سینماسینما، سحر عصرآزاد؛
فیلم سینمایی«برف آخر» درام درونی یک کاراکتر تنها، کم حرف و پر رمز و راز بر بستر سکون طبیعت و برف و سرما است که در انتها گرمایی به اندازه روشنایی چراغ های روستا از فاصله دور، درون و برون کاراکتر را گرم و تلطیف می کند.
امیرحسین عسگری در دومین فیلم سینمایی کارنامه اش پس از «بدون مرز» سراغ جنسی از درام های درونی با تکیه بر جزئیات و کاشت های دقیق و حساب شده رفته که شمایل قهرمان محوری را روی کاغذ متمایز و با عبور از فیلتر بازیگر هوشمندی مثل امین حیایی برای مخاطب کنجکاوی برانگیز و جذاب می کند.
به خوبی می توان رد این طراحی و چیدمان حساب شده را از فیلمنامه ای که سه نویسنده در نگارش آن نقش داشته اند، پیدا کرد. فیلمنامه بر اساس داستان کوتاه «جلالآباد» محمد صالح علا شکل گرفته و توسط عسگری، امیرمحمد عبدی و سیدحسن حسینی بسط یافته و تبدیل به یک اثر بلند شده است.
قصه یک دامپزشک تنها و کم حرف در روستایی برفی و سرمازده که مردم و دام ها درگیر گرگ ها و سازمان محیط زیست هستند که آنها را رهاسازی کرده است. فیلم با نقطه اوج این کشمکش ها به واسطه گم شدن دختر نوجوان یکی از روستاییان آغاز می شود که پدرش او را گرگ زده می داند اما واقعیت چیز دیگری است.
درام هایی بر محور روستا، سرما، برف و سکون برآمده از این اتمسفر که بستر کار را شکل می دهد، در سینمای ایران و جهان کم نبوده و نمونه های موفق و ناموفق بسیاری هم دارد. اما تمایز «برف آخر » این است که از رفتن به دل این سکون برای دراماتیزه کردن زندگی ایستای قهرمانش نترسیده و خط قصه ای را دنبال می کند که با کمترین درام بیرونی به نوعی تمثیلی از جهان درون کاراکتر است.
کاراکتر دامپزشک؛ یوسف (امین حیایی) یک مشاهده گر است و کمتر حرف می زند. در واقع از دریچه نگاه او است که ما بیشتر آدم ها و اتفاقات و رویدادهای پیرامونی را نظاره می کنیم. پس عجیب نیست که نگاه سرد و یخزده زده او به شب و برف و سرما و بخصوص گرگ ها ارجحیت یافته و از ورای بدن سوخته، روح زخمی اش به تصویر کشیده شود.
نکته مهم در این درام بطئی، کدها و کاشت های درستی است که رها نمی شوند بلکه زمینه حرکت و خارج شدن کاراکتر از سکون و رکودی را که هر لحظه او را بیشتر به کام خود می کشد، فراهم می کند. نسخه عشق به شیوه و رسمی غیر کلیشه ای و نامألوف اینجا هم جواب می دهد و جرقه آن به واسطه گرگ زخمی روشن می شود که دشمن ذهنی یوسف است.
این تناقض دراماتیک کاراکتر را گرفتار کشمکشی می کند تا از رسم و عادت چند ساله گوشه نشینی فاصله بگیرد و خلأ پیرامونش را با جاری شدن کلام و حرف زدن از زخم هایش پرکند. آن وقت است که حتی اعتراف به شکار شبانه گرگ های روستا؛ علیرغم پیامد تلخی که به دنبال دارد، بار یوسف را سبک می کند و همان دشمن ذهنی تبدیل به بلد راهش می شود.
امیرحسین عسگری در عین وامداری به فیلمنامه ای حساب شده که روی کاغذ دقیق بنا شده، در کارگردانی هم به سخت ترین انتخاب ها تن داده و با چنین تلاش چالش برانگیزی است که توانسته محیط و اتمسفر پیرامونی را تبدیل به شخصیتی هویت مند کند که به نوعی تقدیر از تعیین شده کاراکترها است. از تقدیر دختر گمشده روستایی تا تقدیر یوسف…
امین حیایی با انتخاب های جسورانه ای که بخصوص در سال های اخیر انجام داده، نشان داده همچنان آماده بازخوانی خود و توانایی هایی بازیگری اش است. بازی ظریف، به اندازه و باورپذیر او در نقش یوسف را باید به عنوان نقطه ای برجسته در کارنامه توانمندی هایش ثبت و ضبط کرد تا خودش و ما از یاد نبریم.
منبع: روزنامه ایران
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یک پنجره برای دیدن ایرانیها؛ «یک تصادف ناکام»
- «برف آخر»؛ جادههای سرد
- سه فیلم کوتاه در «یک سهشنبه کوتاه» نمایش داده میشود
- در «مستندات یکشنبه» مطرح شد: شیوهی نوین اعتراض؛ یک دادخواهی مادرانه
- چند فیلم جشنواره فجر پشت خط اکران هستند؟
- در نشست خبری فیلم عنوان شد؛ انصراف احسان علیخانی از تهیهکنندگی «برف آخر» به خاطر «عصر جدید»
- معرفی هیات داوران بخش فیلم جشنواره ملی دانشجویی عکس و فیلم جاذبههای گردشگری ایران
- سحر عصر آزاد : فیلمنامه دو قسمت پایانی پایتخت۶ ساده انگارانه بود/طنزی سطحی و شعاری
- رونمایی از تصویر امین حیایی در «برف آخر» + عکس
- در نشست نقد و بررسی «دشت خاموش» مطرح شد/ اگر میخواهیم فیلمساز شویم نباید منتظر تایید دیگران بمانیم
- روز نهم جشنواره فیلم فجر با نمایش «دشمنان» و «پوست» / گزارش تصویری
- کمدی سیاه به سبک فرمان آرا/یادداشتی از سحر عصر آزاد درباره فیلم «دلم می خواد»
- گفتوگو با فرهاد توحیدی: از غلط دستوری «چ» تا آبگوشت درمانی در «گنجقارون»
- نگاهی به مستند «موج نو»/ رفتارشناسی موج نو سینمای ایران
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار
- «کودکشو» و یک اجرای چندوجهی؛ وقتی الیکا عبدالرزاقی فاصلهها را کم میکند





