سینماسینما، محمد تقیزاده
به نظر می رسد نرگس آبیار در فیلم آخرش بیش از هرچیز متاثر از اپیدمی سال های اخیر سینمای ایران موسوم به ژانر نکبت و بیچارگی و بدبختی فیلم هایی چون ابد و یک روز و لات بازی فیلم هایی چون شنای پروانه و مغزهای کوچک زنگ زده بوده و او را به شدت تحت تاثیر قرار داده تا با افزودن چاشنی های سینمای خودش از قبیل جزئیات قصه گویی و زنانگی و حتی فمینیسم، فیلم دیگری را در ژانر نکبت رقم زند.
ابلق از تمهیدات بصری خوبی برخوردار است و بازی هوتن شکیبا نیز مثل همیشه مجذوب کننده و از نقاط قوت فیلم است اما نقاط ضعف فیلم آنقدر زیاد است که آبیار را در مسیر عقبگرد کارنامه فیلم سازی اش قرار داده است.
شخصیت پردازی؛ برخلاف فیلم های مثل شیار ۱۴۳ و نفس، شخصیت پردازی ابلق بسیار ضعیف و باورناپذیر از آب درآمده چرا که کاراکترها به مثابه ربات هایی تنها عوامل فیلمساز را اجرا و فیلمساز کمترین ارزشی برای باورپذیری نقش ها و انگیزه بخشی کاراکترها قایل نبوده است: راحله با بازی شاکردوست در تمام طول فیلم با شمایل زن سر به زیر نجیب جلو می رود، علی با بازی شکیبا تنها با فریاد و تیپ لاتی ظاهر می شود و اندک توضیح درباره شخصیت وی داده نمی شود و تنها شمایل کلیشه ای در فیلم از این زوج اصلی فیلم ارائه می شود. جلال با بازی بهرام رادان با نقش آفرینی ضعیفش وصله نچسب فیلم است، مهران احمدی کارکردی جز کمک به پایان بندی فیلم ندارد، گیتی معینی، گلاره عباسی و … تنها شمایل و کلیشه هایی برای توجیه اتفاقات فیلم هستند که به راحتی و با تمهیدات دیگر قابل حذف از فیلم هستند. آبیار آنقدر فضای فیلم را شلوغ کرده که در نهایت نمی تواند فیلم را جمع بندی کند و سرنوشت بسیاری از شخصیت ها و نقش ها در داستان ابتر می ماند.
داستان؛ فیلم خیلی دیر شروع می شود و خیلی زود به اتمام می رسد. بیش از یک ساعت فیلم صرف مقدمه چینی و فضاسازی و توضیح روابط و محله و اشخاص می شود و زمانی این داستان مطول با تماشاگر به اتمام می رسد که تازه گره اصلی فیلم گشوده می شود اما خیلی زود دادگاه میان متهم و شاکی برگزار می شود و بیانیه های زنانه، مصلحت اندیشانه فیلم درباره مهجوریت، مظلومیت و بی گناهی زنان صادر می شود و بالاخره فیلم با برگشتن زندگی به روال عادی و صحنه استعاری زیست موش های موذی به پایان می رسد.
برای نمونه سکانس طولانی کفتربازی با آنهمه کشمکش تنها کارکرد خلوت بودن خانه برای نزدیک شدن جلال و راحله را ممکن می سازد و عملا کارکرد دراماتیک دیگری ندارد. از سوی دیگر جلسه دادگاه علنی وسط کوچه، صحنه رگ زنی و ضجه و بی پناهی راحله آنقدر زجر آور و شکننده از آب درآمده که بعید است تماشاگران با این صحنه های آزاردهنده، احساسی و فریادها و عربده های شخصیت ها ارتباط خوبی برقرار کنند.
نتیجه آنکه همچنان نفس منهای پایان بندی آخرش، بهترین فیلم آبیار است و تلاش این کارگردان مستعد برای ساخت فیلم های پرهیاهو و البته پرمحتوا(بخوانید محتوازده) همچون شبی که ماه کامل شد و ابلق توفیری در کارنامه فیلمساز محسوب نشده و به نظر می رسد نرگس آبیار در این دو فیلم تمام انرژی خود را صرف کارگردانی صحنه های شلوغ و اکشن و هدایت بازیگران زیاد کرده و از اصل قصه و فیلمنامه اش غافل شده است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «کج پیله» وقتی زنها از پوست خودشان، خارج میشوند
- «بامداد خمار»؛ عشق، طبقه و زبان تصویر
- هفت اثر جدید در راه شبکه نمایش خانگی
- نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست
- «شبی که ماه کامل شد» به هند رفت
- نگاهی به سریال «سووشون» اقتباسی از رمان سیمین دانشور/ قابهای زیبای شیراز
- «بامداد خمار»؛ از کتاب ممنوعه تا پلتفرمهای سینمای خانگی
- پرداختن به آیین و فرهنگهای قشقایی در سریال تاریخی «سووشون»
- «بامداد خمار» مهرماه منتشر میشود
- نرگس آبیار، رییس هیئت داوران فستیوال TRT شد
- بیانیه ساترا درباره توقف پخش سریال «سووشون»
- واکنش کارگردان به توقیف سریالش و فیلتر نماوا/ نرگس آبیار: در برابر این حذف بیرحمانه، سکوت نخواهیم کرد
- پس از انتشار اولین قسمت «سووشون»؛ نماوا فیلتر شد
- با انتشار نامهای سرگشاده؛ نرگس آبیار از شورای پروانه نمایش استعفا داد
- نگاهی به «هفتاد سی»؛ شروع امیدوارکننده بهرام افشاری
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام





