سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی
«دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمتالله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلمبینی و سینماگردی را در خیلیها بهوجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم. او در مستندهایش نشان داده ریتم را میشناسد، و بهواسطهی آن به فیلمهایش نظمی خوشایند میدهد. نمونهاش مستندهای «تیتراژ در سینمای ایران» یا «آرشیو متروک» دربارهی احمد جورقانیان آرشیویست معروف ایرانی است.
کارخانی، خود با همین حال و هوای سینمایی بار آمده و زندگیاش را میگذراند. گونهای زندگی بوهمی و کولیوار، و گشتزنی در حول و حوش آنچه بوی سینما و خاطرههای گذشته را میدهد. همین مستند «جستجو در تنگنا»، به تمامی بر پایه مرور خاطرات کسانی که امیر نادر را میشناختند شکل گرفته. جذابترینش خاطرهی عکاسی پرترههای معروف نادری از مردم عادی است.
کارخانی، جلوی دوربین فیلمش اعتراف میکند (این اعترافگویی جلوی دوربین به خصیصهی اصلی مستندش تبدیل شده) که نادری در دههی شصت، چهار عکس از چهار دختر جوان را نشانم داد، و پرسید زیباترینش را انتخاب کن. کارخانی دو عکس را انتخاب میکند. دوتای دیگر را نادری بلافاصله پاره میکند. اصرار نادری به انتخاب یکی از میان دو عکس باقیمانده است. کارخانی میگوید عکس دختر جوانی را انتخاب کردم، که حس و حال غریبتری داشت. نادری بلافاصله عکس کنار گذاشته شده را پاره میکند، و از کارخانی میخواهد عکس منتخبش را برایش بزرگ چاپ کند. بعد میفهمیم نادری شیفتهی دختر درون عکس انتخابی شده، و برایش روی کاغذهای ساندویچی نزدیک آتلیهی معروف عکاسی دههی شصت، که در آن عکسهای پرترهاش را چاپ میکرده، نامههای عاشقانه مینویسد. آن دختر بعدها همسر نادری شد.
تمامی فیلم، این کشف و مکاشفه است. نوعی شیفتگی به زندگی، بهواسطهی عکاسی و سینما. خیابانگردی کارخانی در کوچههای شهر، و محلهای فیلمبرداری فیلمهای خیابانی دههی پنجاه نادری، به همین واسطه معنا پیدا میکند. آدمها دنبال خاطرات سالهای دور خودند، و آن را از میان آواری از روزمرگی و گذر سالیان بیرون میکشند. جادویی که به وسیلهی سینما میسر میشود. اکسیری که نادری را به این فانوس جادویی وصل کرده، و تیزبینی فیلمسازی غریزی را بهش بخشیده، که در عین حال از زیباییشناسی سینمای روز دنیا هم مطلع است.
نمونهاش نقل خاطرهی تماشای «فیتز کارالدو» (۱۹۸۲) ورنر هرتسوگ در سالن سینما در دههی شصت است، و شیفتگی نادری به چنین فیلم غریبی، و اینکه چطور فیلمساز آلمانی از پس چنین پروژهی مشکلی برآمده. داستان مردی ماجراجو در سالهای اولیه ی قرن بیستم، که کشتی بزرگی را با کمک بومیان از میان جنگل آمازون عبور میدهد. اگر به خاطر بیاورید مضمون «دونده»(۱۳۶۳)و «آب، باد، خاک» (۱۳۶۴) و «کوه» (۲۰۱۶) دقیقاْ بیان تصویری و سینمایی چنین شوری برای انجام کاری غیرممکن است.
این گونه نادری سینما را وسیلهای برای ماجراجویی فیتز کارالدووار خود قرار میدهد. مثل اینست بخواهی با سینما به دنیا سر و شکل بدهی. مستند کارخانی در پی چنین چیزی است. برای همین آن را مستندی گفتگو محور با کلههای سخنگو نبینید. یک جور خاطرهبازی است با یاری سینما. وقتگذرانی وقتی زندگی آنقدر کسلکننده شده، که راهی برای بیان خودت پیدا نمیکنی. یک جور آینهنگاری است که بتوانی خودت و دنیا را درون قاب آن ببینی.
جالب آنکه راهکار کارخانی جواب داده و با مستند «جستجو در تنگنا» یکی از جذابترین و خلاقانهترین مستند پرترههای سالهای اخیر را میبینید. انگار جام خاطراتی باشد که با آن سالهای دورت را زیر رو کنی. در خیابانهای شهر با ماسک پوشیده بر صورت، در زمانه ی شیوع کرونا، بگردی و مواد خام برای فیلمت فراهم کنی. مثل اینست که شکل و شمایلی از آنچه میخواهی بسازی نداری، و تنها در حین ساخت است که مستندت، اثر هنریات، زبان باز کند و درد تنهایی و غربت و شیفتگیات را فریاد بزند. این چیزها است که مستند مهرشاد کارخانی را این قدر سرزنده و دینامیک نشان میدهد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «جستوجو در تنگنا»؛ انگار این همه چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث بردهایم
- یادداشت امیر نادری درباره «سامی»/ روح جنوب در فیلم موج میزند
- جشنواره فیلم ارمنستان به پایان رسید؛ اهدای زردآلوی طلایی و نقرهای به دو سینماگر ایرانی/ تقدیر از امیر نادری
- اعطای جایزه به «تهران، یک تاریخ ناتمام» در جشنواره زردآلوی طلایی
- «پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم میشود
- امیر نادری رئیس هیئت داوران جشنواره ارمنستان شد
- به هر سازی رقصیدیم غیر از ساز دل خویش/ این بهاریه نیست، نامهای است برای امیروی امیر نادری
- چیزی شبیه پرسهزدن در سالن نمایشی با آدمهایی که نمیشناسی
- فیلمهایی در بستر نگاه گیشهای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران
- سینماگران ایرانی برای اسکار ۲۰۲۵ چقدر شانس دارند؟
- «لاله کبود»؛ دوستی با رنگ و فرم
- رستاخیزی در کار به عقب راندن فراموشی/ نگاهی به فیلم «لاله کبود»
- رونمایی از پوستر بینالمللی «لاله کبود»
- پیام تصویری امیرنادری برای مراسم هفتمین شب قتل مهرجویی و محمدیفر
- «ساز دهنی» در بخش «ونیز کلاسیک» جشنواره ونیز به نمایش در میآید
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





