سینماسینما، آزاده کفاشی
دو برادر با یکدیگر از مرگ و زندگی سخن می گویند. جهانبخش و جهانگیر کرامت در معراج شهدا با دو نگاه متفاوت با هم همراه شده اند. جهانبخش می خواهد از مرگ گذر کند و به زندگی برسد و نگاهش به زندگی همین است. فکر می کند مرگ راه را بر زندگی سد می کند. صورت مسئله مرگ و زندگی برای جهانبخش کرامت بسیار ساده است. فکر می کند برای آدمی که رفته است، فرقی نمی کند بر سنگ مزارش چه بنویسند و برای آن که مانده است، سنگی و مزاری و یادی کفایت می کند. جهانبخش فکر می کند وقتی مرگ و زندگی را از هم جدا کرد، همه آدم ها به آرامش می رسند. بحث دو برادر به جایی نمی رسد و باید اتفاقی بیفتد تا برادر کوچک تر بفهمد جهانگیر از چه حرف می زند. ماجرا درست از جایی شروع می شود که خانواده یزدی به دنبال پیکر فرزندنشان می آیند. انگار اشتباهی روی داده که به این راحتی ها حلوفصل نمی شود. شک و تردید از همینجا به جان جهانبخش می افتد. واقعا برای اینکه دیگران به آرامش برسند، هر کاری مجاز است؟ جهانبخش پیش از همه به پشتتنگه می رود تا بداند مسئله به همین سادگی ها هم نیست.
شاید در کنار همه قصه هایی که در «سرو زیر آب» می شنویم و با هم وجه مشترکی دارند، از قصه خانواده لر تا قصه خانواده یزدی، قصه همه آن ها که به معراج می آیند و حتی قصه همسر جهانگیر که از حج برنگشته، قصه کلیدی همین قصه دو برادر جهانبخش و جهانگیر باشد و شاید همین قصه مرگ و زندگی. جهانبخش راه درازی را طی می کند از معراج شهدا تا پشتتنگه و از پشتتنگه تا یزد تا بداند آدم ها به این راحتی ها به آرامش نمی رسند. ضربه نهایی وقتی به جهانبخش وارد می شود که خبر شهادت برادرش در حمره را می شنود. درنهایت جهانگیر است که برای پیدا کردن پیکر یکی از شهدا به حمره می رود و هیچوقت برنمی گردد. چون او که خود هم گمشده ای دارد، می داند برای حل کردن مشکلی که بین دو خانواده پیش آمده، چاره ای جز خطر کردن نیست.
شاید اینجاست که جهانبخش می فهمد نمی تواند مرزی بین مرگ و زندگی بکشد یا مرز بین دنیای آن ها که رفته اند و آن ها که مانده اند را جدا کند. آن ها که مانده اند، با یاد آن ها که رفته اند، زنده می مانند و زندگی می کنند و برای پاس داشتن یاد آن ها که دوستشان داشته اند و رفته اند، نشانه ای می جویند. این را جهانگیر خوب می فهمید که همسرش به حج رفته بود و هرگز برنگشته بود و سنگ کوچکی را به نشانه یادگاری از او عزیز می داشت. تمام ماجراهای «سرو زیر آب» باید اتفاق می افتاد تا جهانبخش بتواند از حق خودش بگذرد و نشانه ای را برای گرامی داشتن یاد سیاوش آبادیانی به خانواده یزدی بدهد. اینکه خودش هم جای همه خانواده هایی قرار بگیرد که گمشده ای دارند، کسی را که دوست می دارد از دست دهد، ولی حتی سنگ مزاری با نام او نداشته باشد.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- ضرورت تمسک به فرهنگ دفاع مقدس در سینما!
- هیات داوران چهلمین جشنواره فیلم فجر معرفی شد
- برشهای کوتاه/ سکانسی از فیلم «ملکه»
- تازهترین خبرها از سریال “پس از آزادی” محمدعلی باشه آهنگر
- فیض گمنامی/ نگاهی به فیلم «سرو زیر آب»
- در جستوجوی آرامش/ نگاهی به فیلم «سرو زیر آب»
- از چیزهایی که دوست نداری هم باید عکس بگیری / نگاهی به فیلم «تنگه ابو قریب»
- در غیاب تصاویر آشنا/ نگاهی به فیلم «سرو زیر آب»
- حال و هوای دفاع مقدسی «خندوانه» در سالروز فتح خرمشهر
- گزارش تصویری از عباس کیارستمی در مناطق جنگی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم





