سینماسینما، عدنان شاهطلایی
«بابا پیکاسو» به کارگردانی مسعود بخشی و با مشارکتِ مرکز سینمای مستند و تجربی ساخته شده است. این مستند بیستوشش دقیقهای با اجرای طرحی از جمشید بایرامی و مدیریتِ محمود بخشی، روایتگر زندگی محسن اسلامی، مردی میانسال از اهالی جزیره هرمز، ملقب به پیکاسو است.
محسن اسلامی و سعدی هرمزی آفتابی، دوستان دوران کودکی و نوجوانی، در بزرگسالی نیز رفقای نزدیکی هستند. هر دو ماهیگیرانی ماهر و آشنا به انواع قایقها، از موتوری و پارویی تا لنج و غیره، هستند که همواره با دریا به دنیا میآیند و با آن میمیرند. آنها شناگرانی قهار و حرفهایاند. این مردم معمولاً با نامهایی چون «هرمزِ دریایی»، «آفتابیِ هرمزی»، «دریای هرمز»، «هرمزپیما» یا «دریاپیما» شناخته میشوند.
محسن نقاشی میکند، اما چشمانش دیگر نمیبینند و باید یکی از چشمانش تحت عمل جراحی قرار گیرد. بعد از عمل، از سعدی میخواهد که او را به ماهیگیری ببرد.
این روایت ساده، غنای عاطفی و انسانیِ مستندی ارزشمند را رقم میزند که از زندگی بومیان جزیره هرمز و زیست ساده مردمانی دورافتاده و محروم از تمدن شهرهای بزرگ سخن میگوید؛ مردمانی که به نظر میرسد گذر زمان و تاریخ، آنها را فراموش کرده باشد و در شرایط اقتصادی و اجتماعی، محروم از ابتداییترین امکانات زندگی، به سر میبرند. این فیلم، جایی را تصویر میکند که تنگناهای اقتصادی جان به لب شده و گویی سرنوشت مردانی وطندوست و بیآلایش از یاد رفته است.
در یک کادر کمنظیر، نزدیک و بسیار زیبا، چهره مردی دلشکسته و گریان به تصویر کشیده میشود که پانسمان یک چشمش، نشان از رنجی دارد که از تلاشهای بیثمر سالهای گذشته در زندگی سخت خود کشیده است.
محسن و سعدی هر دو از جانبازان شیمیایی جنگ هستند که به دلیل ناآگاهی از وضعیت پزشکی خود، هیچگاه با مراکز درمانی بنیاد شهید پیگیریهای لازم را انجام ندادهاند. در دوران جنگ، این دو مرد با مهارتهای قایقرانی خود، شبانه به یاری نیروهای نظامی کشور شتافتند و از هرمز به جزیره مجنون، زیر آتش دشمن، مهمات و نیرو جابهجا میکردند.
این وظیفهشناسی و ایثار در شرایط جنگی کشور، بیهیچ چشمداشتی، بخشی از میراث انسانی آنهاست.

مستند «باباپیکاسو» با معرفی این دو شهروند هرمزی بهعنوان نمادهای ساده و واقعی زندگی جزیره هرمز، توجه را به این نکته جلب میکند که در دنیای مدرن، حتی انسانهای فنی و هنری همچون این مردان ساده نیز میتوانند گنجینهای از انسانیت و شجاعت باشند. لقب پیکاسو برای محسن اسلامی از آن جهت به کار رفته است که در آن جزیره دورافتاده، او بهعنوان نقاش، به نوعی این هنرمندی را با خود حمل میکند.
محسن به جمشید بایرامی، مجری طرح این مستند، گفته بود: «این پیکاسو که میگویند، کیست؟» و بایرامی پاسخ میدهد: «پیکاسو یک نقاش سرشناسِ اسطورهای بوده است.» در این لحظه محسن نفس راحتی میکشد، چرا که نام پیکاسو یادآور شخصیتی بزرگ و معتبر در دنیای هنر است.
دنیای محسن دنیایی ساده و بومی است؛ دنیایی که در آن، آثار هنری و دیوارنوشتههای عجیب، در تابش نور چراغدستی محسن، نقاشیهایی از آبزیان و انسانها را به شکلی نمادین و بدوی به تصویر میکشند. جالب آنکه در یکی از صحنههای «باباپیکاسو»، دیوار اتاق محسن بهعنوان فضای کار او عمل میکند و بر آن واژه موزه نوشته شده است. محسن در چندین بخش از فیلم از این فضا بهعنوان موزه یاد میکند.
این جزئیات، علاوه بر آنکه نشانهای از اهمیت و ارزشگذاری شخصی محسن بر هنر خود است، نوعی طنز عمیق را نیز به نمایش میگذارد؛ طنزی که در آن، فضاهای دورافتادهای چون جزیره هرمز میتوانند به «موزه»هایی از فرهنگ و هنر بدل شوند، حتی اگر دیگران آن را چنین درک نکنند.
در میان تصاویر متمرکز بر زندگی این دو مرد، صدای سکوتی نیز وجود دارد که از کلمات پررنگتر است؛ زمانی که محسن و سعدی پشت به دوربین، در ساحل رو به دریا نشستهاند و خیره به افق نگاه میکنند. حس گذر زمان بهوضوح در تصویر احساس میشود.
در صحنهای دیگر، این بار محسن را بهتنهایی میبینیم که از درون آب آرام به سوی دوربین بیرون میآید؛ حرکتی که با ماهیت نمادین شغلی و زیستمحیطیاش همخوانی دارد. فیلمساز بهدرستی فرهنگ، حرفه و سنتهای بومیان جزیره را به تصویر میکشد.
این مستند، در عین حال که حاوی گفتوگوهایی صمیمی با حقیقتی عمیق است، گاه سکوت را به سخن میآورد؛ سکوتی که نمیتوان آن را از چشم پنهان کرد و از زندگی مردان بیپناهِ هرمز حکایت دارد؛ مردانی که هنوز از تمدنها و رفاههای پیشرفته بیخبرند.

در یک صحنه از فیلم، محسن را در حال رقص سنتی و هماهنگ با موسیقی زندهٔ گروهی از جوانان موزیسین، در مکانی از جزیره میبینیم؛ صحنهای بسیار مفرح، اما لبخند تلخ محسن نشان میدهد که در پس این شادی ناپایدار و گذرا، غمهای روزهای آینده نیز در جریان است. سعدی با رخساری سیهچرده از تابش آفتاب، از میان کوههایی میگذرد که رنگهای مات و طوسیشان نتیجه فرآیندهای زمینشناسی است. قابهایی نزدیک به چهره او، سختیهای زندگی و فضای بیرحم دشت پیرامون را به نمایش میگذارند.
این قابها حسی غمگین و عمیق را منتقل میکنند که فراتر از هر کلمه و تصویر، فضای یک اثر مستند ـ داستانی را در ذهن مخاطب حک میکند.
در نهایت، «باباپیکاسو»ی مسعود بخشی به گونهای ساخته شده است که در آن، سخن و سکوت به زیبایی در کنار هم قرار میگیرند تا واقعیت زندگی این دو مرد و شرایط سختشان را به ما نشان دهند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- پروانه ساخت سینمایی برای چهار فیلمنامه صادر شد
- در قاب «آشپزخانه»؛ طعم تلخ سراب هجرت
- ۶ مستند از ایران به جشنواره ایدفا دعوت شدند
- مصلحت آرمانشهر گمشده/ نگاهی به فیلم «ابلق»
- بررسی فیلم یلدا روی موج رادیو
- اکران مجدد «یلدا» با بازگشایی سینماها در فرانسه
- جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره بارسلون برای «یلدا»
- نمایش «یلدا» از هفته آینده در اسپانیا آغاز میشود
- روایتی نو از یک موضوع تکراری/ نگاهی به فیلم «یلدا»
- جایزه بهترین کارگردانی اسکار ترکیه به مسعود بخشی برای «یلدا» رسید
- جایزه بزرگ مجله «اِل» به فیلم سینمایی «یلدا» از ایران رسید
- استقبال از «یلدا» در اکرانهای عمومی خارجی/ گزینه مناسب ایران در اسکار؟
- «یلدا» در فرانسه روی پرده میرود/ استقبال فرانسویها از پیش نمایش این فیلم
- معرفی فیلمهایی از ایران که در جشنواره ورشو حضور دارند
- علی مصفا: هنروتجربه بسیار فقیرانه حرکت میکند و دائما در مظان اتهام است
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم





