نگاهی به فیلم «رم، شهر بیدفاع!» ( ساخته روبرتو روسلینی – ۱۹۴۵)
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی:
«رم شهر بیدفاع» (Roma, Citta Aperta) ساخته روبرتو روسلینی ( Roberto Rossellini ) را باید یکی از نخستین نمونههای موفق فیلمهای متعلق به سبک نوواقعگرایی یا (Neorealism) در سینمای ایتالیا دانست که به گونهای نخستین همکاری سینمایی فدریکو فلینی با روبرتو روسلینی نیز به حساب میآید. درواقع باید گفت که فلینی جوان در این کار نخستین فعالیتهای فیلمسازیاش را بهعنوان یکی از دستیاران روسلینی تجربه میکند.
در گذشتهای نهچندان دور، فدریکوی نوجوان با وجود هوش و ذکاوت سرشاری که داشت، اگرچه به هیچ روی نتوانست آرزوی همیشگی پدرش را برای پوشیدن جامه پزشکی یا وکیل مدافعی کارآمد شدن، برآورده سازد، با وجود بیمیلیهای آشکارش به درس و مشق و مدرسه، هرگز فکر نمیکرد که روزی روزگاری با نوعی شیفتگی جنونآسا همه چیز را رها کند و به عشق نزدیک شدن به دنیای پررازورمز سیرک در سن ۱۲ سالگی از خانه پدری بگریزد و در پی یک گروه سیار و دورهگرد سیرک، زندگی تازه ای آغاز کند و بعدها نیز چندی به قلم زدن در مطبوعات – بهعنوان روزنامهنگار و خبرنگار – سرگرم شود و در سال ۱۹۳۸ در سن ۱۸ سالگی از شهر ری مینی – زادگاه خود در ایتالیا – به رم برود و با شگفتیهای پرشکوه رم آشنا شود و بعدها دریابد که این شهر سرچشمه شکوفایی همه استعدادهای فدریکوی جوان بوده است. درواقع به نوعی میتوان گفت که هم سیرک و هم شهر رم، یکی بعد از دیگری در کشیده شدن فدریکو فلینی به هنرهای نمایشی و سینما ، نقشی انکارناپذیر داشته است.
نگاه دقیق فلینی را در فیلم «جاده»، به اوضاع و احوال آدم هایی که در سیرک کار می کنند، میتوان نتیجه مستقیم همین آشنایی زودهنگام او با دنیای پررازورمز سیرک دانست و همچنین اجاره اتاقی کوچک در حومه شهر رم نیز، فرصتهای مناسبی پدید آورد تا خود را در هیاهوی رم پرشکوه گم کند و به کشف ظرایف ناپیدایی بپردازد که در همکاری با روبرتو روسلینی در نگارش فیلمنامه فیلم معروف «رم ، شهر بیدفاع» به بهترین شیوه به بازگویی شان می نشیند.
شهر رم که از دیدگاه باورهای عمومی مردم ایتالیا، مادرشهر (Metropolis) به حساب می آمد، از نگاه روسلینی و فلینی نیز برای دیگر شهرهای ایتالیا حکم مادر را داشت؛ مادری مهربان که نگاه همه شیفتگان خود را متوجه خویش می ساخت و آنان را دلبسته محبت خود می کرد!
فیلم روسلینی («رم، شهر بیدفاع») را باید نوعی ادای دین به مبارزان و نیروهای مقاومت ایتالیایی دانست که در برابر نیروهای اشغالگر نازی و تجاوز و ویرانگریهایشان ایستادگی کردند و بسیاری نیز با فداکردن جانشان به پیروزی دست یافتند. فیلم روسلینی در سال ۱۹۴۵ یعنی درست در زمانی که در ایتالیا از آن با عنوان بهار رم یاد میکنند، همزمان با اعدام موسولینی ساخته شده است و از این زاویه نیز برای ایتالیاییها کاری شاخص به شمار میآید.
فیلم «رم، شهر بیدفاع» که در جشنوارههای مختلف جهانی چندین جایزه نصیب روسلینی کرده و نامزد دریافت جایزه اسکار نیز شده است، بسیاری از ویژگیهای اصلی و نشانههای یک فیلم نوواقعگرا یا نئورئالیستی را در خود جمع کرده است. با استفاده از ویرانهها و خرابیهای باقیمانده از جنگ جهانی دوم، دوربین در بیشتر لحظهها در فضاهایی حرکت میکند که به نوعی، نشانههایی از جنگ یا ویرانی را در قاب تصاویر سیاه و سفید آن (کار اوبالدو آرتا) میتوان به تماشا نشست. از آرایههای صحنه و ساخت دکور در آن، اثری نمیتوان دید. اگرچه از برخی بازیگران نامآشنا در فیلم استفاده میشود، اما با استفاده از بسیاری نابازیگر و آدمهای عادی و از طریق رفتن به قلب جامعه جنگزده ایتالیا در شهر رم- در میانه دهه ۴۰ میلادی – کاری پرکشش و تماشایی خلق میشود که به نوعی پیشگامی روبرتو روسلینی را بهعنوان یکی از موثرترین فیلمسازان این سبک از فیلمسازی به اثبات میرساند. شاید به همین دلیل بوده که بسیار کسان، بهویژه پس از تماشای فیلم «رم، شهر بیدفاع» عنوان پدرخوانده موج نوی سینمای فرانسه را نیز به روبرتو روسلینی دادهاند و بسیاری از کارهای او را ستودهاند.
در محور ماجراهای اصلی فیلم، مسئله جستوجوی خانه به خانه نیروهای ارتش نازی برای دستگیری یکی از رهبران نهضت مقاومت ایتالیا (جورجیو مانفردی) قرار دارد که از آغاز تا پایان فیلم، مخاطبان چنین اثری را لحظه به لحظه به پیجوی ماجراها وامیدارد و فیلم «رم، شهر بیدفاع» را با وجودی که در بدترین شرایط اقتصادی و در شرایط دشوار اقتصادی جنگ و کمبود سرمایه و حتی نبود فیلم خام و دیگر امکانات فنی ساخته شده است، به یکی از جاودانههای سینمای کلاسیک جهان و نماد سینمای ایتالیا تبدیل کرده است.
تمام سعی و تلاش روسلینی در چنین فیلمی که یکی از نمونههای درخشان سبک نوواقعگرایی در سینمای ایتالیا به شمار میآید، در این جهت بوده است که با القای حس باورپذیری عمیق تماشاگران فیلم، آنها را به جهان درون فیلم نزدیک کند. صد البته نباید از یاد برد که روسلینی با ساخت چنین اثری، از دو جبهه بهراستی متناقض و متضاد مورد انتقاد قرار گرفت. از یک سو خردهگیران چپگرا بودند که از او انتقاد میکردند و از سویی دیگر منتقدان دست راستی بودند که اعتقاد داشتند در فیلم نوعی گزافهگویی و اغراق با تاثیرپذیری از دیدگاههای چپگرایان و نگاه کمونیستی غلبه دارد! درحالیکه برای سینمادوستان و منتقدان اکثر کشورهای جهان، فیلم روسلینی کاری درخور ستایش به شمار میآمد که توانسته بود بهخوبی حس باورپذیری مخاطبان خود را برانگیزد و تصاویری روشن از درد و داغهای ناشی از خرابیها و ویرانیهای جنگ و اشغالگری ارتش نازیها در ایتالیا را به تصویر بکشد.
بازی بازیگرانی چون آلدو فابریتزی – که گذشته از بازیگری تجربه کارگردانی در سینمای ایتالیا را نیز دارد – و مثل همیشه بازی بهیادماندنی آنا مانیانی (در نقش پینا، نامزد فرانچسکو) تماشایی است و فیلم با وجودی که پایانی تلخ و گزنده دارد و جورجیو مانفردی(مارچلو پالی یرو) بهعنوان یکی از رهبران نهضت مقاومت ایتالیا، زیر شکنجه جان میدهد و دن پیترو (آلدو فابریتزی) کشیش حامی نهضت مقاومت نیز اعدام میشود و سرباز فراری اتریشی (آکوس تولنای) نیز خودکشی میکند، با این همه، میزان بر انگیختنِ حس همذاتپنداری مخاطب در همراهی با آدمهای اصلی داستان فیلم، به اندازهای است که بیننده فیلم، بسیاری از لحظههای گرم و گیرای چنین اثری را تا همیشه به ذهن میسپارد و با همه تلخیهایی که در فیلم میبیند، آن را به خاطرهای فراموشناشدنی تبدیل میکند!
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- رمان «رخشان»؛ گُذار از خامیِ عاطفی تا رسیدن به بلوغ فکری
- نقش و جایگاه چهرهپردازی در سینمای ایران
- «ارزشهای نسبی»؛ مرز باریکِ میانِ راست کرداری و ریاکاری!
- به یاد ایرج صغیری؛ مسافر غریب!
- نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما
- درگذشت کارگردانی که الهامبخش تارانتینو بود/ پایان «موسیو آدمخوار»
- «آلمان سال صفر»؛ اعتراض به خودکامگی و تمامیتخواهی
- برشهای کوتاه/ ویدئویی از گفتوگوی روبرتو روسلینی درباره «رم، شهر بیدفاع»
- امیدواری به کاهشِ رنجِ زبان پریشی
- رنج بیپایانِ رفتن! / نگاهی به فیلم رفتن ساخته برادران محمودی
- نگاهی به فیلم «کوپال» ساخته کاظم ملایی/ رهایی از دام خودشیفتگی!
- نگاهی به مستند «بنیانگذار محک»/ شفاخانه مهرورزی
- نگاهی به مستند «شاعران زندگی»/ زنان؛ شاعران ِ زندگی شیرین
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





