سینماسینما، مینا اکبری
بحثهای اخیر درباره فیلم «بیداد» ساخته سهیل بیرقی بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که تجربه زیسته در نقد یک فیلم اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ کسی که یک واقعیت را زیسته، حق دارد درباره تصویری که سینما از آن واقعیت ارائه میدهد حرف بزند؛ حتی اگر هیچ تخصصی در نقد فیلم نداشته باشد. تجربه زیسته امتیاز کوچکی نیست. زنی که سالها خواننده بوده، برای ادامه کارش با محدودیتهای زیادی روبهرو شده یا فعال اجتماعی که آثار ممنوعیت آواز زنان در جامعه را بررسی کرده ممکن است بهتر از بسیاری از تماشاگران تشخیص دهد کدام موقعیت به واقعیت نزدیک است، کدام شخصیت کلیشهای شده و فیلم چه بخشهایی از تجربه زنان خواننده را نادیده گرفته است.
اما درباره«بیداد» میتوان پرسید: آیا فیلم مشکلات متعدد زنان خواننده را در یک شخصیت جمع کرده و در نتیجه، شخصیت اصلی را به نماینده همه زنان خواننده تبدیل کرده است؟ آیا بعضی موقعیتهای داستانی بیش از آنکه از منطق شخصیتها بیرون آمده باشند، برای افزودن مسئلهای اجتماعی به روایت ساخته شدهاند؟ آیا رابطه مادر و بازجو از نظر روانشناختی و دراماتیک به اندازه کافی زمینهسازی شده است؟ و آیا برخی دیالوگها به جای آنکه از شخصیتها بیرون بیایند، به صدای مستقیم فیلمساز تبدیل شدهاند؟
اینها پرسشهای جدی و قابل بحثی هستند. اما همینجا باید به یک نکته مهم توجه کرد: تجربه زیسته، به همان اندازه که میتواند نگاه ما را دقیقتر کند، میتواند ما را به تجربه خودمان محدود کند. اینکه کسی بگوید «این فیلم شبیه تجربه من نیست» یا «من با این شخصیت همذاتپنداری نکردم»، گزارهای معتبر است. حتی اینکه بگوید «از این فیلم متنفر شدم» نیازی به هیچ مجوزی ندارد. مسئله از جایی آغاز میشود که یک واکنش شخصی به حکم کلی تبدیل شود: «پس فیلم بد است» یا «نگاه فیلمساز وابسته به حاکمیت است».
برای تبدیل این احساس به نقد، باید یک قدم دیگر برداشت: نشان دادن اینکه مشکل دقیقاً کجاست.
این تمایز مهم است. «فیلم ملغمهای از مشکلات است» میتواند یک دریافت شخصی باشد؛ نقد زمانی شکل میگیرد که بتوان نشان داد چه روایتهایی چگونه و بدون ارتباط ارگانیک کنار هم قرار گرفتهاند. «دیالوگها شعاریاند» یک داوری است؛ نقد زمانی شکل میگیرد که بتوان توضیح داد کدام دیالوگ چرا از شخصیت بیرون نمیآید و چگونه به صدای مستقیم فیلمساز تبدیل میشود. «شخصیت مرد باورپذیر نیست» نیز ممکن است درست باشد، اما باید نشان داد آیا این شخصیت در جهان فیلم کارکرد دارد، آیا رابطهاش با شخصیت اصلی باورپذیر است و آیا رفتارهایش در مسیر داستان معنا پیدا میکنند یا نه.
البته از این هم نمیتوان نتیجه گرفت که اگر کسی این استدلالها را ارائه نکرد، تجربه زیستهاش بیاعتبار است. ممکن است یک خواننده زن، یک فعال اجتماعی یا هر مخاطب دیگری با چند جمله کوتاه چیزی را بیان کند که یک منتقد حرفهای بعداً آن را به زبان سینمایی دقیقتری ترجمه کند. گاهی جملهای مثل «این چیزی نیست که من میشناسم» هنوز نقد کامل نیست، اما میتواند پرسشی مهم را پیش بکشد: فیلم واقعیت را چگونه بازنمایی کرده و چه چیزهایی را در این بازنمایی از دست داده است؟
هنر قرار نیست همه تجربههای واقعی را در خود جای دهد. یک فیلم داستانی درباره یک زن خواننده، الزاماً نماینده تمام زنان خواننده نیست؛ همانطور که یک شخصیت نمیتواند به تنهایی نماینده تمام اشکال فشار اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و جنسیتی باشد.
بنابراین، مهمترین چیزی که در مواجهه با هر فیلم اجتماعی باید به یاد داشته باشیم این است که نه تجربه شخصی صاحب انحصار حقیقت است و نه تخصص منتقد. پرسش اصلی این نیست که چه کسی حق نقد کردن دارد؛ پرسش این است که هر نقد، چه بر تجربه زیسته تکیه داشته باشد و چه بر دانش سینمایی، چگونه استدلال خود را میسازد.
شاید تنها در این صورت بتوان «بیداد» را از هر دو سوی ماجرا پس گرفت: از تبلیغاتی که صرفاً به دلیل موضوع و جسارت تولید، آن را فراتر از نقد قرار میدهند، و از واکنشهایی که صرفاً به دلیل فاصله فیلم با تجربه شخصی، کل اثر را با چند حکم کلی کنار میگذارند.
آنوقت تازه میتوان پرسید: «بیداد» واقعاً چه فیلمی است؟
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- با نگاهی به فیلم «بیداد»/ نسبت سینمای اجتماعی با اخلاق
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «بیداد»؛ ضربه هفتاد و پنجم
- یادداشت مینا اکبری/ حق انتخاب و قضاوتهای سطحی
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- با معرفی برگزیدگان پنجاه و نهمین دوره جشنواره؛ جایزه ویژه کارلووی واری به فیلم سهیل بیرقی رسید
- تازهترینها از جشنواره اروپایی/ فیلم سهیل بیرقی به بخش مسابقه کارلووی واری راه یافت
- ترانه تنهایی/ نگاهی به فیلم «عامه پسند»
- «عامه پسند» اکران آنلاین میشود
- سه فیلم سینمایی پروانه نمایش گرفتند
- تو پیش نرفتی، تو فرو رفتی؟/ معتمدآریا و حسرت دهه ۶۰
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
آخرین ها
- درباره «سمفونی حمید»/ مردی که کارت زرد نمیگرفت
- «محمود موسوینژاد» درگذشت
- «سرو، سپید، سرخ» بهترین سریال اتحادیه ABU شد
- علیرضا تابش دبیر چهل و پنجمین جشنواره ملی فیلم فجر شد
- مستند «تو میتوانی همهچیز را ببینی» پدیده گیشه سینما شد
- انتشار فراخوان دومین جشنواره «آوای زندگی»
- اجرای نمایش همایون غنیزاده همچنان در کارگاه تئاتر ادامه دارد
- «نیرنگبازها» روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر
- آلبوم موسیقی «دَم» رونمایی میشود
- انتشار نخستین قسمت از سریال هوش مصنوعی «اُدیسه»/ روزگارِ فروافتادگی
- روایت هوتن شکیبا از حسرت و خوشبختی
- بازگشت ستاره اسکندری پس از هفت سال به صحنه تئاتر
- حمید علیدوستی درگذشت
- روایت اسکورسیزی از سرنوشت یکی از پروژههایش؛ چرا «کلئوپاترا» با بازی آنجلینا جولی ساخته نشد؟
- برندگان جوایز آسیا پاسیفیک ۲۰۲۶ معرفی شدند
- محمدرسول صادقی مدیرعامل هنروتجربه شد
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- برای محسن راستانی/ حیرت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه





