قیچی هر آنچه دارد در ناگفته هایی است که نباید به زبان آید و باید دیده شود
سینماسینما، محمدرضا مقدسیان – منتقد:
اصل ماجرا در فیلم «قیچی» در درون بروز پیدا میکند و هرآنچه در بیرون دیده میشود، نتیجه دلمشغولیها، تعارضات و کشمکش درونی شخصیت اصلی داستان است. نکته اینجاست که بدون فهم کردن این درونیات نتیجهای در خور برای فهم کردن اثر حاصل نمیشود. درواقع مهمترین چالشی که کریم لکزاده در ساخت «قیچی» پیش رو داشته، انتقال کشمکش درونی شخصیتش به تماشاگر بدون فروغلتیدن در شکلدهی به سکانسهای غلوشده و گلدرشت بوده است. در مسیر دشواری که کریم لکزاده در آن قدم گذاشته است، دو حالت قابل تصور است. یا این توانایی در کارگردان و تیم هنری وجود دارد که بدون دیالوگ و با کمترین توضیح مستقیمی کشمکش درونی شخصیتش را تصویری و مخاطب را با این دغدغهها آشنا کند، یا اینکه در این مسیر دچار مشکل میشود و دست به انتحار میزند و با خلق سکانسهای غلوشده با تکیه بر بروز اکتهای بیش از حد بیرونی توسط بازیگران تلاش میکند تا معنا را به مخاطب منتقل کند. کریم لکزاده در «قیچی» جایی میان این دو نقطه ایستاده است. از یک سو تا حدی موفق شده دغدغههای درونی شخصیت را برای مخاطب تبیین کند، اما این قابلیت را نداشته تا در تکتک سکانسها زاویهای تازه از این دغدغهمندی را نمایش دهد و نتیجه آن شده که اثر از نقطهای به بعد دچار تکرار و درجا زدن میشود.
از سوی دیگر شیوه اجرا و بازی عباس غزالی که ذاتا بازیگری برونگراست، در این فضا مسئلهساز شده است. گویی از میانه فیلم به بعد بناست عباس غزالی و جنون تدریجی و بیرونی او خلأ دراماتیک فیلم را پر کند. به بیان بهتر در این فضا درونیات شخصیت که بناست توسط مخاطب کشف و نه دیده شود، در قامت شیوه اجرا و رفتارهای بیرونی بازیگر اصلی فیلم بروز پیدا میکند. این چرخش در داستان به نوعی در تضاد با منطق کلی این جنس روایتگری در سینماست.
به بیان دیگر «قیچی» هرآنچه دارد، در نگفتههایی است که نباید به زبان آید و باید دیده شود. رفتار و شیوه اجرای برونگرایانه بازیگر در این فیلم در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اما چیزی که دیده میشود، بازی بازیگر است و چیزی که باید دیده شود و نمیشود، دغدغههای درونی و تغییر حالات و روحیات بر اساس یک تمپو مشخص و همراهیبرانگیز است. درواقع در حالت ایدهآل آنچه در بیرون دیده میشود و آنچه در درون رخ میدهد، میبایست همراه با هم در جهت انتقال بهتر معنای اصلی فیلم باشند. ولی باید پذیرفت کمیت یکی از این دو بال میلنگد و بیش از آنکه معنای اثر منتقل شود، بازی بازیگر دیده میشود که سازی مستقل از فیلم میزند.
به ظن این قلم اما این نقیصه از کممایه بودن فیلمنامه و نداشتن ظرفیت تبدیل شدن به یک اثر بلند سینمایی نشئت میگیرد. درواقع ایده کلی اثر ایدهای جذاب و پرکشش است، اما گویی لکزاده مواد لازم برای بسط دادن و پرداخت داستانش را در اختیار نداشته و با بضاعت یک فیلم کوتاه دست به ساخت اثری بلند زده است. در این مسیر بیشتر بار کممایگی و تنک بودن به بخش سرگشتگی شخصیت در جزیره جنوبی کشور اختصاص دارد. بخش مربوط به تهران و معرفی موقعیت شخصیت اصلی قصه بهاندازه است و گویا، فصل سفر با قطار جدای از جنس دیالوگنویسی و شیوه چیدمان و همکناری بازیگران با یکدیگر (که خودش محل بحث و ایراد است) از نظر زمانبندی منطقی و قابل توجیه است. اما برهه ورود به مناطق جنوبی کشور بعد از فرار از قطار تا رسیدن به ایستگاه نهایی بهشدت کشدار و پرلکنت است.
از منظری دیگر میتوان اینطور توضیح داد که دغدغه اصلی شخصیت فیلم یعنی فرار از چنگ قانون و مجازات از همان دقایق ابتدایی فیلم برای تماشاگر عیان میشود. حال از این نقطه به بعد است که ما باید تغییر و تحول درونی شخصیت در اثر مواجه شدن با موانعی داستانی را شاهد باشیم. طبیعتا در این مسیر میبایست داستانکهایی پرکشش یا شخصیتهای تاثیرگذار بر شخصیت اصلی و همزمان مخاطب در نظر گرفته و تعریف میشد تا صیقل خوردن شخصیت و نمایان شدن برخی از درونیات او در این بزنگاهها رخ دهد. اما این فاصله از دقیقه ۲۰ فیلم تا رسیدن به نقطه پایانی تنک و کممایه شکل گرفته و فاقد ویژگیهای لازم برای رسیدن به هدف قیدشده در بند قبل (نمایش تدریجی درونیات شخصیت در بزنگاههای داستانی) است. کاراکتر دختر جوان درون قطار یا زن بومیای که باردار است، یا حتی پیرمردی که بهدرستی نمیتواند سخن بگوید و… بههیچوجه نتوانستهاند سهمی جدی و تاثیرگذار در روایت داستان به خود بگیرند. این مسئله باعث شده تا تمام بار فیلم نه بر دوش قصه و روایتگری و نه حتی بر دوش کارگردانی، بلکه بر گرده بازیگر اصلی فیلم (عباس غزالی) گذاشته شود. این همان نقیصهای است که در ابتدا از آن سخن به میان آمد، یعنی تناقض میان انتخاب ایدهای درونگرایانه و اجرایی برونگرایانه توسط بازیگر فیلم. درواقع اندازه حضور بازیگر فیلم بیشتر از میزان لازم نیست، مشکل فقدان کشش در روایت درونی داستان و سیر تحول و دگردیسی در ذهنیتهای شخصیت اصلی است که باعث میشود بازی بیش از اندازه به چشم بیاید. درمجموع باید گفت «قیچی» ایده، آغاز و پایان خوب و پرکششی دارد، اما در مسیر رساندن تماشاگر از ایستگاه ابتدایی تا انتهایی با کمبود آذوقه روبهروست و این باعث میشود مخاطب برای رسیدن به ایستگاه پایانی فیلم زحمتی بیش از اندازه لازم را متحمل شود. شاید اولین تجربه بلند سینمایی کریم لکزاده، تجربهای عالی و بهیادماندنی نباشد، اما قدم قابل دفاعی است برای ورود او به عرصه فیلمسازی بلند سینمایی. اگر که با خودش صادق باشد و تجربه «قیچی» را بهعنوان قدم اولیه و نه بیش از آن در نظر بگیرد.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سروش صحت و علی مصفا «بیآتشی» را روایت کردند
- نگاهی به تازهترین قسمت برنامه «اکنون»؛ سیر و سلوک بازیگری
- تولد ۸۱ سالگی هوشنگ مرادی کرمانی در «اکنون»
- امین حیایی در «استخر» جلوی دوربین رفت
- «صبحانه با زرافهها» به اکران آنلاین رسید
- نگاهی به «اکنون»/ هنرِ شنیدن
- مجوز ساخت سینمایی برای ۸ فیلمنامه صادر شد
- تاثیر جالب برنامه اکنون سروش صحت بر رونق بازار کتاب
- مدیر پلتفرم فیلیمو خبر داد؛ دریافت ابلاغیه شکایت صداوسیما به دلیل پخش فوتبال و «جوکر» و چند سریال
- توضیح روابط عمومی ساترا درباره توقیف برنامه سروش صحت
- مالکیت معنوی «کتاب باز» برای صداوسیما است؛ توقیف برنامه سروش صحت پس از انتشار اولین قسمت
- آغاز پیش فروش فیلم سروشصحت/ «سال گربه» آنلاین اکران میشود
- همکاری دوباره احسان عبدیپور با سروش صحت در «اکنون»
- «صبحانه با زرافهها» آبان اکران میشود
- انتشار اولین عکسها از مجموعه جدید سروش صحت
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





