سینماسینما، ایلیا محمدینیا؛
فیلم مستند تنها برای تزئین یک جشنواره ملی و محلی نیست که مدیرانش آمار بسازند که چه رونقی دارد سینما و خاصه اینجا سینمای مستند و حقیقت.
فیلمساز حوزه مستند به جز آنها که مستند سازی می کنند و اثر مستند می سازند که البته چه خوب که همت می گذارند و این آثار را خلق می کنند. دغدغه دارد و درد.
او با فیلم مستند خود به ما و شما و جامعه پیرامونی اش هشدار می دهد.او همچون طالع بین و پیشگویی راستین جلوتر از همه از آسیب هایی می گوید که دور یا شاید خیلی نزدیک زندگی و حیات مردم و یک کشور را تهدید می کنند. طالع بین و پیشگو اگر با سحر و جادو و قصه کار خود را سامان می دهد کارگردان فیلم مستند با نشانه های تصویری و متنی بر آمده از پژوهشی درخور هشدار می دهد.
هر دو از آینده می گویند طالع بین و فیلمساز مستند اولی اما همیشه ارج می بیند و دومی هنوز زینت المجالس شمرده می شود که جشنواره یشان را رونق دهند .
فیلم «ارس،رود خروشان» ساخته هادی آفریده با نگاهی به زادگاه رود مرزی ارس و سیر حرکتش در نیمه جنوبی مسیرش یعنی ایران به داستان ها و حکایت ها و آدمها و سرنوشتشان می پردازد و در این مسیر از دغدغه ها و دردها می گوید.
اگر چه همانند بسیار از فیلم های دغدغه مند تنها دلخوش به مخاطب اندک جشنواره می شود و خیلی زود به فراموشی می رسد. گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته.
فیلم روایت اول شخص دارد و مخاطب اثر همه داستان ها را از نگاه رود ارس می بیند و می شنود.
ارس از سرچشمه اش کوه آرارات در ترکیه و استان آگری می گوید که روزگاری به ایران بزرگ تعلق داشت که چگونه در مسیرش به مرزهای مشترک بین ایران و آذربایجان می رسد.
فیلم بهانه ای می شود تا بدانیم که چگونه به واسطه عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمنچای مرزهای شمالی ایران از سرزمین مادری خود جدا شد.
داستان سفر ارس در فیلم از چشمه ثریا در آذربایجان غربی شروع می شود. که چگونه عشایر کرد بخش ماکو، شوت و پلدشت و چالدران و… و ایل های چلای و بیک زاده و پرنیاشین در کرانه اش زندگی می کردند.
اینکه فارس ها او را دختری زیبا در پیوند با آناهیتا ایزدبانوی نگهبان و هدایت گر تمام آب های جهان باستان می شناسند و آذربایجانی ها او را پسری بی باک که به دیدار رود کور در سرزمین قفقاز رفته است.
کارگردان در فیلم از روزگاری می گوید که ارس خروشان بود و طغیان می کرد و خانه های نزدیک به خود را زیر آب می برد و با سد سازی در ترکیه آب رود کم شده است و حالا باز هم با سدهایی که ترکیه در دست ساخت دارد ممکن است باز هم آب ارس کم و کم تر شود.اتفاقی که در این سوی سرزمین ایران در مرز با افغانستان افتاد تا خشکسالی نصیب مردم سیستان شود.
که می دانیم دیپلماسی سیاسی راه به جایی نبرد. تا با نگاه موشکافانه کارگردان سیاست ورزان به یاد بیاورند که ممکن است این اتفاق بر ارس جاری شود و حال در فکر چاره باشند که البته اگرفیلم را ببینند که بعید است وقت و فراغتی برای آن داشته باشد.
آن هم وقتی بدانیم همین حالا بیش از ۹۰ سد در حال ساخت در مسیر ارس در مرزهای ترکیه هست. و این هشدار فیلمساز است که او جز هشدار با زبان تصویر و متن توان و توشه ای ندارد.
در فیلم همین حالا نیز در بخش هایی در مسیر رود ارس کشاورزی نگاه به آسمان دارد و زمین ها زیر کشت دیم می روند که دامدار زادگان و کشاورز زادگان ناامید به سودای پول و آرامش به سرابی چون آرمانشهر رویایی خود کوچ می کنند و غافل از این هستند که خشکسالی چه بازار پر رونقی برای مرکز نشینان ساخته است.
آنها نمی دانند که اگر کوچ می کنند ناچار هستند گوسفند و زمین هایی را که به ثمن بخس فروختن به بهایی بسیار گزاف در شهر خریدار شوند.
فیلمساز در مسیر روایت ارس به همه آنچه که در مسیر رود اتفاق افتاده نگاهی گذرا دارد.
او از ۸۰۵ جزیره مشترک خالی از سکنه بین ایران و آذربایجان می گوید از اینکه برای جزیره شماره ۱۳۰ چگونه ستوان کثیری نقشه بردار لشکر تبریز با اسبش به آب زد تا در نهایت طرف مقابل مالکیت آن را به نام ایران بپذیرد که جزیره شماره ۱۳۰ به نام کثیری نامگذاری شود.
او از دره شام که روزگاری محل سکونت ارامنه بود می گوید از کلیسای مادر خدا که به ننه مریم شهره شد. که شیوه معماری اش برگرفته از عصر ساسانیان است.
از شهرک کارکنان سد ارس که روزگاری آباد بود سینما داشت و مرکز بهداری و خانه سازمانی و حال ویرانه ای شده است.
از قره کلیسا و سنت استپانوس و اینکه به روایت آرامنه محل دفن یحیی نبی آنجاست.
از پل ضیاالملک از کاروان سرای خواجه نظر ارمنی از سربازان رشیدی که در زمانه یورش نیروهای شوروی دو روز مقابل آن لشکر عظیم ایستادند از سرجوخه مصیب ملک محمدی،سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری و حال کنار همان پل مزار و یادبودشان هنوز پابرجاست.
از آسیاب آبی روستاهای آران که حال به آسیاب خرابه شهره است. و… تا جاییکه ارس در هماغوشی رود کور به دریای خزر میریزد.
فیلم به قول مهدی اخوان ثالث روایت ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم؛ ما راویان قصههای خوب و شیرینم …
مستند «ارس، رود خروشان» اثری ارزشمند با متنی شعرگونه است که روایت روای آن شبنم مقدمی آن را دلنشینتر کرده است به همراه تصاویر چشم نواز رضا تیموری و صداگذاری و انتخاب موسیقی خوب آن.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نمایش «بانو»ی داریوش مهرجویی در بنیاد حریری
- «پیکار با پیکر»؛ وقتی که سخن هرودوت بهانه فیلم میشود
- «مثل یک بهمن»؛ روایت خنیاگری که صدای یک قوم اصیل شد
- به یاد آرش کوردسالی؛ فیلمساز نجیبی که جوانمرگ شد
- از انیمیشنی ناتوان در جذب مخاطب تا ایدههایی هدر رفته و با ساختار تکراری
- یک کمدی شیرین و یک فیلم که فقط کام را تلخ میکند
- «موسی کلیم الله» بیگ پروداکشن ناامیدکننده
- یک کمدی کمرمق، یک داستان واقعی و فیلمی که نامش آن را لو میدهد
- یادداشتی بر «بچه مردم» و «اسفند»/ از روایت دلنشین و شیرین تلخیها تا فیلمنامه چشم اسفندیار
- نقد «صنم» و «آنتیک»/ از چرایی حضور یک فیلم در جشنواره تا اثری که محترم ماند
- نقد و بررسی بلندترین پلان-سکانس سینمای مستند ایران
- نمایش «شیرین» کیارستمی در جادوی سینما بنیاد حریری
- در ستایش یک اثر نایاب در سینمای مستند/ نگاهی به «این بامداد خسته»
- «شهرک»؛ فیلمی که در ایده میماند
- «ماهان»؛ درمان سرطان با چسب زخم
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما
- انتشار نسخه ویژه نابینایان «آمارکورد» با صدای صالح میرزاآقایی
- اعلام نتایج رویداد سرمایهگذاری انیمیشن کاشان: ۲۸ اثر موفق به جذب سرمایه شدند
- بیانیه جمعی از فیلمنامهنویسان سینمای ایران؛ نمیتوان سکوت اختیار کرد/ ثبات با انکار واقعیت شکل نمیگیرد
- کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان
- طایفه زندهکُشِ مُردهپرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران
- بلا تار درگذشت
- آغاز اکران سراسری انیمیشن سینمایی «ژولیت و شاه» از فردا
- درنگی بر جشنواره فیلم فجر/ قاب شکسته سینما
- بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضایی
- سعید پیردوست درگذشت
- واکاوی مستند «ترانه» در آینه روان، فلسفه و جامعه؛ از پیله تروما تا پرواز فردیت
- سینما؛ جهش ۲۰ درصدی گیشه در چین و رکود نسبی در آمریکا
- «لندمن: کارگزار زمینهای نفتی»؛ کلاه کابوی و طلای سیاه
- درباره مستند «زیر درخت لور»/ رازها و دروغها
- اگر میدانستم مخالفت میکردم/ واکنش علی نصیریان به پوستر جشنواره فیلم فجر
- با موافقت شورای بازبینی فیلمهای سینمایی؛ چهار فیلم پروانه نمایش گرفتند
- نمایش باد زرد ونگوگ / گزارش تصویری
- تحلیل بازیگری نیکی کریمی؛ شمایل زن فیلسوف و پرسشگر
- «ماهی بلژیکی»؛ سُرخوردن در فضایی انتزاعی
- جعفر پناهی با «یک تصادف ساده» از منتقدان آمریکایی جایزه گرفت
- رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴ با تصویری از «شیر سنگی»
- یک پنجره برای دیدن ایرانیها؛ «یک تصادف ناکام»
- نگاهی به سریال «شیش ماهه»/ دیگه فایده نداره، نداره…
- سوگوارهای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه راهها به رویت بسته شده
- یادداشت علیرضا داود نژاد درباره بهرام بیضایی
- «مثل باران، مثل دریا» بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد
- لاله برزگر با «مرزهای درون» به خانه هنرمندان ایران میآید
- ستارههای جشنوارههای سینمایی در سال ۲۰۲۶ کداماند؟/ شانسی برای فیلمهای مجیدی و فرهادی
- «مو به مو»؛ پرویز شهبازی و خلق جهانی متفاوت در نمایش خانگی





