سینماسینما، محمدرضا امیراحمدی
آغاز سال در هر فرهنگی، یک نماد و شکلی دارد. تقویم چینی و سال نو چینی، تقویم مسیحی و سال نو میلادی، یا تقویم ایرانی و نوروز. برای هر فرهنگی، این آغازها خوش یمن و زیباست و با نشانه هایی تقریبا یکسان از حیوانات، مفهوم خوانی شده و پیش بینی پذیر می نماید. این آغازها در عالم سینما هم، تصاویری در هر جامعه ای دارد و فیلم هایی یادآور آن است.
دنیای غربی، از آغاز سال نو با کریسمس و بابانوئل، نشانه دارد و کاج هایی تزیین شده و البته چون روز آغاز سال، در زمستان است، با بارش برف، آذین می شود. هرگاه در فیلمی یکی از سه عنوان را می بینیم، از فرارسیدن سال نو خبردار می شویم و وقایعی که معمولا با سفر و دور هم بودن و تعطیلات و شادی همراه است. ساده ترین و آشناترین فیلم غربی را شاید بتوان، “تنها در خانه” دانست که اصولا با سال نو، داستان را به حرکت در می آورد. فیلم های غربی، کنار کاج بودن را با شادی و هدیه و خانواده در کنار هم، جمع می کنند.
در سینمای ایران، آغاز سال نو با شکوفه، سفره هفت سین و دید و بازدید و مسافرت، نمادیابی می شود و البته بسیار کم از ننه سرما و عمونوروز، در آثار ایرانی، تصویر و نشانه داریم. در اندک آثار سینمایی ایرانی هم که من به یاد دارم، اگر قهرمانان داستان در نوروز به سفر می روند، برای گریز از جمع بودن است و می خواهند تنها باشند و کمتر، شخصیت های متنوع را به عنوان مهمان یا همراه، در کنار آنان می بینیم. سینمای ایران، البته این را از برداشت نادرست از روایت پردازی دارد که نمی تواند داستانی با کاراکترهای متعدد تعریف کند – البته مثال های اندکی از تجمع شخصیت ها را داریم مثل “یک حبه قند”، که خوشبختانه همه، فامیل هستند و شلوغ. اما داستانی که بیانگر نوروز باشد و در قاعده سینمایی و ما را از خرید نوروزی، مهمانی، سفره هفت سین، خانه تکانی، طبیعت در حال نو شدن یا سیزده بدر و مانند آن، محظوظ کند، حافظه من اثری را به یاد ندارد.
اکنون در آستانه نوروزی دیگر قرار داریم که ویژگی های متفاوت را با خود به همراه دارد و آن، محدودیت های لازم الاجرای ناشی از شیوع ویروس کروناست. برخلاف قاعده نوروزی، نباید خرید کرد، نباید دور هم جمع شد، نباید دید و بازدید کرد، خانه تکانی بی مفهوم شد و البته سفر، ممنوع اعلام شده است. یعنی همه قواعد نوروزی، شکسته شده است. برای چنین وضعیتی سینمای ما باید، داستان و طرح هایی متعدد داشته باشد که اینها را بپروراند و البته عمق روایت را به گونه ای بیان کند که بعد از عبور از این دوره، با دیدن چنین آثاری، همه ابعاد آن را به یاد آورده و سپس، به جمع گرایش پیدا کند و همیشه، آرزوی بودن در جمع را به نیکی، اجرایی کند. داستان ها باید در عین واقعی بودن، در عین حقیقت گفتن، امید و بالیدن را سر دهد. باید بتوان از پس این ماجرا که یادآور حکایت فعالیت جمعی همه مردم در دوران جنگ هشت ساله است یا شاید از خارج گفت و آنچه در جنگ جهانی دوم در خیلی از کشورهای درگیر بروز کرد و همه اقشار به سمت مقابله با بحران رفته بودند، به خوبی و با استواری و افتخار به بودنی دیگر در کنار هم، عبور کنیم. یعنی بتوان به مانند انتهای “تنگه ابوقریب”، بعد از آن همه مبارزه، نسل جدید، پرتوان برآید.
جشنواره فیلم فجر امسال که نه ولی در جشنواره فجر سال ۱۴۰۰، باید بتوان فیلم هایی داشت که تصویر همت جمعی مردم باشد، مردمی که جدابودن و در خانه ماندن را به زبانی دیگر تعبیر کردند و از هنرمند تا سیاستمدار، از کارمند بانک تا کادر درمان، در کنار یکدیگر، در حال عبور از این بحران هستند.
سینمای ایران، باید در این نوروز، این مفهوم امیدواری را با دقت و روشنی و در بستر انبوه مردم، در اذهان پرورانده و سپس نشان دهد، تا ما بعد آن، مفتخر به هویت جمعی به نام “مردم ایران” باشیم.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق میکند
- «پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم میشود
- چیزی شبیه پرسهزدن در سالن نمایشی با آدمهایی که نمیشناسی
- فیلمهایی در بستر نگاه گیشهای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران
- افزایش مرگ چهرههای مشهور؛ در چین چه خبر است؟
- لغو یک جشنواره سینمایی به دلیل شیوع دوباره کرونا/ جشنواره شانگهای در سال ۲۰۲۳ برگزار میشود
- کاهش پروتکلهای بهداشتی؛ جشنواره کن بدون ماسک و تست کرونا برگزار میشود
- سالنهای سینما و تئاتر با ۸۵.۷۱ درصد بیشترین رعایت پروتکل ها را داشته اند
- خبرنگارانی که سال ۱۴۰۰ آخرین برگ دفتر زندگانیشان شد
- دبیر شورای صنفی نمایش: منتظر نظر سازمان سینمایی برای اکران در نوروز هستیم
- کرونا، سینما و جشنوارهای با حاشیههای بی پایان
- تست کرونای گروههای «تئاتر فجر» قبل از اجرا/ حذفی که جایگزین ندارد
- رییس کمیته مسابقات سازمان لیگ : مدیریت ورزشگاه در حضور تماشاگران سختتر از مدیریت سینما است!
- گفتوگو با داوود موثقی/ اگر سیاستگذاران ما دغدغه فرهنگ داشتند شدت رکود در سینما در این حد نبود
- فعالیت سینماها به حالت عادی بازمیگردد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- برای محسن راستانی/ حیرت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند





