فیلم تازه محمدحسین مهدویان شاخصهای دارد که مدتها در سینمای ایران به فراموشی سپرده شده بود؛ شاخصهای به نام قهرمان.به گزارش سینماسینما، بازگشت قهرمان های محبوب به سینمای ایرانبه گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ آخرین ساخته محمد حسین مهدویان از ابتدا برای مخاطب جذاب است؛ از همان ابتدا که با اسمش روبرو می شود.
فیلم نامش لاتاری است؛ عنوانی که برای جذب و کشاندن مخاطب با توجه به شناختی که از سابقه فیلمسازی مهدویان (ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز) دارد، بسیار ترغیب کننده است.
تا همین جا مهدویان نیمی از راه را برای کنجکاو کردن مخاطب رفته است؛ اما نقطه جذاب دیگر برای مخاطب این است که فیلمسازی با فیلم هایی چون ایستاده در غبار (اثری درباره زندگی احمد متوسلیان) و ماجرای نیمروز (درباره گروهک ترورسیتی مجاهدین)، حالا به فیلمی در مورد لاتاری و معضلات قاچاق انسان و مهاجرت رسیده است. فیلمی اجتماعی که نمونه اش در تاریخ سینمای ایران دیده نمی شود.
لاتاری را اما می توان در وزنه فیلمنامه به دو بخش تقسیم کرد؛ نیمه اول فیلم با معرفی درست شخصیت ها، انگیزه هایشان و گرهی که در فیلم است، شروع می شود. در فضایی که می خواهد واقعیت اجتماعی که شخصیت ها در آن زندگی می کنند، معرفی کند.
لاتاری روایت قصه امیرعلی (ساعد سهیلی) و نوشین (زیبا کرمعلی) است؛ زوجی که قرار است با هم ازدواج کنند، اما خانواده نوشین که دچار یک ورشکستگی سنگین شده اند، مخالف ازدواج آنها هستند. از طرفی فردی به نام سامی، نوشین را برای کار در یک شرکت حسابداری (بعدا می فهمیم مدلینگ) انتخاب می کند و به دبی می فرستد. پدر دختر موافق است چون نیما (جواد عزتی) پسربزرگ در زندان گرفتار شده و ۳۰۰ میلیون بدهی بالا آورده است، چند روز پس از عزیمت نوشین به دبی خبر خودکشی او می رسد و امیرعلی دیوانه وار به دنبال حقیقت می رود. او تنها نیست؛ حاج موسی رزمنده سال های دور و مربی فوتبال امروزش، با او به دبی می رود، تا با هم به حقیقت ماجرای خودکشی برسند .
از رفتن امیر علی و حاج موسی به دبی نیمه دوم فیلم آغاز می شود. امیر علی برای رسیدن به حقیقت فیلم را به فضایی قهرمان ساز می برد و این اتفاقی مبارک در لاتاری است. اتفاقی که در طول این سالها در سینمای ایران نادیده گرفته شده است.
مهدویان این نکته را به درستی شناخته و از آن استفاده کرده است. جوانی آرمان طلب برای رسیدن به حقیقت با مربی فوتبالش همراه می شود. هردو خسته از مناسبات و باید و نبایدهای جامعه هستند. آنها حادثه ای را بهانه می کنند، برای زدن به قلب دشمن. دشمنی که گویی همه زندگی آنها را گرفته. در نیمه دوم فیلم دیگر انگیزه شخصیت اصلی فیلم و رسیدن به حقیقت خودکشی دختر مسئله اصلی نیست؛ آنها به قهرمان هایی تبدیل می شوند که می خواهند به جز رسیدن به حقیقت، از خستگی هایشان هم بگویند و در برابر مسببین این خستگی ها و ظلمی که به آنها شده مبازه کنند. آن دو برای کشف یک اتفاق در مقابل ضد قهرمانی چون شیوخ عرب قرار می گیرند و در این مرحله، فیلم در یک مبارزه تمام عیار و دراماتیک تماشاگر را چون سال های دور در سینمای ایران به وجد می آورد. وجدی که سالهای طولانی است در سینمای ایران دیگر پیدا نمی شود. و این وجد همان نقطه قوتی است که لاتاری را در کارنامه سینمای ایران به فیلمی منحصر به فرد تبدیل می کند.
در میان شخصیت ها اما، نفر سومی هم هست که یک مامور اطلاعاتی است. حاج مرتضی (با بازی حمید فرخ نژاد) که ابتدا تنها نقش یک مانع برای رسیدن به حقیقت را دارد؛ اما به درستی وارد داستان می شود و در بزنگاهی عجیب به کمک قهرمان های فیلم می آید و به شکل درست چه در وجه فیلمنامه و چه بازی خاص فرخ نژاد به شخصیت و نقش مکملی دوست داشتنی تبدیل شود. با همه مخالفت ها، امیرعلی و حاج موسی بر هدف خود پافشاری می کنند و مخاطب را به یاد آن قهرمان هایی که هنوزبسیاری در سینما دلتنگشان هستند، می اندازند.
آنها از رویاهای خود برای تماشاگران می گویند، از آن یک تنه جلوی زورگویی ضد قهرمانها ایستادن. آنها قهرمان هایی هستند که از بطن جامعه بیرون آمدند، مشکلات مردم را لمس کرده اند تا مخاطبان رویاهایشان را در قالب آنها ببینند. مخاطب با دیدن مبارزه آنها با سرمایهدار عرب یا مسبب کشته شدن نامزد امیر علی، آنها را چون ناجی کشف می کند و بهتر همذات پنداری می کند.
اما همه این ویژگی های منحصر به فرد لاتاری در حالی رخ می دهد که یکی از چرخ های فیلم می لنگد؛ لنگیدنی که از ضعف در فیلمنامه و شخصیت پردازی بروز می کند. موسی را در فیلم لاتاری می توان با شخصیت حاج کاظم آژانس شیشه ای مقایسه کرد. مخاطب با شناخت از خصلت هایی که حاتمی کیا با ابزارها و گرههای دراماتیک به آن رسیده، توانسته عمق زندگی و انگیزه، تفکر و جهان بینی قهرمانش را برای مخاطب عیان کند. اما موسی با روش خاص خود مخاطب را با قصه همراه می کند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان/ بهنام صادقی
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- نگاهی به بازی محسن قصابیان در سریال «کلاغ»/ استراتژی مکث و سکوت
- «کلاغ»؛ به دنبال روایتی غیرکلیشهای
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- بازدید اهالی وزارت بهداشت از پشت صحنه «ماجرای نیمه شب»
- مجوز ساخت سینمایی برای ۸ فیلمنامه صادر شد
- هیات امنای انجمن سینمای جوانان ایران منصوب شدند
- انتشار نسخه سینمایی «زخم کاری ۳»
- بازگشت جواد عزتی به خونبازی در «زخمکاری ۳»
- آغاز تولید فصل چهارم «زخم کاری»؛ پخش فصل سوم پس از پایان «قطب شمال»
- بازخوانی یک قتل از پیش طراحی شده/ نگاهی به مستند «ترور سرچشمه»
- مدیر کل نظارت بر عرضه و نمایش فیلم توضیح داد؛ پرونده هیچ فیلمی برای همیشه بسته نیست/ چرا «شیشلیک» اکران نمیشود؟
- عذرخواهی تلوبیون درباره حاشیههای اکران آنلاین «درخت گردو»
- واکنش مهدویان به حذف نام فیلمش در «خندوانه»؛ این همان فیلمی است که نمیخواهند تماشایش کنید
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





