سینماسینما، محمد ناصریراد
سینمای شاعرانه، بیش از آنکه یک ژانر مستقل باشد، شیوهای از مواجهه با سینماست؛ مواجههای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمیگزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمیشود، بلکه به بستری برای تجربه زیباشناختی، ادراک فلسفی و کشف لایههای پنهان هستی بدل میشود. هر قاب، خود یک شعر نانوشته است؛ شعر تصویری که از دل سکوت میجوشد و مخاطب را به مکاشفهای درونی فرا میخواند.
در چنین سینمایی، تصویر نقشی بنیادی ایفا میکند. رنگ، نور، سایه، کادربندی، بافت، و حرکت دوربین، همه عناصری هستند که حامل معنا میشوند. بیان از طریق زبان بصری، دیگر در خدمت توضیح یا همراهی با داستان نیست؛ تصویر خودِ داستان است. معنا از دل تماشای تصویر خلق میشود، نه از توضیح آن. فرم و محتوا، در این ساختار، به وحدتی شاعرانه دست مییابند.
ساختار روایی، اغلب در قالبی غیرخطی و تأملبرانگیز ارائه میشود. زمان، درک پیوسته و علّیاش را از دست میدهد و به بافتی ذهنی و تجربی بدل میشود؛ گاه خاطرهگون، گاه رؤیایی. روایت، از مسیر علت و معلول فاصله میگیرد و به جریان آزاد حس و تجربه بدل میشود. مخاطب، به جای دنبالکردن زنجیرهای از رویدادها، در معرض لحظاتی از بودن، حسکردن و درک شهودی قرار میگیرد.
دیالوگها، اغلب به حداقل رسیده یا کاملاً حذف شدهاند. در غیاب واژهها، تصویر و صدا بار روایت را به دوش میکشند. موسیقی، سکوت، صداهای محیط، زمزمه باد، خشخش برگها یا صدای دوردست یک پرنده، همگی به شکلگیری فضای شاعرانه کمک میکنند. صدا، همچون تصویر، حامل احساس است و در بسیاری موارد، حس و فضا را بهتر از واژهها منتقل میکند.
سینمای شاعرانه، به تماشاگر اجازه نمیدهد تنها یک بیننده باقی بماند؛ او را به مشارکت فعال در خلق معنا دعوت میکند. هر تصویر، پرسشیست که پاسخش در ذهن مخاطب زاده میشود. این سینما به جای آنکه دستور دهد، پیشنهاد میکند؛ به جای آنکه حکم صادر کند، تأمل برمیانگیزد.
آثار برجستهای در تاریخ سینما بر پایه این زبان شکل گرفتهاند. آندری تارکوفسکی، با فیلمهایی چون «آینه» و «استاکر»، به تصویری از زمان و حافظه دست مییابد که با فلسفه و عرفان درآمیخته است. ترنس مالیک، در «درخت زندگی»، تجربهای سینمایی از آفرینش، خانواده و ایمان میآفریند؛ تجربهای که به جای بیان، حس میشود. وونگ کار-وای، در «در حال و هوای عشق»، جهان را از خلال رنگ، موسیقی و حرکتهای آهسته بازمیآفریند؛ جهانی که هر نگاه، سرشار از حسرت و هر سکوت، آکنده از معناست.
در سینمای ایران، آثاری چون «طعم گیلاس» از عباس کیارستمی، با بهرهگیری از سکوت، خلأ، و تصویرسازی مینیمالیستی، مواجههای عمیق با معنای زیستن را رقم میزنند. در این آثار، مکانها، چهرهها و اشیا، فراتر از نقش روایی خود، بار نمادین میگیرند. هر درخت، هر تپه خاکی، هر چهره عبوری، نشانهای از امری بزرگتر است.
در این شیوه از فیلمسازی، سرعت روایت به گونهای تنظیم میشود که مخاطب فرصت درنگ بیابد؛ فرصتی برای تأمل، برای غرقشدن در تصویر، برای همحسی با آنچه میبیند. در جهانی که سرعت، سطحینگری و مصرفگرایی را تحمیل میکند، سینمای شاعرانه دعوتی است به بازگشت به درون، به سادگی، به معنا، به سکوت.
سینمای شاعرانه، تلاشی است برای بازتعریف سینما به عنوان هنری که نه تنها میبیند، بلکه میاندیشد، حس میکند، و به هستی گوش میسپارد. اینجا سینما، هنرِ دیدنِ دوباره جهان است؛ جهانی که در آن هر چیزِ به ظاهر بیاهمیت، میتواند بدل به کشفی بزرگ شود. این سینما، جستوجوی لحظههای نایاب حقیقت است؛ لحظههایی که میان تصویر و ذهن، میان سکوت و معنا، شکل میگیرند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- «قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازماندهی روایت
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- خوانشی روانشناختی از «چشمبادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی
- نقدی بر فیلمهای کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر
- «معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل میشود
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن میگوید و انسان خاموش میماند
- برنامه نشستهای چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر منتشر شد
- خوانش سینمایی و روانکاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایههای سرخِ ناخودآگاه
- خوانشی روانکاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی
- شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»
- «ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گمشده
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- «ماهی سیاه کوچولو» نه سفارشی است نه سیاسی/ حاشیهنگاری بر سال ۱۳۶۰
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





