برداشت از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» نوشته «ویلیام شکسپیر» تا آنجا آزاد میشود که رومئو را در اسرائیل و ژولیت را در فلسطین، پشت دیوار بلند مرزها و قوانین سیاسی زندانی کند.
به گزارش سینماسینما، اجرای ۸۰ دقیقهای نمایش «رومئو و ژولیت» در سیوهفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در حالی در تالار «حافظ» دوسویه روی صحنه رفت که بخشهایی از این اجرا به زبان عربی بود و هیچ ترجمهای برای آن انجام نشد و این باعث شد اغلب تماشاگران با آن ارتباط برقرار نکنند.
صحنههای پر از تحرک و ۲۶ بازیگری که از آغاز کار روی صحنه حضور داشتند، این اجرا را به یکی از اجراهای پُر بازیگر این جشنواره تئاتر تبدیل کرد.
به نظر میرسد توپ فوتبال به گونهای یک نماد بین دو سرزمین در نظر گرفته شده، به خصوص زمانی که قرار است حکم «رومئو و ژولیت» را در انجمن شهر اجرا کنند یا در جلسات دیگر انجمن شهر برای قربانی دادن، توپ در وسط دو گروه قرار میگیرد!
از سوی دیگر بی آبی شدید در سرزمینی که همه اتفاقات آن در دو طرفِ دیواری بلند با نوشتههایی به زبان عربی رخ میدادند، در عین تراژدی عاشقانه رومئو و ژولیت و قوانین سخت و جزایی که یک عشق میتوانست برای مردم آن سرزمین میتواند به دنبال داشته باشد، از مواردی بود که در این اجرا به آن توجه شده بود.
اجرای این تئاتر به حدی برخی بازیگران آن را تحت تأثیر قرار داده بود که بعد از پایان آن و کشته شدن رومئو آنها نیز گریه میکردند.
میلاد کاشانی «رومئو و ژولیت» را در سرزمینی متفاوت خلق کرد و مسعود صفری آن را طراحی و کارگردانی کرد. ساجد اندرون، مهسا ستودهنژاد، منا بارانی، مهتا قجاوند، علیرضا سعیدی، مجید بخششیان، محمدرضا لبیب، نینا گودرزی از بازیگران این اجرا بودند.
الهام کردا و گلاب آدینه از مهمانان این اجرا بودند.
تراژدی «رومئو و ژولیت» اثر ویلیام شکسپیر عشقِ ناکام دو جوان را روایت میکند که قهرمانان آن نمایشنامه دختر و پسری از دو خانواده بزرگ و رقیب در شهر ورونا هستند که با یکدیگر دشمنی و اختلاف دیرینه دارند. رومئو از خاندان مونتگیو است، به امید ملاقات با رزالین، دختری که رومئو دلباختهاش شده، به ضیافت لرد کپیولت میرود، اما رومئو با دیدن ژولیت دختر لرد کپیولت، رزالین را فراموش میکند.
رومئو و ژولیت در تلاش برای رسیدن به یکدیگر به بنبست میرسند. در این میانه خانوادههای آن دو که کینهای دیرینه از هم دارند، آتش اختلافاتشان بالا میگیرد و رومئو ناخواسته باعث مرگ تیبالت از خانواده کپیولت میشود و کار را بدتر میکند. حاکم ورونا دستور میدهد که رومئو شهر را ترک کند. خانواده ژولیت که از ازدواج مخفیانه او با رومئو که با وساطت لارنس راهب صورت گرفته بی خبرند، ژولیت را به این امر میکنند که با خواستگارش، کنت پاریس ازدواج کند. سرانجام با رخ دادن اتفاقاتی خونین و کشته شدن رومئو و خودکشی ژولیت، خانوادهها با یکدیگر دست دوستی میدهند و نفرت دیرینه دو خاندان پایان میگیرد.
منبع: ایسنا
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





