برنامه «هفت» دیگر به نمونه بارز یک برنامه از دست رفته بدل شده است که بی شک می تواند یک کیس قابل بررسی برای کارشناسان رسانه باشد و آسیب شناسی سرنوشت فعلی آن می تواند در حوزه رسانه، اموزنده باشد.
به گزارش سینماسینما، متاسفانه بهروز افخمی تمامی برنامه را به خود اختصاص داده و یک برنامه به شدت ندیدنی، کسالت بار و شکست خورده روی آنتن می برد. می دانم که افخمی دنبال واکنش گرفتن و دیده شدن به هرقیمت است و دلش می خواهد درباره اش حرف زده شود و نوشته شود ولو به مذمت.
می دانم که افخمی اساسا دنبال این است که با همین حربه، برنامه اش را سر زبان ها بیندازد تا به قول خودش دیده شود و صریحا می گوید که می خواهد لج همه را دربیاورد. می دانم بهترین روش برای مواجهه با چنین پدیده ای سکوت و بی توجهی است و نوشتن درباره این «هفت»، همان چیزی است که او می خواهد ولی این شکل کار، دیگر به وضعیتی خطرناک و اورژانسی بدل شده است و گفتن بعضی حرف ها لااقل برای ثبت در تاریخ لازم است.
اینکه افخمی در برنامه «هفت» به صراحت به کلیت سینما اعم از مدیران و هنرمندان و رسانه ای ها توهین می کند و هدفی جز منکوب کردن و تخطئه سینمای ایران ندارد کاملا بدیهی است، اینکه افخمی سعی داشته یک برنامه بامزه و مفرح بسازد اما چون توان و قابلیت رسیدن این هدف را نداشته، کاملا به نتیجه ای معکوس رسیده، غم انگیز است، اینکه برنامه اش به شدت آماتوری و بلاتکلیف است و بیشتر به فضایی برای پرزنته کردن خود افخمی تبدیل شده نیاز به اثبات ندارد. اینکه به دوسه آدم بی استعداد و بی مزه که این تریبون را به مضحکه بدل کرده اند میدان داده شده هم به کنار. اینکه افخمی بدل به یک متخصص شده تا سوژه های مهم را به بدترین شکل با تحلیل های بی مبنای شخصی تلف کند و حرف مهم و تازه ای برای گفتن ندارد هم کاملا روشن است.
اما این برنامه بیشتر از این بابت خطرناک است که به فضایی برای افتخارکردن چند نفر به آزار دادن مخاطبان بدل شده است. «هفت» را حالا دیگر باید یک برنامه غم انگیز و کاملا ناکام دانست که دست اندرکارانش برای نجات آن با شوخی های سبک و اجرای شلخته و حتی استفاده از ناسزا و دشنام، بیهوده دست و پا می زنند و هربار بیشتر فرو می روند.
معلوم نیست افخمی که نمی تواند یک برنامه هفتگی را نجات دهد چگونه مدعی نجات سینمای ایران است.
وقتی مسابقه اس ام اس برنامه به میزان انزجار بینندگان از مجریان هفت اختصاص می یابد و به برنده وعده سکه طلا داده می شود، به گمانم می شود مطمئن بود که آقایان به کیس های پزشکی کاملا قابل بررسی تبدیل شده اند. وقتی مجری جوان به فراستی بابت برنده شدن در این مسابقه تبریک می گوید و به این ماجرا می خندند و شوخی می کنند این ظن تقویت می شود.
مسعود فراستی در یک برنامه ضبط شده – و نه زنده – به شکلی عجیب و افراطی بارها و بارها از دشنام و ناسزا درباره آدم ها و فیلم ها استفاده می کند. جالب آنکه این همه کلمه و جمله غیر قابل پخش، در برنامه پخش شده باقی می ماند! او در نقد فیلم «شیفت شب» آنچنان با رفتار و لحن برخورنده ای به میدان آمد که پخش شدن این بخش برنامه به گمانم باید رسما اقدامی مجرمانه محسوب شود.
واقعا مدیری که از چنین برنامه ای با چنین عواملی حمایت می کند، پول هنگفت صرف آن می کند و به آن اجازه پخش می دهد، باید پاسخگو باشد.
برنامه هفت عملا به جایی رسیده است که دیگر باید برای تماشای آن محدودیت سنی گذاشت.
رسانه درندشت و پرمدعایی مثل تلویزیون با دستور کار مشخصی که می گوید؛ صداوسیما باید دانشگاه باشد، نتیجه کارش می شود این؟ این تلویزیون واقعا دانشگاه است؟
به گمانم روانشناسان اجتماعی اولین صنفی هستند که باید بابت پخش چنین برنامه ای به دلیل ترویج نوع خاص و خطرناکی از مشکلات فردی، به صداوسیما معترض شوند!
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- فیلم کوتاه «شامیر» نامزد بهترین فیلمبرداری جشنواره امریکایی شد
- جایزهای فراتر از پناهی و فیلمش
- طبقه فرودست، اخلاق و مسالهی انتخاب
- یک یادداشت در هفت پرده
- آنها که «علت مرگ: نامعلوم» را توقیف کردند باید پاسخگو باشند!
- چند کلمه دربارهی فساد و فحشا و ابتذال و «کیک محبوب من»
- به بهانه تغییر رییس سازمان سینمایی/ باید مدیران را پاسخگو کنیم
- جشنواره اسپانیایی به «دوربین فرانسوی» جایزه طلایی داد
- «شامیر» به سیبری میرود
- بررسی مشکلات فیلمنامهنویسی درگفتوگوی کیوان کثیریان با شادمهر راستین و مهران کاشانی/ سانسور مشکل اساسی سینمای ایران
- سینمای مستقل و آینده سینمای ایران بررسی شد؛ سینمای مستقل آزادی، سلطه ناپذیری، عشق و ارزش زن را بازتاب میدهد
- ضرورت توجه به سینما مستقل در ایران بررسی میشود
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «کودکی سیزیفوس» بهترین مستند کوتاه خارجی هاریانا شد
- «دگر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- روزشمار جشنواره تورنتو؛ در حال و هوای سینما
- «مادرکیو»؛ بهرهگیری از فانتزی به عنوان زبان اثر
- «سرزمین فرشتهها» نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۷ شد
- تجلیل از اصغر فرهادی در ترکیه
- «پسماند»؛ کابوسی از یک رنج
- «سکس و فلسفه»؛ دلا خو کن به تنهایی
- «توپ سیاه»؛ رکورد شکن گیشه اسپانیا
- جایزه کوروساوا به محمد رسولاف داده میشود
- وودی آلن در اسپانیا فیلم میسازد
- پروانه نمایش «ذوق مرگ» صادر شد
- صورت بندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- با فروش ۲۶ میلیون دلاری؛ اکران مجدد «انتقامجویان: آخر بازی»، «قلب هیولا» را پشت سر گذاشت
- «نقطه ضعف»؛ سفری از رئالیسم به سوررئالیسم
- نمایش «ژولیت و شاه» و برگزاری نشست «انیمیشن؛ میان هنر و چالش»/ اشکان رهگذر داور بخش «استعدادهای جدید» جشنواره انیمیشن برلین شد
- کدام فیلمها اسکاری خواهند شد؟
- مراسم یادمان محمدرضا شجریان / گزارش تصویری
- فستیوال واک؛ تلاش برای پیوند نسل قدیم و جدید گویندگی
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما





