سینماسینما، محمد ناصریراد؛
فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبیفام مرز بنا میکند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابهجایی انسانها و خشونت پنهان در بافتهای روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین بهواسطه رنگ و عنصر آب، روحی یگانه پیدا میکند. آبی در این فیلم کیفیتی حسی و روانی دارد؛ آبی رودخانهها، آبی مه مرزی، آبی نورهای مصنوعی، همه در کنار هم حسی از تعلیق، ماندگی، و گذشتهای نمکشیده را القا میکنند. کارگردان با هوشمندی آبی را به زبان دوم فیلم تبدیل میکند؛ زبانی که با شخصیتها حرف میزند، در ذهن تماشاگر رسوب میکند و مسیر معنا را هدایت میکند. آبی در این روایت رمزگانیست میان حافظه، فاصله، و تمنای رهایی. آب نیز همین کارکرد را دارد؛ گویی هر حرکت شخصیتها در هماوردی با سطحی جاری و ناپایدار شکل میگیرد، سطحی که گاهی راه است، گاهی مانع، و گاهی آینهای که چهره فروخورده آدمها را به آنها بازمیگرداند.
در دل این جهان، آزا شخصیتیست که گذشته خاموشش در برابر چشم او دوباره زنده میشود. او در فضایی زندگی میکند که انسانها در آن سرنوشت خود را بر سر میزهای معامله میگذارند، جایی که زخمها فرصت التیام نمییابند و هر انتخابی بهایی دارد. فیلم از او قهرمانی نمیسازد، بلکه انسانی را ترسیم میکند که در برخورد با پیکر یک دختر، چیزی از حافظه دور و مبهمش بیدار میشود؛ برخوردی که مسیر او را تغییر میدهد و پیوندی درونی میان او و جهانِ زنانی که در مرز محو میشوند پدید میآورد. این رابطه هرگز با بیان مستقیم شرح داده نمیشود، در زیرپوست روایت رشد میکند؛ نگاه، تأمل، سکوت و مکثهای آزا حامل معنا هستند. کارگردان با اجتناب از توضیحگویی، اجازه میدهد انگیزهها از خلال نشانهها و تصویرها خوانده شوند، و این خوانش صرفا و تنها از طریقِ دیالوگ یا مکانیسمهای آشکار نمو پیدا نمیکند.
در مسیر حرکت داستان، حضور عناصر بصری حبس و رهایی، مانند حصارها، زنجیرها، قفسههای فلزی و حتی پرندگانی که گهگاه از فراز مرز عبور میکنند، بهتدریج شبکهای از ضدیتها را به نمایش میگذارد. این عناصر صرفاً تزئینی عمل نمیکنند، بخشی از دستگاه معنایی فیلم هستند. حصارها مفهوم توقف را تقویت میکنند، زنجیرها مفهوم تمَلک را، و پرندهها بارقهای از تصویر رهایی را وارد قاب میکنند. در کنار این مجموعه، آب به مثابه فضای میانی بین همه این دیدگاهها عمل میکند؛ نه در حکم راهحل، بلکه عرصهای که شخصیت در آن به مواجهه درونی میرسد.
فیلم در استفاده از فرهنگ و رسوم بومی نیز دقتی چشمگیر به خرج میدهد. لباسها، الگوهای بافت، کلاهها، آیینها و شیوه مواجهه آدمها با مرگ، در عین سادگی، نقشی ساختاری دارند. این عناصر فقط جنبه تزئینی ندارند، بلکه لایهای از واقعیت فرهنگی را وارد روایت میکنند که فهم کنش شخصیتها بدون آن ممکن نیست. فرهنگ در فیلم به مثابه خاکی عمل میکند که شخصیتها بر آن ایستادهاند و هر تصمیمی که گرفته میشود در بستر همین باورها شکل میگیرد.
کارگردان سعی میکند خشونت ساختاری مرز را در جزئیات روزمره نشان دهد؛ فشارهایی که افراد را به انتخابهای ناعادلانه یا نابرابر سوق میدهد، سازوکاری که هر حرکت را به معاملهای ناگزیر تبدیل میکند و هر رابطه را در معرض شک و خطر قرار میدهد. با اینحال، تمرکز فیلم بیش از آنکه بر نقد مستقیم ساختار باشد، بر تجربه انسانی آزا بنا شده است؛ تجربهای که در سکوت روایت میشود و از خلال مجموعهای از نشانهها، رنگها و موقعیتها معنا پیدا میکند.

با وجود همه محدودیتها و فضای سرد مرز، فیلم کیفیت شاعرانهاش را از تصویرسازی دقیق و تأکید بر جزئیات میگیرد. شخصیتها بیشتر در سایهها دیده میشوند تا در روشنایی، و صدای آب، باد و قدمها گاهی بیش از کلام نقشآفرینی میکند. این شیوه اجرا، بهخصوص وقتی با موتیف آبی تلفیق میشود، حس تعلیق و انتظار را تقویت میکند و جهان فیلم را به قلمرویی نیمهواقعی، نیمهروایی تبدیل میسازد؛ جهانی که در آن مرز فقط یک خط جغرافیایی نیست، بلکه مرزی ذهنی و عاطفی نیز وجود دارد.
در تحلیل روانشناختی مسیر آزا، پدیدهای که توصیف شد بیش از همه با نظریه “بازگشت واپسرانده” در روانکاوی زیگموند فروید همخوانی دارد. فروید معتقد بود تجربههایی که فرد قادر به مواجهه با آنها نیست، به ناخودآگاه رانده میشوند؛ اما این راندهشدن دائمی نیست و این مواد روانی در موقعیتهای خاص، بهصورت نمادین یا غیرمستقیم دوباره ظهور میکنند.
در چارچوب همین نظریه، آزا در برخورد با پیکر دختر، با «سوگ ناتمام» مادرش روبهرو میشود؛ سوگی که هرگز طی نشده و در ناخودآگاه او منجمد مانده است. طبق تحلیل فروید، رخدادهای محرک میتوانند «محتوای واپسرانده» را فعال کنند. پیکر دختر برای آزا همان نقش را دارد، یادآوریِ نمادین مادر گمشده. همزادپنداری او با دختر بر اساس مکانیزم دفاعی «جابجایی» نیز قابل فهم است؛ یعنی انتقال انرژی عاطفی سرکوبشده از موضوع اصلی (مادر) به موضوعی تازه اما مشابه (دختر).
در کنار فروید، میتوان از نظریه «سوگ ناتمام» جان بولبی نیز نام برد. بولبی معتقد بود وقتی چرخه سوگ کامل نمیشود، فرد در بزرگسالی با محرکهایی مواجه میشود که دوباره او را بهسوی تکمیل آن سوگ میکشانند. سفر آزا نیز دقیقاً شکل یک فرآیند تکمیلنشده است؛ تلاشی دیرهنگام برای انجام آیینی که سالها پیش باید برای مادرش انجام میشد.
در مجموع، رفتار آزا بازتابی از پیوند میان نظریه فروید و بولبی است، یعنی بازگشت امر سرکوبشده، همراه با فعال شدن سوگ ناتمام که میشود کنش اخلاقی / آیینی آزا در برابر دخترک.
فیلم «معامله در مرز» در نهایت روایتی از روبهرو شدن یک انسان با زخمی فروخورده است؛ زخمی که آب و رنگ آبی به شکل دائمی به او یادآوری میکنند. فیلم این مواجهه را به شکلی تدریجی و تصویری ترسیم میکند و با تکیه بر نشانهها و فضاسازی، تماشاگر را به سفری آرام اما پرتنش دعوت میکند. در این مسیر، بدون آنکه حقیقت قصه را برملا کند، معنابخشی را به تجربه حسی تصویر میسپارد و نشانهها را در حکم راهنمای تماشاگر قرار میدهد؛ رویکردی که اثر را به تجربهای سینمایی، لایهمند و قابل تأویل بدل میکند.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- «قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازماندهی روایت
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- خوانشی روانشناختی از «چشمبادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی
- نقدی بر فیلمهای کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن میگوید و انسان خاموش میماند
- خوانش سینمایی و روانکاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایههای سرخِ ناخودآگاه
- خوانشی روانکاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی
- شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»
- «ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گمشده
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
- «سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله میماند…
- «خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم





