سینماسینما، حسین آریانی
۱-نقطه قوت فیلم «غلامرضا تختی» در ارائه فیلمی زندگی نامه ای، متفاوت و تاثیرگذار و خلقِ ترکیبی هنرمندانه و ظریف از صحنه های مستند و داستانی است؛ به گونه ای که گاه نمی توان صحنه های فیلم اصلی را از تصاویر آرشیوی و مستند تمیز داد. اوج این مسئله را در سکانس پُرهیجان مسابقهی کشتی فینال المپیک ملبورن شاهد هستیم، که نشان از توانایی قابل توجه تکنیکی و فنی توکلی دارد. استفاده از میزانسنی دقیق و تاثیرگذار، دینامیسم تصویری مثال زدنی، تقطیع نفسگیر و پُر شتاب نماها، حرکات موثر دوربین و پیوند خوردن شگفت انگیز نماها با تصاویر مستند و خبری، سکانسی با شکوه، مسحورکننده و به شدت سینمایی را پیش روی مخاطب قرار داده است.
یک سوم ابتدایی فیلم، یعنی از شروع فیلم تا لحظهای که تختی کشتی فینال المپیک ملبورن را می برد، بسیار دیدنی و جذاب است؛ در دو سوم باقیمانده اما، فیلم دچار اُفت می شود و برخی نقاط ضعف نمایان می شوند.
۲-یکی از نقاط ضعف فیلم را باید در انتخاب نامناسبِ نابازیگر نقش تختی جستجو کرد؛ که با وجود شباهت ظاهری فراوان به تختی و حضوری شمایل وار در فیلم؛ گاهی بازی یکنواخت و کم اوج و فرودش آزاردهنده است.
او بدن و بیانی ناآموخته و میمیک چهره ای غیرمنعطف دارد. در فرازها و فرودهای زندگی تختی در میمیک چهره اش تفاوت چندانی حس نمی کنیم؛ و در بیشتر لحظات فیلم در حال لبخند زدن یا خندیدن با یک ژست خاص است.(کافی است لبخند او در دیدار با دکتر مصدق و آیت الله طالقانی را یک بار دیگر به یاد بیاوریم).
از پَسِ چنین میمیک چهره ی غیر منعطفی، در بسیاری از صحنه های فیلم هوش، تجربه و ذکاوتی، احساس نمی شود؛ و حتی در لحظاتی ناخودآگاه حسی از ناپختگی، ضعفِ تدبیر و ساده لوحی را به تماشاگر منتقل می کند.
۳-«غلامرضا تختی» فیلمی به روایت سوم شخص است. راوی فیلم خبرنگاری است که به عنوان عکاس و گزارش گر فعالیت می کند. او از همان آغاز فیلم به تماشاگر یادآوری می کند که شخصیتی تاریخی چون تختی را نمی توان به طور کامل شناخت.
در فیلم هم به جز اطلاعات انگشت شمارِ نسبتا جدیدی در مورد تختی مثل مبتلا بودن او به بیماری سرطان، با اطلاعاتِ تازه و غافلگیر کننده ای فراتر از آنچه قبلا در مورد تختی شنیده ایم یا خوانده ایم رو به رو نمی شویم. البته با وجود اینکه بسیاری از حوادث فیلم را از پیش می دانیم ، ولی این قابل پیش بینی بودن با توجه به نگاه اسطوره ای توکلی به شخصیتی چون تختی، در مجموع منطقی و قابل قبول است .
به عبارت دیگر دلیل اینکه فیلم غلامرضا تختی روایتی مطابق انتظار و هماهنگ با دیدگاه عمومی و حتی رسمی از زندگی تختی(به جز در صحنه خودکشی پایانی)دارد، نگاه اسطوره ای به شخصیت تختی است. البته اگر در این میان توکلی با حفظ وجه اسطوره ای شخصیت تختی به سراغ برخی از اطلاعات جدید از زندگی او می رفت، به مراتب می توانستیم با فیلم جذاب تری رو به رو باشیم.
۴- فیلم غلامرضا تختی و به خصوص صحنه خودکشی پایانی اش ناخودآگاه نگارنده را به یاد داستان «شاهزاده خوشبخت» اسکار وایلد انداخت. (به نظر پَرت و بی ربط می آید؟ توضیح می دهم).
این را دیگر همه می دانیم که مردم، تختی را عاشقانه دوست داشتند و هنوز هم دارند. اما متاسفانه، بسیاری از آن ها در زمان حیاتِ تختی درخواست ها و انتظارات نامعقولی از وی داشتند؛ و او را همچون عابر کارت یک بنگاه خیریه می دیدند. البته تختی هم متقابلا به مردم عشق می ورزید؛ و متاسفانه توانایی جواب رَد دادن به مردم را نداشت؛ چرا که خود را همیشه بدهکار محبتِ مردم می دانست. بدین ترتیب او درگیر چالشی دشوار شده بود، چرا که می بایست از دارایی نه چندان فراوان خود و خانواده اش پاسخ گوی مطالبات بی پایان مردم باشد.
به بیان دیگر تختی درگیر بحران ها و فشار های بی امان روانی و جسمی و اندوهگین و افسرده از اختلافات خانوادگی و فشارهای حکومت پهلوی، و رودررو با چالش مطالبات فزاینده مردم (این مسئله به درستی و به شیوه تاثیرگذاری در سراسر فیلم به نمایش در آمده است. کافی است تقاضای کمکِ خدمتکار هتل از تختی را حتی لحظه ای قبل از خودکشی او به یاد بیاورید!) به تدریج تحلیل رفت و به پایانِ خط رسید.
این به سرگذشت مجسمه ی شاهزاده در داستان «شاهزاده خوشبخت» اسکار وایلد می ماند؛ که یکی یکی و عاشقانه سنگ های قیمتی و اشیاء ارزشمند پیکرش را به مردم تنگدست و نیازمند شهر بخشید، تا اینکه دیگر در پایان، مجسمه ای بر جای نمانده بود.
تختی در مصاحبه ای در سال های دور گفته بود: «هیچ چیز نمیتواند مرا خوشحال کند؛ ثروت، شهرت، مقام، مدال طلا و محبوبیت. مهم ترین چیز برای من عشق نسبت به این مردمی است که همیشه به استقبال من میآیند و من برابر آنها همیشه احساس شرمندگی میکنم. راستی چقدر محبت بدهکارم؟»
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- غریقِ عشق چه اندیشه از خطر دارد؟/ نگاهی به فیلم «داستان آدل. ه»
- صعود مقاومت ناپذیر و حیرت انگیز آقای کارگردان/ نگاهی به فیلم «چهارشنبه سوری» به مناسبت سالروز تولد اصغر فرهادی
- تقابل تجارت و واقعیت/ نگاهی به فیلم «روز صفر»
- «روز صفر»؛ مرز باریک صعود و سقوط
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
- بهرام توکلی سریال «مترجم» را میسازد
- داوران بخش مسابقه ملی جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- آغاز داوری/ یادداشت داوران جشنواره فجر خطاب به مخاطبان سینما
- داوران بخش «سودای سیمرغ» جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
- بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران از نگاه نویسندگان سینماسینما (۳)/ شادی حاجی مشهدی، الناز راسخ
- تهیهکننده «نون خ» تکذیب کرد/ نویسندهای به عوامل تولید این سریال اضافه نشده است
- بهرام توکلی به نویسندگان«نون.خ۳» پیوست
- انتشار نخستین عکس از ساعد سهیلی در «روز صفر»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





