سینماسینما،محمد ناصریراد 
«استاکر» تارکوفسکی در زمرهی آثاری قرار میگیرد که در آن تجربهی سینمایی از سطح روایت فراتر میرود و به قلمرویی وارد میشود که روان، فلسفه و زیباییشناسی را در یک میدان مشترک گرد میآورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در ژرفای ذات انسان است. تارکوفسکی جهانی میسازد که در آن هر نما همچون لایهای از خوابهای سرشت بشری عمل میکند و هر حرکت دوربین، اندیشهای را در رگهای تماشاگر جاری میسازد. زون، فضایی متروک یا منطقهای ممنوعه نیست؛ انعکاس یک ناخودآگاه جمعی است که سالها در زیر فشار تمدن، ایمان و ترس دفن شده است. عبور از جهان بیرنگ آغاز فیلم و ورود به رنگهای سنگین و نمناک زون، انتقالی از سطح به عمق محسوب میشود؛ گویی مخاطب از روشنایی سطحی روزمرگی به تاریکی پرامکان لایههای پنهان روان قدم میگذارد. این انتقال، در حوزهی روانشناسی تصویری، همان گذر از خودآگاه به قلمرو سایه است؛ سایهای که آب، مه و صدای دوردستهای زون آن را زنده نگه میدارند.
سه مردی که در این سفر حضور دارند، نمایندگان گرایشهای بنیادین انساناند. دانشمند، عقل ابزاری را در بالاترین جایگاه قرار میدهد و به حقیقت تنها زمانی نزدیک میشود که بتواند آن را در چارچوب قانون، اندازه و ابزار بگنجاند؛ اما با ورود به زون درمییابد که حقیقت از جنس اندازهگیری سرپیچی میکند. نویسنده، از سوی دیگر، نمایندهی بحران معنا است؛ انسانی که در پی رهایی از پوچی است اما در برابر هر معنایی از بیم رسوایی درونی، به شک میگراید و از کشف آرزوی راستین خود میگریزد. و استاکر، که در نگاه نخست انسانی ضعیف و فرسوده به نظر میرسد، حامل گونهای ایمان است؛ ایمانی نه مبتنی بر اقتدار یا یقین، بلکه بر حساسیت، رنج و اشتیاق. او همان واسطهای است که حقیقت را به دیگران نشان نمیدهد، بلکه آنان را بر آستانهی آن مینشاند و به درون دعوت میکند. نقش او، در حافظهی فلسفی هنر، همان نقش هنرمند است؛ نه راهبر، بلکه همراهی که دیگران را تا مرز دگرگونی میبرد و خود در این مسیر میسوزد.
اتاق زون مهمترین نقطهی فیلم است؛ نقطهای که در آن، انسان با آرزوی اصلیاش روبهرو میشود. این آرزو، همان میلِ بیاننشده و پنهانشدهی انسان است؛ میلی که او را بیش از هر چیز دیگری میترساند. روانشناسی یونگی این لحظه را مواجهه با هستهی تاریک خویشتن مینامد؛ لحظهای که در آن، انسان درمییابد در اعماق وجودش هنوز نیروهایی نهفته است که بر گفتار و رفتار آگاهانهاش فرمان میرانند. اتاق زون این نیرو را آشکار میکند و به همین دلیل است که ورود به آن برای هر سه مرد دشوار میشود. حقیقت، در این فیلم، چیزی است که انسان در برابرش لرزه بر اندام میگیرد، چون او را با اصل وجودی خودش روبهرو میکند.
ریتم سنگین فیلم و زمان طولانی هر نما، طرحی دقیق برای آفرینش تجربهی حضور است. تارکوفسکی از جریان خطی زمان فاصله میگیرد و آن را همچون مادهای قابل شکلدهی به خدمت میگیرد. در این جهان، زمان از کارکرد روایی فاصله میگیرد و مخاطب را به سطحی از مشاهدهی درونی میبرد که در آن، حرکت آهسته آب، سکوت سنگینی فضا و فرسودگی اشیا، همگی به مثابهی پژواکی از تجربهی انسان ظاهر میشوند. اشیای زنگخورده، سیمهای بلااستفاده، قطعات نابجای ماشینآلات، همه همچون نشانههایی از زندگی ازکارافتاده عمل میکنند. تارکوفسکی به جای آنکه معنایی مشخص بر این اشیا تحمیل کند، آنها را در وضعیتی رها میگذارد تا مخاطب با دریافت شهودی خود معنای شخصیاش را بسازد. این رویکرد، ریشه در زیباییشناسی مبتنی بر تجربه دارد؛ زیباییشناسیای که مخاطب را شریک و نه مصرفکنندهی اثر میسازد.
در پایان فیلم، استاکر در تنهایی و فرسودگی به خانه بازمیگردد. او با ایمان خود زیسته و هزینهی آن را پرداخته است. این بازگشت، تصویری از وضعیت هنرمند در جهان معاصر است؛ هنرمندی که میان انجام رسالت خود و تحمل رنجهای ناشی از آن گرفتار میشود. او میکوشد دیگران را به امکان دگرگونی رهنمون کند؛ اما هر گامی که دیگران برندارند، زخمی بر روح او باقی میگذارد. این سرنوشت سنگین، هنر را به زونی تبدیل میکند که هم تهدید و هم امکان در آن نهفته است.
«استاکر»، به جای ارائهی پاسخ، ظرفیت پرسش را میافزاید. تارکوفسکی با باز گذاشتن پایان فیلم، حقیقت را از چنگ هر تفسیر قطعی میرهاند و آن را در تجربهی مخاطب زنده نگه میدارد. این فیلم نشان میدهد که سینما میتواند نه ابزاری برای سرگرمی، بلکه عرصهای برای آزمایش روح انسان باشد؛ عرصهای که در آن انسان، در سکوت سنگین زون، با رؤیاهای خود، ترسهای خود و میلِ پنهانِ خویش روبهرو میشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- «قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازماندهی روایت
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- خوانشی روانشناختی از «چشمبادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی
- نقدی بر فیلمهای کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر
- «معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل میشود
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن میگوید و انسان خاموش میماند
- خوانش سینمایی و روانکاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایههای سرخِ ناخودآگاه
- شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»
- «ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گمشده
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
- «سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله میماند…
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سینماگران فرانسوی در مقابل هوش مصنوعی جبهه گرفتند
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود





