سینماسینما، حسام الدین مقامیکیا
در یکی از جلسات نقد و بررسی فیلمهای هنر و تجربه، جوانی از منتقد حاضر در جلسه پرسیده بود: «یعنی ما هم اگر با موبایل فیلم بسازیم، گروه هنر و تجربه حاضر است آن را اکران کند؟» اشاره جوان به فیلم «روغن مار» بود که آن روزها در سینماهای هنر و تجربه اکران میشد و علیرضا داودنژاد با یک گوشی آیفون آن را ساخته بود. منتقد زیرک حاضر در جلسه هم پاسخ داده بود: «اگر شما هم چیزی در حد «روغن مار» بسازید، بله.»
میخواهم بگویم سینمای کمهزینه یا مستقل میتواند آنقدر صرفهجو باشد که همه ابزارش در یک موبایل خلاصه شود، ولی در همان فیلم «روغن مار» دقایق بسیاری هست که تماشاگر حضور دوربین را فراموش میکند و فاصله بین واقعیت و فیلم را گم میکند. بنابراین، کمهزینه بودن و مستندگونه بودن یا مستندنمایی کردن، هیچکدام مجوزی برای سهلانگاری نیست. استاد ماجرا هم که کیارستمی است و فیلمی مثل «ده».
با این اوصاف، وقتی «گزارش فرار یوسفی» را پیش رو میگذاریم، نمیتوانیم به بهانه تجربهگرا یا کمهزینه بودن اثر، بر سهلانگاریهایی که در اجرا اتفاق افتاده، چشم بپوشیم.
ظاهرا قرار است این فیلم تماشاگر را در گمان و شبهه مستند بودن وقایع و تصاویر نگه دارد. ولی فیلمساز در رسیدن به این مقصود چندان توفیقی ندارد. چراکه اگر معتقد است اثری تجربهگرا میسازد، تلویحا به این معنی است که این کار را برای مخاطبی با سواد بصری متوسط به بالا انجام میدهد. مخاطبی با این مشخصات، با اولین پلانهای صحنههای گفتوگو، بهسادگی به مستند نبودن آنها پی خواهد برد. اکتهای کنترلشده بازیگران (یا نابازیگران)، جملهبندیهایی که مشخصا از پیش نوشته شدهاند و بدون تپقهای مرسوم محاوره گفته میشوند و حتی نور و صحنهپردازی حسابشده، همگی تلاشهای فیلمساز را برای مستند جلوه دادن فیلم ناکام میگذارد.
فیلمها و سریالهای مختلفی میتوان سراغ کرد که از قالب گفتوگو برای پیشبرد داستان استفاده کردهاند. در سینمای خودمان «چه کسی امیر را کشت» و «شیار ۱۴۳» را داریم و در نمونههای خارجی، دو مینیسریال خوشساخت و خوشنام: «True Detective» و «Big little lies». در هیچکدام از این نمونهها اصراری بر مستندنمایی وجود ندارد. مخاطب کاملا میداند با فیلمی داستانی طرف است. در همین «شیار ۱۴۳»، دیدن و به جا آوردن مهران احمدی یا جواد عزتی در مقام مصاحبهشونده، کافی است تا بدون شنیدن کلامی از آنها، بفهمیم سندیت و واقعگرایی در کار نیست. پس میشود از قالب مصاحبه استفاده کرد و لزوما مستند نساخت. اما حتی تماشای مصاحبههای معمول خبری و غیرخبری تلویزیون، تفاوت یک گفتار بداهه و مستند را با ادا کردن دیالوگهای از پیش نوشتهشده روشن میکند. حتی نکته کوچکی مثل اینکه مصاحبهشوندگان مستقیما به دوربین نگاه میکنند و نه به پرسشگری فرضی خارج از قاب، به رو شدن دست کارگردان و هویدا شدن هویت غیرمستند فیلم دامن میزند.
از طرف دیگر، در صحنههایی که خارج از قالب گفتوگو ساخته شدهاند، با اینکه در جاهایی به حس مستند نزدیک میشویم، نشانههای متعددی مییابیم که فیکشن بودن فیلم را هویدا میکنند. اساسا همین که دوربینی تمام لحظات جمع دوستانه را بدون توجیه و بهانه قانعکنندهای ثبت و ضبط میکند، پایه باورناپذیری تصاویری است که سعی میکنند مستند به نظر بیایند. حالا که موبایلهای دوربیندار همه مردم را در مقام تصویربرداران آماتور، با عکسالعمل سوژههای واقعی آشنا کرده، سخت است مخاطب باور کند سوژههای رئال در مواردی که حتی لنز دوربین تا چند سانتیمتری صورتشان رفته، حضور آن را نادیده بگیرند، یا به تصویربرداری از بعضی صحنههای پرتنش رضایت بدهند. فیلمبردار فیلم ما هم که از قضا همیشه نزدیکترین فرد به کسی است که نوبت دیالوگ گفتن به او میرسد!
علاوه بر این، با کاراکتر و لایف استایلی که خود فیلمساز پیش روی ما میگذارد، ممانعت یا تن دادن به بعضی رفتارها در فیلم مشخصا به دلیل قابل نمایش بودن فیلم است. مثل وقتی که پسر نامزدش را بعد از چند روز میبیند و حتی با او دست نمیدهد. با اتفاقاتی مشابه این، به کرات در صحنههایی مواجهیم.
«گزارش فرار یوسفی» اگر از همان ابتدا مستندنمایی را یکسره کنار میگذاشت و رو بازی میکرد و بی خجالت، فیکشن بودنش را فریاد میکرد، چیزی ازش کم نمیشد. ولی حتی در آن صورت هم هنوز گرفتار در مخمصه پیچیدگیهای غیرضروری و نابهجای فیلمنامه بود. جلو بردن داستان به روایت چند نفر، به جای جذابیت، سردرگمی و کسالت و به جای ایهام ابهام میآورد. وقتی کاراکترها پرشمار میشوند، حضورشان در سرتاسر فیلم، متناسب توزیع نمیشود و قسمتهای پلیسی- معمایی فیلمنامه گاهی با قسمتهای خانوادگی- اجتماعی از هم فاصله میگیرد و مخل یکدستی اثر میشود.
قولی هست که میگوید: فیلم خوب فیلمی است که بعد از خروج از سینما، در ذهن مخاطب ادامه پیدا کند و به شکل دیگری شروع شود. فیلمسازان در مقام فیلمنامهنویس و تا حدودی کارگردان، آنقدر قصه را در نیمه دوم پیچیدهتر از آنچه بود، کردهاند و از طرفی در جمع کردن داستان و شفافسازی معما کمکاری داشتهاند که ذهن مخاطب پس از پایان فیلم، هنوز در گیرودار فهمیدن قصه سرراست فیلم است و اینکه اصلا دقیقا چه اتفاقی افتاد. اگر تعریفی را که از فیلم خوب ارائه شد، بپذیریم و از جمله تماشاگرانی باشیم که بعد از خروج از سالن، از رفقایشان سوالاتی میپرسند تا داستان «گزارش فرار یوسفی» را درست بفهمند، طبعا سخت میتوانیم این فیلم را در زمره خوبها جا دهیم.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اخراجیها/ نگاهی به فیلم «خروج»
- بیحاصل!/ نگاهی به فیلم «خروج»
- گفتوگو با مهرشاد کارخانی/ جورقانیان عاشق واقعی سینما بود
- حتی اگر برای هیچکس مهم نباشد/ نگاهی به مستند «تیتراژ در سینمای ایران»
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ با زندگی، زندگی کنید!
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ پا روی زمین واقعیت و سر در تخیل داستان
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ سه میلیمتر، راه زندگی من را عوض کرد!
- گفتوگو با ژرژ هاشمزاده، کارگردان «در سکوت»/ معتقد به مانیفست دادن نیستم
- سونامی سرطان و سینما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالیست»
- داشتن یا نداشتن/ نگاهی به فیلم “زغال”
- عجایب و غرایبی به نام «کتاب آشپزی»/ نگاهی به فیلم «کتاب آشپزی»
- جهان برزخی متوسط / نگاهی به فیلم “روسی”
- حسرت/ نگاهی به فیلم «سورنجان»
- سکوت به مثابه فریاد/ نگاهی به فیلم “در سکوت”
- تمام داشتههای پنهان ما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالی است»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است





