سینماسینما، سپیده ابرآویز
«هیچ وقت در برابر چیزی که تجربه اش نکرده اید، گارد نداشته باشید، یا شیفته اش نشوید. دنیا طوری خودش را می چرخاند تا حالی تان کند آن چیز واقعا چقدر دوست داشتنی یا نداشتنی است.»
این جمله ای است از زهره محقق. به نقل از معلم مدرسه اش. زهره محقق کارگردان و تهیه کننده جوان فیلم مستند «برسد به دست استاد بنان» است. همان کسی که به گفته خودش هیچ وقت بنان را دوست نداشته و زمانی به خاطر ساخت یک برنامه ۱۰ دقیقه رادیویی سراغ این استاد و خواننده موسیقی رفته است و آن وقت دنیا همان طور که معلمش پیش بینی کرده بود، می چرخد و بنان دوست نداشتنی را برای او دوست داشتنی می کند. آنقدر دوست داشتنی که تصمیم می گیرد اولین مستند بلندش را درباره او بسازد.
آیا می سازد؟ بله، چون دوربین را برمی دارد و می رود سراغ چند نفری و از آنها گفت و گو می گیرد و تدوین می کند و یک نامه ای هم کنار این برداشت ها می نویسد و تمام.
آیا می سازد؟ خیر، چون «برسد به دست استاد بنان» از خیلی جهات هنوز فاصله معناداری با ساخت یک مستند حرفه ای از یک استاد آواز و موسیقی حرفه ای دارد.
فیلم با نامه ای که معلوم نیست چرا توسط کسی نوشته شده و باید به دست استاد بنان برسد، آغاز می شود. کسی (که حتما خود فیلم ساز است) با ضمیر اول شخص مفرد و ادبیاتی ساده و حتی گاه شکسته، غلامحسین بنان را خطاب قرار می دهد و برای او دقیقا همان چیزهایی را تعریف می کند که دقایقی بعد توسط راوی یا آرشیو مورد نظر عینا تکرار می شود. مثلا می گوید: پری خانم شما گفت…، کات می خورد به تصویر پریدخت آور (همسر مرحوم بنان) و همان جملات کمی مفصل تر از دهان او خارج می شود. همین جاست که ضرورت نوشتن این نامه اساسا زیر سوال می رود و مخاطب شاید از خود بپرسد اگر این نامه نگاری را حذف کنیم، چه آسیبی به فیلم می خورد و چه اتفاق خاصی می افتد؟ ظاهرا هیچ.
زهره محقق جوان است و می تواند در پاسخ به این سوال استفاده از این شیوه را به عنوان سبکی جدید در مستندسازی عنوان کند. اشکالی هم ندارد و نوشتن نامه به نوعی مستند را از فضای خشک همیشگی درآورده و مثل خود فیلم ساز جوان و صمیمی می کند. می شد که محتوای نامه فرق کند. میشد که فیلم ساز از خودش بگوید. از مصایبش در ساخت فیلم. از آن چیزهایی که بقیه حاضران در فیلم نگفته اند و جا دارد که کامل شود. از اطلاعاتی درباره موسیقی و اساتید هم دوره بنان که خودش می تواند به آنچه قرار است نمایش داده شود، اضافه کند.
به نظر می رسد فیلم ساز قدری شتاب زده عمل می کند و اگر هدفش واقعا نشان دادن تصویر دوست داشتنی بنان و شناساندن او به جوانان است، رسالتش را تمام و کمال انجام نمی دهد. فیلم در بیشتر صحنه ها انگار به بهانه بنان حرف های دیگری می زند. از موسیقی امروز می گوید. سراغ دنگ شو می رود. به آرشیو مانده از شجریان ناخنک می زند. با حریر شریعت زاده و سالار عقیلی مشغول می شود و از کسانی استفاده می کند که اسم آشنایی برای جوانان امروز نیستند (کاوه دیلمی به عنوان خواننده، مزدا انصاری به عنوان آهنگساز). هومن صدر، پسرخوانده بنان، نیز چند کلمه ای درباره او صحبت می کند که البته باز این صحبت ها (مثل خوردن چلوکباب و شکمویی و…) شخصی تر از آن است که به زندگی حرف های بنان مربوط شود. در میان اساتید موسیقی هم این فقط ایرج است که انگار در دسترس فیلم ساز بوده، یا امکان گرفتن مصاحبه از او فراهم شده. ایرج هم زیاد از بنان نمی گوید. به چند خاطره اکتفا می کند و اصلا سراغ هم دوره ای ها و آنچه سرگذشت موسیقی بنان بوده، نمی رود.
زهره محقق هم چنین در قاب بندی های بسته می ماند و همین بسته بودن کادرها، راه رسیدن هوای تازه را به فیلم می بندد. هیچ کدام از پرسوناژهایش را به فضای باز (یا جایی که احیانا تجربه مشترکی با بنان در آن اتفاق افتاده نمی برد) و به جای آن از تکرار نمای ساعت مچی که روی یک ربع به هفت خوابیده، یا تصور لحظه تصادف بنان اکتفا میکند که چندان پیش برنده و موثر عمل نمی کنند.
همچنین در معرفی آثار و فراز و فرودهای زندگی آوازی بنان از بردن چند اسم و چند عکس فراتر نمی رود. به سرعت از تصنیف مهم الهه ناز می گذرد و حتی پری خانم را بابت ادعایی که درباره خوانده شدن این ترانه برای کارگران می کند، به چالش نمی کشد. از بازیگری بنان در یک فیلم هم با یک جمله می گذرد. درباره سرود «ای ایران» اصلا حرف مهمی نمی زند و از هیچکدام از آثار این خواننده صاحب سبک به عنوان موسیقی اصلی تیتراژ ابتدایی یا پایانی استفاده تاثیرگذار نمی کند.
با همه اینها تلاش زهره محقق برای رفتن به سمت یک کار متفاوت و پرداختن به زندگی یک استاد با نگاهی نو قابل تامل است. شاید اتفاقا همان صحنه های گفت و گو با دنگ شو و حرف های حریر شریعت زاده برای جوانان امروز دوست داشتنی تر باشد. حتی اگر مشخصا راجع به بنان نباشد، می تواند باعث شود تا مخاطب اگر نام بنان را تابه حال نشنیده، یا از او چیزی نمی داند، برای لحظاتی درگیرش شود. شاید هم اگر باهوش و علاقه مند باشد، برود و تحقیقات ناتمام فیلم را خودش تمام کند؛ تحقیقاتی که قطعا فیلم ساز در آثار بعدی اش به شکل پخته تری به آنها خواهد پرداخت.
منبع: ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
- بدترین فیلمهای ۲۰۱۹، از نگاه منتقدان ورایتی
- جذاب اما نه فوقالعاده!/ نگاهی به فیلم “متری شیش و نیم”
- یک فیلم خیلی خوب ببینید/ نگاهی به فیلم «روسی»
- «اینسرت»/ رئالیسمِ تلخِ بارانی؛ نگاهی به فیلم «سرکوب»
- نمایش و نقد ۲ مستند با موضوع سوریه در کانون فیلم «سینماحقیقت»
- منطق «همه میدانند»/ نگاهی به فیلم «همه میدانند»
- نگاهی به فیلم «قسم»/ اتوبوسی به رسم قسم
- محاکمه در بیابان/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»
- شنیدنِ دوباره یک ترانه عاشقانه شیرین/ نگاهی به فیلم «دوباره زندگی»
- «اینسرت»/ یک فریب شیک؛ یاددداشتی بر فیلم «ایده اصلی»
- ققنوس سوخته/ نگاهی به فیلم «شعلهور»
- «تیغ و ابریشم»/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»؛ یک روایت صمیمی
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





