سینماسینما، الناز راسخ
با کیفی سنگین و پیشانی چروکخورده از تابش بیرحم آفتاب بعضی ساعات این روزها که گاه یادآور چله تابستان است، خسته خود را به کافهای در خیابان کریمخان میرسانم. پشت شیشهای دودیرنگ، روی صندلی چوبی مینشینم. قهوهای سفارش میدهم و به عبور آدمها مینگرم. کسی دست در دست دیگری، یکی سراسیمه از خیابانی عبور میکند، چند نفری آن سوتر از زدوخوردهای بازی فوتبال روز قبل میگویند و… با صدای برخورد فنجان قهوه با میز نگاهم را به دختر جوانی میدوزم که با لبخند از من دور میشود و به سمت میز دیگری میرود.
فنجان سپیدرنگ را در مقابل صورتم کمی میچرخانم. سعی میکنم قبل از چشیدن طعم تلخش، عطرش را به مشامم برسانم. چشمهایم را میبندم و با اولین قلپ همچون مادلینی که مارسل را به آغاز رویاهایش برد، این طعم مرا به دهکده کوچکی در چین میبرد که دختری با قهوه نقاشیهایی زیبا خلق میکند و با فروش آثارش قطعهای زمین خریداری میکند تا قهوه پرورش دهد. موسیقی آرامشبخش شرقی در میان سبزی گیاهان قهوه در میان نوازش بادی ملایم به گوش میرسد.
ذرهای دیگر از فنجان مینوشم. اینبار در مقابل قهوهجوشی عتیقه میایستم که میراث خانوادگی مردی عربزبان است. دو مرد جوان از راه میرسند و در بحبوحه اعتراضات خیابانی درِ مغازه را بهزور باز میکنند و قهوهجوش را به یغما میبرند. حامد (مرد عربزبان) از راه میرسد تا مانع این دستبرد شود، اما قدرت بدنی جوانها بر میانسالی او میچربد و ناکام بر زمین میافتد. جوان بختبرگشته از آنجا که شانس هیچگاه همراه او نبوده، کیف و مدارک شناساییاش را در مغازه جا میگذارد تا حامد آرام گرفتار خشمی که سالها سعی در مهارش داشت، شود و تا پرتگاه جنون پیش رود.
دیگر چیزی از فنجان باقی نمانده! شاید آخرین قلپی است که سر میکشم. مرد جوانی زیر باران بهسرعت میدود تا از مهلکهای جان سالم به در برد. او عاشق قهوه است، تنها داستانی که مدام برای دیگران تعریف میکند، قصه چوپانی است که سالها قبل قهوه و خاصیت و تاثیرش را کشف کرده بود؛ قهوهای که نجاتبخش و روحافزاست.
فنجانم خالی شده. به خطوط ته فنجان با دقت مینگرم. حرفهای حامد با این مضمون در گوشم میپیچد: «زندگی گاهی عجیب و غیرقابل پیشبینی است، اما تمام رویدادها با طناب نازکی به هم متصل هستند. تنها کافی است این اتصال را پاره نکنیم.»
تمام این قصهها با طناب نازک قهوه به هم متصل هستند. قهوه نماد و نشانگر راه درست است. هر جا تیرگی و تاریکی تمام جهان آدمی را فرا میگیرد، قهوه و عشق به آن چون نوری از دل تاریکیها عبور میکند تا آدمها قبل از سقوط به خود آیند و از پرتگاه دور شوند.
«قهوه»، آخرین ساخته کریستیانو بورتونه، شبیه نشستن در کافهای برای ساعتی است تا از هیاهوی این زندگی بیدروپیکر خود را دور کنی و به آرامش برسی. فیلمی آرام با نگاهی فلسفی به جزئیترین و عادیترین پدیده این روزهای ما، یعنی نوشیدن قهوه. مزه تلخش یادآور مصایب زندگی است، ترشیاش همان صبری است که برای رستگاری ایوبوار باید متحمل شد و شیرینیاش لحظه آسودگی و رهایی از این دردها و رنجهاست. نگاهی که بورتونه به قهوه و نوشیدنش دارد، حاصل نگاه متفاوت و فلسفی او به پدیدههای بهظاهر ساده زندگی است که بیتوجه از کنارشان عبور میکنیم و فرصت یافتن معنای آنها را از خود دریغ میکنیم.
داستان «قهوه» بسیار ساده است. عشقی ساده میان آدمهای این فیلم در جریان است. جاهطلبیهای این آدمها را در آثار دیگری بارها دیدهایم. دعواها، شکها، بیاعتمادیها و سرزنشهایی بهتر و پرداختهشدهتر از آنچه را در این فیلم میبینیم، در بهترین آثارِ بزرگترین کارگردانان جهان دیدهایم. اما آنچه این فیلم را از مابقی آثارِ هممضمون خود جدا میسازد، شیوه پرداخت ساده به آن موضوعات است. نگاهی عمیق که ما را متوجه معنای زندگی میکند تا در دوراهی انتخاب میان خیر و شر، رو به سوی خیر کنیم تا از رستگاری باز نمانیم.
از ویژگیهای مثبت فیلم ریتم نسبتا مناسب آن است که مخاطب را خسته نمیکند. بورتونه این میزان از موفقیت خود در همراهی مخاطب تا پایان کار را وامدار مهارت تدوینگر خود، کلادیو دی مارو، است. دی مارو با مهارت خود در برش نماهای مختلف و چینش مناسب آنها از پرت شدن ناگهانی مخاطب و دور شدن از فضای قصه جلوگیری میکند.
خلاصه آنکه اگر خواهان دمی آرامش و تامل هستید، این فیلم میتواند دست شما را بگیرد و به بهشتی پنهان در موسیقی شرق ببرد. او قول میدهد که پس از بازگشت آن آدم سابق نخواهید بود، چراکه اینبار به گونهای نو میاندیشید و مینگرید.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اخراجیها/ نگاهی به فیلم «خروج»
- بیحاصل!/ نگاهی به فیلم «خروج»
- گفتوگو با مهرشاد کارخانی/ جورقانیان عاشق واقعی سینما بود
- حتی اگر برای هیچکس مهم نباشد/ نگاهی به مستند «تیتراژ در سینمای ایران»
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ با زندگی، زندگی کنید!
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ پا روی زمین واقعیت و سر در تخیل داستان
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ سه میلیمتر، راه زندگی من را عوض کرد!
- گفتوگو با ژرژ هاشمزاده، کارگردان «در سکوت»/ معتقد به مانیفست دادن نیستم
- سونامی سرطان و سینما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالیست»
- داشتن یا نداشتن/ نگاهی به فیلم “زغال”
- عجایب و غرایبی به نام «کتاب آشپزی»/ نگاهی به فیلم «کتاب آشپزی»
- جهان برزخی متوسط / نگاهی به فیلم “روسی”
- حسرت/ نگاهی به فیلم «سورنجان»
- سکوت به مثابه فریاد/ نگاهی به فیلم “در سکوت”
- تمام داشتههای پنهان ما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالی است»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





