سینماسینما، محمد حقیقت، پاریس
امروزه بندرت فیلمی را پیدا می کنید که در طول نمایش آن با تماشاگران انبوهی که شدیدا تحت تاثیر قرار گرفتهاند، همراه نشوید و نتوانید جلو احساسات خود را گرفته و اشک نریزید!
در طول نمایش «سنت عمر»، مثل بسیاری از تماشاگران لحظاتی برایم پیش آمد که به گریه افتادم اما برای خودداری، سعی کردم به پرده نگاه نکرده به تماشاگران نگاه کنم! چهره متاثر تماشاگران سالن بزرگ جشنواره ونیز واقعا دیدنی بود.
ماجرا چه بود؟
کارگردان فیلم، خانم آلیس دیوپ که چند فیلم خوب مستند در کارنامهاش دارد، برای ساخت نخستین فیلم داستانی بلند خود، بسیار تحت تاثیر یک ماجرای واقعی قرار گرفته بود که مربوط به یک مادر مهاجر سنگالی است که نوزاد ۱۵ ماهه خودرا بدلیل دشواری اقتصادی و همچنین بی کسی و بی پناهی، در منطقه ای در فرانسه به دریا می برد و شبانه آنرا به موج دریا می سپارد. فردای آنروز این مادر را دستگیر می کنند و پس از مدت کمی که در زندان می گذراند، دادگاه او را به خاطر قتل فرزندش محکوم میکند.
کارگردان برای ساخت این اثر، با الهام از این واقعه تکان دهنده سناریو خود را با دو تن از همکارانش، حول شخصیت راما، استاد ادبیات و رمان نویس که آفریقائی تبار است و در پاریس تدریس می کند، پرورش می دهد. وی راهی منطقه سنت عمر میشود تا در محاکمه خانم لورنس کولی (مادر آن فرزند) شرکت کرده، سپس تلاش دارد او را ببیند و در مورد این پرونده بنویسد.
لورانس کولی یک دانشجو و مهاجر سنگالی بوده است که مدتی پیش نزد یک مرد مسن فرانسوی از طبقه مرفه کار می کرده، وی روزی از او باردار میشود، اما آن مرد، ماجرا ی داشتن این فرزند را از خانواده خود سخت پنهان می کند و مستخدمه مجبور به ترک آن جا شده و در انزوا زندگی میکند.
بعد از رها کردن نوزاد در دریا و کشف جسد توسط ماهیگیران، لورانس کولی متهم به قتل دختر ۱۵ ماهه خود می شود. ماجرای واقعی در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۳ رخ داده بود. ماهیگیران در ابتدا تصور کرده بودند که کودک در اثر غرق شدن قایق پناهندگان آفریقائی مرده ولی چندان طول نمی کشد که اصل ماجرا برملا می شود.
در سکانس افتتاحیه فیلم در شبی تیره که از دور صدای دریا به گوش میرسد، زنی نوزادی در بغل دارد و به سوی ساخل دریا به پیش می رود، اما تماشاگر از روبرو او را نمی بیند. وی ناامیدانه به سوی دریا پیش میرود… در سکانس بعدی در پاریس راما، معلم ادبیات و رمان نویسی که کلاس درسش تمام شده به خانه بر میگردد، تماشاگر با اوضاع خانوادگی او و فرهنگ آفریقائی آنها آشنا می شود. راما با شنیدن ماجرای قتل آن نوزاد که قرار است مادرش را دادگاهی کنند، پاریس را بسوی سنت عمر ترک می کند. هتلی همان نزدیکی محل دادگاه می گیرد که بتواند از نزدیک هر روزه ماجرا را دنبال کرده و درضمن خود را به متهم نزدیک کند، اما شب ها خوابش نمیبرد …
فیلم از دید یک رمان نویس روایت می شود که بین تماشاگران دادگاه نشسته و با دقت صحنه محاکمه را دنبال می کند. رفته رفته داستان پیچیده و تو در تو و گاه مبهم و تاریک احساس مادر بودن از یک سو، و رابطه اش با مرد مسنی که برایش کار می کرده، از سوی دیگر واشکافی میشود. وظیفه مادری، با احساس (با مسئولیت و در لحظاتی بی مسئولیتی) گره می خورد که در فضای تنگنایی که در آن قرار گرفته، موقعیت سردرگمی را برای وجدانش بوجود آورده است. هرچه ماجرا بیشتربه پیش می رود مردم حاضر در دادگاه بیشتر درگیرعواطف متهم می شوند. اوج موضوع هنگامی رخ میدهد که مربوط به صحنه ای است که خانم وکیل مدافع سفید پوست از خانم متهم سیاهپوستی که باعث مرگ فرزندش شده، با انرژی بسیار و کاملا حق بجانب از او دفاع می کند. صحنه دادگاه که وکیل به دفاع از زنان بطور کل، می پردازد، بدون اغراق منقلب کننده و میخکوب کننده است که هیچ تماشاگری را بی تاثیر نخواهد گذاشت. این فیلم بنوعی وام گرفته از اسطوره مدئا – فرزند کشی یونان باستان است.
نوع دفاع وکیل مدافع از این مادر در دادگاه و افشای نکات پیچیده روان انسان، که از محدوده منطق جاری و خارج از فهم و درک اغلب مردم فراتر می رود، سرانجام رئیس و قضات را مجاب می کند و مادر را تبرئه میکنند!
اگرچه اغلب صحنه ها با میزانسن های ثابت پرداخته شده و شخصیت اصلی( متهم) سعی در مجاب کردن دادگاه ندارد، اما قدرت کلام و آرایش ساده و بی آلایش صحنه پردازی ها همچون فیلمی مستند کار شده که تماشاگر داخل سالن سینما با تماشاگر حاظر در دادگاه یکی می شوند و به نفع محکوم به تبرئه شدن او رای می دهند.
آیا نمایش عمومی این فیلم می تواند وضعیت تصمیم گیری قضات را در برخی از دادگاه ها عوض کند و نگاه جدیدی در نگارش قانون ها را شاهد باشیم، نا به شیوه ای نوین به مسائل نگاه کنند؟ باید دید!
کارگردان: آلیس دیوپ
آلیس دیوپ متولد ۱۹۷۹ در فرانسه از پدر ومادری سنگالی در حومه پاریس بدنیا آمد. ابتدا به تحصیل تاریخ پرداخت و بعد رشته جامعه شناسی تصویری را دنبال کرد. در دانشگاه پاریس سوربن به تحصیلات ادامه داد و نخستین فیلم کوتاه مستند خود «به سمت مهربانی» را در سال ۲۰۱۷ ساخت که جایزه سزار دریافت کرد. و همان موقع جایزه اش را به قربانیان خشونت از سوی پلیس تقدیم کرد. فیلم بعدی اش «ما» که یک مستند بلند بود همچون اثر قبلی اثری متعهدانه است و نظر ها را بیشتر جلب کرد و در جشنواره برلین ۲۰۲۱ جایزه بهترین فیلم در بخش جنبی را بدست آورد. فیلم سنت عمر نهمین فیلم اوست که بعنوان اولین فیلم بلند داستانی اش شناخته میشود.

کارگردان فیلم : آلیس دیوپ درهنگام دریافت جایزه بزرگ وِیژه هیئت داوران – شیر نقره جشنواره ونیز ۲۰۲۲
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





