایت، تنها بازی مرضیه وفامهر در نقش ساغر توانسته باشد نقطه قوت و اتصال فیلم باقی بماند.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
- بدترین فیلمهای ۲۰۱۹، از نگاه منتقدان ورایتی
- جذاب اما نه فوقالعاده!/ نگاهی به فیلم “متری شیش و نیم”
- یک فیلم خیلی خوب ببینید/ نگاهی به فیلم «روسی»
- «اینسرت»/ رئالیسمِ تلخِ بارانی؛ نگاهی به فیلم «سرکوب»
- گفتوگو با کارگردان فیلم «بیصدا»/ فیلمی درباره سرطان اجتماعی
- نمایش و نقد ۲ مستند با موضوع سوریه در کانون فیلم «سینماحقیقت»
- منطق «همه میدانند»/ نگاهی به فیلم «همه میدانند»
- نگاهی به فیلم «قسم»/ اتوبوسی به رسم قسم
- محاکمه در بیابان/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»
- شنیدنِ دوباره یک ترانه عاشقانه شیرین/ نگاهی به فیلم «دوباره زندگی»
- «اینسرت»/ یک فریب شیک؛ یاددداشتی بر فیلم «ایده اصلی»
- ققنوس سوخته/ نگاهی به فیلم «شعلهور»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی





