سینماسینما، محمد حقیقت -پاریس: مدت ها پیش آقای مهدی فرد قادری، تهیه کننده فیلم پسر(که خود کارگردان فیلمهای بسیارخوب جاودانگی وبی وزنی است) فیلم تازه به اتمام رسیده پسر را برایم فرستاد، همان موقع دوبار آنرا دیدم و سخت شیفته آن شدم.سپس قرار شد برای پخش بینالمللی آنرا در اختیار پرشیافیلم، آقای علی قاسمی قرار دهدکه این عمل انجام شد. این فیلم در نخستین حضور جهانی اش درجشنواره مسکو در بخش مسابقه پذیرفته شد و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای سهیل قنادان به شایستگی به دست آورد و همچنین از سوی انجمن منتقدین روسیه فیلم برتر شناخته شد، از همان زمان ما آنرا برای بخش جشنواره پراد درفرانسه(بخش زنان سینماگر ایران انتخاب کرده بودیم و بدین منظور زیرنویس فرانسه آنرا هم انجام دادیم). بدین مناسبت و همچنین به مناسبت به پرده آمدن این فیلم در سینماهای هنر وتجربه در ایران، با کارگردان آن به گفتگو پرداختیم. البته فیلم پسر به جشنواره رتردام هلند(بخش آینده روشن) نیز راه یافته بود که ازتاریخ ۲ تا ۶ ژوئن ( ۱۲ تا ۱۶ خرداد) برپا شد.
خانم معراجی، برای ساخت نخستین فیلم بلند خود چه انگیزه ای باعث شد که سراغ چنین سوژه ای بروید؟ پسری در سن ۴۰ سالگی با مادرش تنها زندگی میکند و نمی تواند از او جدا شود، برادر او مدتی است به آمریکا مهاجرت کرده، او بسیار تنهاست و حتی تلاشهائی برای خارج شدن از حالتی که در آن گرفتار است، میکند، میخواهد به شکلی این حباب را بشکند، و بیرون بیاید، ارتباطاتی هم که به شکل ناموفق با دیگران برقرار میکند. اما آنها هم سرانجام بی ثمر می مانند. جالب است که او میخواهد ناخودآگاه به زنان پناه ببرد! البته تمام تلاشهای او ناکام می ماند، گوئی در جامعه به شدت بسته و سلولی بدون دریچه گیر افتاده که هرچه سر به دیوار می کوبد روزنه امیدی بر او باز نمیشود (البته این قرائت من از فیلم است). دراین راستا، پسر قادر نیست از مادرش (جامعه بسته) جدا شود. این همه وابستگی از کجا ناشی میشود؟
مساله وابستگی و عدم رشد روانی افراد همیشه برای من سوژه ای جذاب و قابل تحقیقی بوده است. همیشه آدم های اطراف را از همه جهات روانشناختی مورد بررسی قرار می دهم. مثلا چرا اینطور حرف می زنند، چرا اینطور عصبانی می شوند و غیره. بنابراین تصمیم گرفتم در نخستین فیلم خود یک فضای مینیمال و خلوت که به خلوتی روابط آدمهای آن است را ترسیم کنم.

تمام دیالوگ ها بسیار با دقت نوشته شده و به شکل مینیاتوری و بسیار هوشمندانه در سناریو به کار رفته. حاصل کار نشان از بلوغ یک سناریست / فیلمساز میدهد، یکی از تاثیرگذارترین آنها دیالوگ بین پسر و دختر همسایه است وقتی که پسر مقابل درب آپارتمان با حالتی ملتماسانه می گوید: من که پرنده نیستم که برایم دانه آوردهای… اودرواقع نیاز به محبت و دیده شدن دارد. زیرا که مادرش هم به حدی که باید، به او توجه نکرده و نمی کند. آیا قبلا برای کسان دیگری سناریو نوشته بودید؟ و برای نوشتن همین سناریو از مشاوره یا همکاری کسی برخوردار بودید؟
من سالهاست که فیلمنامه نویس هستم و در کنار آن فیلمساز فیلم کوتاه هستم. به فیلمنامه خیلی اهمیت می دهم و آنرا زیربنای هر فیلم می دانم. از زیاده گویی بیزارم و دوست دارم در کوتاه ترین جملات، بلندترین پیام ها را به مخاطب انتقال بدهم. برای نوشتن این سناریو در حین تمرین با عوامل فیلم، مشورت و صحبت می شد و نقطه نظرات مثبت آنها را در فیلمنامه استفاده کردم.

در نخستین صحنه فیلم که مادر وپسر به آپارتمان جدید و نوسازی نقل مکان کرده اند، ما به شکل نمادین شاهد فروپاشی میشویم، هنگامیکه بسته کارتن پر از وسایل از دست پسر به زمین می افتد و همه چیز پخش زمین میشود، آیا این صحنه از قبل در سناریو آورده شده بود یا اینکه فیالبداهه انجام گرفت؟
کاملا برنامه ریزی شده بود و در فیلمنامه نوشته شده بود که این کارتن پس از چه دیالوگی از هم باز شود. من به تمام مسائل و نکات ریز فیلم اهمیت می دهم و معمولا نود درصد اتفاقات از قبل با چیدمان طراحی شده من اتفاق می افتد مگر لحن بازیگرها که گاهی در صحنه لازم می دانند آن را به روش خود تغییر دهند.
تمامی کادربندی ها و نورپردازی ها، و حتی رنگهای داخل آپارتمان، گویای فضایی خاص و در خدمت محتوای فیلم است تا چه حد شما بهعنوان کارگردان یا طراح چنین مقوله ای، در آرایش آن سهیم بوده اید؟
همه این مسائل را من طراحی کرده بودم و از قبل چیزی شبیه استوری بورد به طراح صحنه ارائه داده بودم و با صحبت هایی که با هم داشتیم به یک چیدمان واحد رسیدیم. رنگها کاملا به انتخاب من بود و با راهنمایی طراح صحنه درجه کمرنگی و پررنگی آن را اصلاح می کردیم. دوست داشتم فضا مثل زندگی خلوت مادر و پسر، خالی و خلوت باشد و بسیار فکر شده به این دکور رسیدم.

رابطه عاطفی/ احساسی بین مادر وپسر، و همچنین رابطه پسر و دختر همسایه، و رابطه پسر با برادرش، که مدتهاست در خارج زندگی کرده و حالا برای باخبر شدن از حال مادر بسیار مریض اش برگشته، از درخشانترین پرداختهایی است که امروزه در یک فیلم ایرانی، به ویژه فیلم اول دیده میشود، تا چه حد خودتان این چنین موقعیت ها را از نزدیک دیده اید و یا اینکه از کجا برای خلق آن الهام گرفته اید؟ آیا فیلم ها یا کتاب هایی در این راستا بر شما تاثیراتی داسته اند؟
از نظر شما بسیار ممنونم. من آدمهای اطرافم و روابط خصوصی شان را بسیار دقیق آنالیز می کنم. به خاطرات و درددل های دوستان و آشنایان بسیار دقیق گوش می دهم. به عقیده من برای نوشتن باید دقیق دید و دقیق شنید. همچنین داستان های چخوف برای من همیشه جذاب بوده اند و به صورت ناخودآگاه شاید الهام بخش پیچش رفتاری کاراکترهای قصه های من هستند.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- چگونه سینمای فرانسه در انتخاباتِ ریاست جمهوری۲۰۲۷ تاثیر میگذارد؟
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- عباس کیارستمی؛ برجستهترین سینماگران ایرانی در صحنه جهانی
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- شنبه روز خوبی است؟/ آنچه در جشنواره کن میگذرد
- گزارش محمد حقیقت از کن ۲۰۲۶؛ یک فیلم فرانسوی در صدر جدول منتقدان/ محبوبیت پایینِ «داستانهای موازی»
- یادداشتی بر فیلم «فیورد»؛ یک اروپا و دو تربیت
- فیلم «مولن» تماشاگران را منقلب کرد
- روایتی از هفتاد و نهمین دوره جشنواره کن/تلاش برای دیده شدن زنان فیلمساز
- وقت آن رسیده که جشنواره کن به آلمادوار نخل طلا بدهد
- افت فروش نگرانکننده در سینماهای فرانسه/ آمار تماشاگران در ۲۰۲۵ سقوط کرد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





