سینماسینما، علی ایمانی – مالاریا/بیماری انگلی: پرویز شهبازی اجتماع پیرامونش را می شناسد. ممکن است نوع نگاهش را دوست نداشته باشی یا از کنش و واکنش شخصیتهای فیلمهایش شگفت زده شوی اما اگر با یک نفس عمیق، دربند را دیده باشی می دانی که نگران جامعه است، نگران نسل جوان. اگر کارهای شهبازی را دنبال کرده ای عیار موتیف کارهایش دستت آمده: جوانان منزوی و معترض، جاده، گریز و فاصله از خانواده، تونل و کوله قرمز. فرقش این است که این بار در میانه دهه ۹۰ امید به آینده به حداقلش رسیده، به زیر صفر.
مالاریا/پشه آنوفل: دو پسر جوان نفس عمیق، دو دختر فیلم دربند و حالا یک پسر و دختر دهه هفتادی مالاریا. از شهرستانی-چه فرقی می کند؟ شاید هشتاد کیلومتری تهران- هیچهایک می کنند تا چند روزی در تهران دوری بزنند و تفریح کنند-یا چه فرقی می کند؟ از خانواده بگریزند یا سکه ها را بردارند یا با هم باشند- به تهران که می رسند، پناهی نیست. بناست مثل جوجه های کوچک در سبدی ریخته شوند و به هم بخورند. بخت یار باشد رنگ بگیرند و خریدار پیدا کنند-یا حتی چه فرقی می کند؟ حین رنگ شدن بمیرند- قرار است جامعه ای را ببیند که مرغ فروش و قصاب از هنرمند درس خوانده تا ارشدش معتبرتر است و شیر وحشیِ غران و حیران دربند است میان دستان انسان. اجتماعی که آذرخش مهربانش که تا ته خط دراگ و سیگار و مشروب رفته و برگشته- یا چه فرقی می کند؟ چون هنوز هم نه شغلی دارد نه سقفی محکم بالای سر- جای وسایل و کتابها و سازهایش گوشه خیابان است و جای عرضه هنرش چند خیابان آن طرف تر. جای خودش هم بعد از آن که پناهشان داد و به دادشان رسید و از حبس رهاشان کرد، بازداشت. ای کاش خدای آسمانها به دادش برسد.
مالاریا/تب نوبه: آنچه در اجتماع فیلم مالاریا مهم است نه هویت است نه شناسنامه، گوشی است و دوربین؛ که ثبت و ضبط می کند. صاحبخانه با دوربین مداربسته آمار آذرخش را می گیرد که تهمت بیجا نزند. مرتضی بعد از کتک خوردن از “جوجه رنگیه” سراغ مهم ترین چیزی را که می گیرد موبایلش است. آنچه قرار است از دو جوان اول فیلم باقی بماند فیلمهای دوربین موبایل است. اصلا با همین موبایل و فیلمهایش وارد دنیای فیلم می شویم و نسلی را می بینیم که همه چیز را از دریچه دوربین گوشی اش نگاه می کند: افراد و اتفاقات را، موزیک خیابانی را، توافق هسته ای را و…
مالاریا/هوای بد: دهه ۷۰ یک هشدار بود، اعلام خطر وقوع یک اتفاق تلخ که می شد در یک نفس عمیق تماشایش کرد و با عشق داریوشی کامران و شعر رادیکال آیدا به آینده امیدوار ماند. تازه خود کارگردان هم سعی می کرد مراقب جوانهایش باشد و زنهارشان دهد که “خطرناک است، اینجا نایستید”. دو دهه بعد، کورسوی امیدی هم نیست. با نسلی طرفیم که هیچ مامن و ماوایی ندارد و حتی مثل پگاه دربند دلخوش به خروج و مهاجرت هم نیست. پایان راهی که می رود به ناکجاست و ساحلی که در آن آرام می گیرد صخره ای. شب شرابش-که با آب جوش برگزار می شود- منتهی می شود به بامداد خمار غریق در دریای بی کسی. نسلی که نه پدر می خواهدش نه مادر جوابی برایش دارد و نه خودش به مرام و رفاقت پای بند است و در اولین فرصت می خواهد بپیچد. نه حاضر است سر و وضعش را تغییر دهد و نه افق روشنی پیش رویش دارد که “خانه از پای بست ویران است”.
توضیح تیتر: کلمه مالاریا یک کلمه ایتالیایی و به معنای هوای بد (Mal-Aria) است و منظور از آن تعریف بیماری با ویژگیهای تب متناوب است که ایتالیاییها در گذشته وجود آن را ناشی از هوای بد و مناطق باتلاقی میدانستند. همواره با گرم شدن زمین، شیوع این بیماری افزایش مییابد.(از ویکی پدیا)
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «نفس عمیق» پرویز شهبازی مهمترین فیلم دهه هشتاد/ نشستن جوانان در جایگاه سوژه
- «مو به مو»؛ پرویز شهبازی و خلق جهانی متفاوت در نمایش خانگی
- «موبهمو»؛ خط به خط، نفس به نفس، چهره به چهره
- پرویز شهبازی و سینمای مولف
- تازهترین ساخته پرویز شهبازی روی میز تدوین
- تعویق اکران فیلم پرویز شهبازی در فقدان تهیهکننده
- هفت اثر جدید در راه شبکه نمایش خانگی
- بدون اصلاحیه؛ «رکسانا» پروانه نمایش گرفت
- «رکسانا»؛ فیلمی که دردها را فریاد میزند
- اولین روز مسترکلاس «شکوه سینما» برگزار شد
- نوری بیلگه جیلان و سه سینماگر دیگر در تهران مسترکلاس برگزار میکنند
- جشنواره فیلمهای ایرانی در تورنتو
- همزمان با روز ملی سینما؛ عرضه نسخه مرمتشده «نفس عمیق» در نمایش خانگی
- فیلمهای رامبد جوان، بهرام افشاری و گزینه احتمالی اسکار در راه اکران
- گفتوگوی سینمایی نسلها/ نگاهی به مستند «موج نو»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «مرغ سحر» تصنیفی که به زمزمه جمعی بدل شد
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
- واکنش نائبرییس خانه سینما به تکذیبیه قوهقضاییه
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ ریدلی اسکات اسکار افتخاری میگیرد
- «پاستا آلفردو» از آلبانی جایزه گرفت/ «ماهی کوچولو» آماده نمایش و پخش جهانی شد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی





