رضا احسانپور در مطلبی که در شبکه اجتماعی منتشر کرد، به مسائل مهمی در مورد برنامه قند پهلو پرداخت.

رضا احسان پور (سمت چپ)
متن کامل این مطلب را در زیر میخوانید:
چکیده (برای بیحوصلهها):
مردم! ما برای شما نقش بازی کردهایم. ما در برنامه «قندپهلو» بداههسرایی نمیکردیم. من و همه شرکتکنندگان در برنامه قندپهلو، با تصمیم برنامهسازان، سوالات را از قبل میدانستیم و اشعار را از قبل سروده بودیم.
طرح مساله:
حضور هنرمند و فعال فرهنگی در تلویزیون بیش از اینکه برای او اعتبار باشد، برای تلویزیون اعتبار است. اگر او به تلویزیون اقبال نشان ندهد، وضع این رسانه از اکنون بدتر میشود. هرچند برخی مدیران صداوسیما این درک را ندارند و رسانه را ابزاری برای منت گذاشتن بر سر دیگران میدانند. آنها نمیدانند صداوسیما امانتی است که به دستشان سپرده شده و باید خدمتگزار اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه باشند.
مدیر باید بداند فقط یک عامل اجرایی است نه بیشتر. بسیاری هنوز این درک را ندارند که بهتر است خودمان، خودمان را نقد کنیم تا بیگانگان و دشمنانمان. ممنوعالتصویر کردن افراد مختلف چه نتیجهای دارد؛ جز خالی شدن این رسانه از افراد صاحبنظر و دلسوزی که با تمام سختیهایش ایستادهاند و همینجا نقد میکنند نه در شبکههای ماهوارهای؟ اولویت من، ادبیات است نه تلویزیون. هیچگاه برایم مطلوب نبوده و نیست که مرا بهعنوان یک فعال تلویزیونی بشناسند و معرفی کنند.
تا امروز در چند برنامه تلویزیونی حضور داشتهام که به واسطه آنها بیشتر دیده و شناخته شدهام؛ یکی از آنها برنامه «قندپهلو» است. در سری دوم این برنامه شرکت کردم و به مقام اول رسیدم. از آن زمان تا امروز به دلایلی در خصوص آن برنامه صحبت و مصاحبهای نکردم.
یکی از دلایل سکوتم، عدم افتخار به اعتبار کاذبی است که این برنامه برایم به همراه داشت. اگرچه دیر، ولی بالاخره تصمیم گرفتهام آن به اصطلاح اعتبار را بهاختیار نداشته باشم تا اگر قرار است به چیزی شناخته بشوم، غیر از این جنس باشد. مردم! ما برای شما نقش بازی کردهایم. ما در برنامه «قندپهلو» بداههسرایی نمیکردیم. من و همه شرکتکنندگان در برنامه قندپهلو، با تصمیم برنامهسازان، سوالات را از قبل میدانستیم و اشعار را از قبل سروده بودیم.
وقتی از من دعوت به حضور در برنامه شد، از نمایشی بودن بداههسرایی اطلاع نداشتم و چند روز قبل از ضبط برنامه متوجه این قضیه شدم. نمیدانم چرا به حضور در این برنامه رضایت دادم. الان از کردهام پشیمانم و هیچ افتخاری به آن برنامه و مقام اولم نمیکنم. به نظرم همانطور که موقع دعوت از من، تصورم این بود که باید بداههسرایی کنم و با این دید دعوت را قبول کردم، متولیان برنامه میتوانستند برنامه را واقعی اجرا کنند، نه بهصورت نمایشی و دروغین.
نمیگویم با طنز ما شاد نشدهاید ولی کاش هدف، وسیله را توجیه نمیکرد و متوسل به دروغهای رسانهای نمیشدند. بههرحال دیر یا زود این مساله عمومی میشد. پس عمومیاش میکنم تا به افرادی که تصور میکنند دنبال اعتبارهای کذایی تلویزیون هستم بگویم این بهاصطلاح اعتبارها پشیزی برایم ارزش ندارد. البته معنایش این نیست که دیگر در برنامههای تلویزیونی شرکت نمیکنم.
و سرانجام:
تلویزیون اگرچه رسانهای با حجم وسیعی از مخاطبان است ولی فرصت تأمل و تعمق را از مخاطبانش گرفته و بیشتر از آنکه برای فعالانش رشد شخصیتی داشته باشد، شهرتی میآورد که در درازمدت ممکن است آفتهای دیگری به همراه داشته باشد.
هیچگاه شهوت دوربین نداشتهام و معمولا پیشنهادهای تلویزیونی را چندتا در میان پذیرفتهام. اکثرشان را هم از جایی که احساس کردهام حرف و عمل برنامهسازان یکی نیست، رها کردهام. شعاری که مدام برای خودم تکرار کردهام این بوده که «هر کسی زیاد روی آنتن باشد کلاغ میشود و به قارقار میافتد.»
هرگز صرفا مجری نبودهام که مجبور باشم نوشته و طبیعتا عقیدهی دیگران را حتی گاهی بدون اعتقاد تکرار کنم. همیشه در مقام مجریمؤلف ظاهر شدهام و حرفی را زدهام که پشت دوربین و در جمعهای خصوصی هم میزنم. نباید تلویزیون را تحریم کرد بلکه باید از آن استفاده کرد ولی زمانی که بتوان مؤثر بود. امید دارم روزی بتوانم برنامهسازی کنم و برنامهای بسازم که به آن ایمان دارم؛ البته اگر بگذارند!
هر کسی به اسمورسمی شناخته میشود. همیشه سعی کردهام تکبعدی نباشم و همزمان در چند رشته هنری فعالیت کنم؛ شعر، داستان، بازیگری و نمایشنامهنویسی تئاتر، طنزنویسی، اجرای رادیویی و تلویزیونی، گرافیک و … لطفا از این به بعد مرا به هنرهای دیگر هم بشناسید.
حسن ختام:
تلویزیون، معمولا از آنچه تصور میکنید از شما دورتر است.
منبع: آنا
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- پخش «سفر تا اربعین» از شبکه آموزش
- در برنامه «به وقت ایران» مطرح شد؛ در حوزه کشاورزی از دنیا عقبیم!/ بین کشاورزان و دولت دیواری حائل است
- در برنامه «به وقت ایران» شبکه آموزش مطرح شد/ کودکان آموزش کسب مهارت نمیبینند
- نماینده مجلس «به وقت ایران» رسید
- بازگشت مجری پیشکسوت به تلویزیون با یک برنامه خاطرهانگیز
- ویژه برنامه های صدا و سیما برای طولانیترین خسوف قرن
- رادیوهفتیها هنوز به «شما» نرسیدهاند/ در انتظار پخش «رادیو شب»
نظرات شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه






خدا اموات تو را بیامرزد که حرف حق می زنی
رضا رفیع باید بخاطر این همه سال دروغگویی از مردم عذرخواهی کند.لطفا از عوامل برنامه مصاحبه بگیرید. هرچند این کارشان هیچ دلیل و توجیه اخلاقی و منطقی ندارد