سینماسینما، علیاصغر کشانی
«پالتو شتری» یکی از بهترین و مهجورترین انواع طنز در سینمای ایران است. اثری که در عین حفظ فاصله خود از کمدیهای روز سینمای ایران به جنبههای انتلکتوئل این جنس از هنر فیلم نزدیک است. فیلمی که اسکلتبندیاش را از المانهای آشنای سینمای بدنه ایران میگیرد، اما خود را به دستهای خاص از سینمای روشنفکری با مابهازاها و ارجاعات فرامتنی آنها نزدیک میکند. خصیصهای که داریوش مهرجویی سالهای سال از آن بهره برد تا هم تماشاچی عام را جذب کند و هم تحسین مخاطبان خاص را داشته باشد. فیلمی نمونهای از ترکیب دنیای شخصی فیلمساز با بهرهگیری درست از نریشن، شخصیتهای داستانکهای ادبی، موقعیتهای هجوآمیز، شالودهشکنی، ارجاع به تاریخ تفکر، روابط اگزجره، خودهجوگرایی، طرح اندیشههای فلسفی مُد روز، رابطه بهخصوص زن و مرد و جنبههای آشنای عامهپسند مثل دختر پولدارِ بداخلاقِ تُرشیده، خاله متمول، حساسیتها و ناکامی رابطه زنانه، رقص و آواز، مُخزنی و پوززنی، اشیای جادویی (اینجا پالتو)، اختلاف فقیر و غنی، سنت خالهزنکبازی و رمالی و بختگشایی، رقابت عشقی و دوئل مردانه.
این قابل اعتناترین اثر جشنواره امسال در حفظ و یکدستی لحن است، فیلمی با ریتم و ضرباهنگی منطقی، شخصیتپردازی خلاقانه، گسترش درست داستانی و خارج نشدن از ابعاد ژانر، اثری متعلق به یک سنت کمیک درخشان در استهزای سبک خطابههای منورالفکرانه ضد فمینیستی و قصهای که از واقعیت آشفته عشاق تیرهروز دوران ماضی میآید. فیلمی که از هر دو کلان گفتمان سنت و مدرنیته بهخوبی استفاده میکند تا نشان دهد سینمای ایران هنوز قادر به بازتولید آثار نامتعارف و بازسرایی دنیای آشنای اطرافمان در قالبهای کمتر امتحان شده است. این کمدی پرکنایه و غیرمنتظره و این درهمآمیزی طنز فارسی با نوعی حدیث نفس، بهراحتی و با بهرهگیری از ساختارهای نادرست میتوانست به ورطه سقوط بیفتد؛ از استفاده وسوسهانگیز از ساختار اپیزودیک و زورآزمایی با انتخاب عنصر پلان سکانس گرفته تا خالی شدن از یک چهارچوب بصری منسجم، قاطع و یکدست در روایتپردازی و بهرهگیری لجامگسیخته از پیچیدگیهای روایی، ابهام، شعارگرایی و قلمبهگویی در دیالوگنویسی. اما «پالتو شتری» به عنوان الگویی منحصربهفرد با جاخالی دادن از انواع و اقسام استفادههای نادرست از زرقوبرقهای هنری و تجربی مبتلا به این سالها، فیلمی ساده، مفرح، سرراست با شوخیسازیهای درست، حسوحالی خودمانی و بیتکلف خلق میکند. اینگونه است که میرزایی از نشانهها، منابع الهام، ابزار و مواد خام موجود و دم دست، برای رسیدن به اثری جذاب، دیدنی، بانمک و پُرمایه استفاده میکند. چه موفقیتی از این بالاتر؟
*تیتر برگرفته از عنوان کتابی از نیچه است
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- آخرین آمار فروش سینماها در فاصله پنج روز تا جشنواره فجر
- غریبههای آشنا/ تاملی بر فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» ساخته بلا تار
- بدترین فیلمهای ۲۰۱۹، از نگاه منتقدان ورایتی
- جذاب اما نه فوقالعاده!/ نگاهی به فیلم “متری شیش و نیم”
- یک فیلم خیلی خوب ببینید/ نگاهی به فیلم «روسی»
- «اینسرت»/ رئالیسمِ تلخِ بارانی؛ نگاهی به فیلم «سرکوب»
- نمایش و نقد ۲ مستند با موضوع سوریه در کانون فیلم «سینماحقیقت»
- منطق «همه میدانند»/ نگاهی به فیلم «همه میدانند»
- نگاهی به فیلم «قسم»/ اتوبوسی به رسم قسم
- محاکمه در بیابان/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»
- شنیدنِ دوباره یک ترانه عاشقانه شیرین/ نگاهی به فیلم «دوباره زندگی»
- «اینسرت»/ یک فریب شیک؛ یاددداشتی بر فیلم «ایده اصلی»
- ققنوس سوخته/ نگاهی به فیلم «شعلهور»
- «تیغ و ابریشم»/ نگاهی به فیلم «قصر شیرین»؛ یک روایت صمیمی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





