سینماسینما، سینا حسینی؛
ناصر تقوایی را معمولاً با سینما میشناسیم؛ با ناخدا خورشید، داییجان ناپلئون و نگاهی که جنوب ایران را به بخشی از جغرافیای زیباییشنــــــاســـی سینمایی بدل کرد. اما در ورای این چهره سینمایی، تقوایی انسانی بود که فوتبال را نیز با همان وسواس، دقت و شور هنری درک میکرد. او نه صرفاً یک تماشاگر، که «فوتبالی تمامعیار» بود؛ هوادار پرشور صنعت نفت آبادان، که سالهای جوانیاش را مانند میلیونها ایرانی با شوق فوتبال سپری کرد.
تقوایی از آن دسته سینماگرانی بود که فوتبال را بخشی از فرهنگ مردمی میدانست؛ پدیدهای که زبان و رفتار اجتماعی مردم را شکل میدهد. روایتهای او از روزگار طلایی فوتبال آبادان و ستارگانی چون پرویز دهداری، نوری خدایاری، عبدالرضا برزگری و ابراهیم قاسمپور، یادآور نگاهی انسانشناسانه به فوتبال است. او در گفتوگوهای خود، از فوتبال نه بهعنوان سرگرمی، بلکه بهمثابه یک روایت جمعی سخن میگفت؛ روایتی از تلاش، شکست، غیرت و پیروزی همان مؤلفههایی که در سینمایش نیز تکرار میشوند.
دوستان نزدیکش، بارها از «جنون فوتبالی» او گفتهاند؛ جنونی که به تعبیر خودشان، همانقدر در گفتوگوهایش از فوتبال نمود داشت که در قابهای دقیق فیلمهایش. تقوایی در تحلیل بازیها با همان نگاهی که کارگردانان به یک فیلم دارند، سخن میگفت؛ نگاهی که جزئیات را میدید، حرکت را معنا میکرد و ریتم را میفهمید.
تقوایی در یکی از معدود مصاحبههای فوتبالی خود روایتی متفاوت از فوتبال و زندگی را به زبان میآورد: «فوتبال هم مثل زندگی یک مبارزه است؛ نباید ترسید و باید تا لحظه آخر جنگید.» این جمله، عصاره جهانبینی اوست؛ در میدان فوتبال.
تا واپسین روزهای عمر، عشق به فوتبال در وجودش زنده ماند. او تماشای بازیها در ورزشگاه آزادی، بویژه دیدار نفت آبادان با یکی از دو تیم بزرگ پایتخت را آرزویی شخصی میدانست؛ آرزویی که هرچند تحقق نیافت، اما در حافظه فوتبالیها جاودانه ماند. ناصر تقوایی تنها خالق تصاویر ماندگار نبود؛ او میان دو جهان سینما و فوتبال پلی زد که از جنس شور و درک زیبایی بود.
وقتی دیگر تــــــوپ گم نشد
داستان حضور زندهیاد ناصر تقوایی، کارگردان شاخص و برجسته سینمای ایران، در استادیوم بزرگ آزادی و جانمایی دوربینهای تلویزیونی برای رفع مشکلات تصویربرداری مسابقات فوتبال، در نوع خود بینظیر و کمنظیر در تاریخ رسانهای کشور است.
استاد تقوایی هیچگاه عشق و دلبستگی عمیق خود به فوتبال را از همکارانش پنهان نمیکرد. علاقه او به تیمهای شاهین، پاس و نیز به فوتبال آبادان زبانزد بود تا آنجا که ناصر شفق، مدیرعامل وقت باشگاه پاس تهران، درباره او گفته است:«استاد تقوایی فوتبالیترین کارگردان تراز اول سینمای ایران بود.»
این تهیهکننده سینما که سالهای بسیاری را در فوتبال ایران و مدیریت باشگاهها سپری کرده است، درباره همکاری تقوایی چنین روایت میکند:«در آن دوران یکی از ایرادهای جدی که به نحوه پوشش تلویزیونی مسابقات فوتبال وارد میشد، این بود که دوربینها در بسیاری از لحظات، توپ را گم میکردند. روزی استاد تقوایی به باشگاه پاس آمد و پیشنهاد داد که میتواند در رفع این مشکل کمک کند. من با اشتیاق پذیرفتم و موضوع را با مسئولان صداوسیما و مدیران مجموعه آزادی درمیان گذاشتم تا با حضور در ورزشگاه، راهحلی پیدا کنیم.» ناصر شفق در ادامه توضیح میدهد:«باورکردنی نبود؛ استاد تقوایی با صبر و دقتی مثالزدنی، نزدیک به چهار ساعت در ورزشگاه آزادی از پلهها بالا و پایین رفت تا بهترین نقاط را برای استقرار دوربینها بیابد. خوشبختانه مسئولان صداوسیما و مدیران ورزشگاه نیز از این اقدام استقبال کردند. هر کس آن روز در استادیوم حضور داشت، با دقت از توضیحات استاد یادداشتبرداری میکرد. ناگهان استاد رو به من کرد و گفت:«چند کیسه گچ میخواهم!» بلافاصله پیگیری کردم و چند کیسه گچ آوردند. استاد همانجا نقاط مورد نظرش را با گچ علامتگذاری کرد تا گروه فنی صداوسیما محل دقیق استقرار دوربینها را فراموش نکنند.»
او ادامه میدهد:«در آن زمان مسابقات معمولاً با دو یا نهایتاً سه دوربین پوشش داده میشد؛ اما نکته جالب این بود که استاد حدود دوازده نقطه را برای نصب دوربینها مشخص کرد تا اگر در آینده امکان استفاده از دوربینهای بیشتر فراهم شد، موقعیتها از پیش تعیین شده باشد. شاید باورتان نشود، اما پس از آن طرح تخصصی، دیگر هیچ دوربینی در پوشش بازیها توپ را گم نمیکرد. برای اولینبار، تصویری کامل و منسجم از جریان مسابقه به دست آمد. حتی امروز با وجود پیشرفتهای چشمگیر فناوری، همچنان بخش عمدهای از دوربینها در همان نقاطی قرار میگیرند که استاد تقوایی تعیین کرده بود؛ نشانهای روشن از آیندهنگری و بینش بینظیر او.»
با این همه، نقش ناصر تقوایی تنها به اصلاح پوشش تصویری فوتبال محدود نمیشد. علاقه عمیق و بیپایان او به فوتبال برای بسیاری از چهرههای سینمایی و ورزشی شناخته شده بود. او از معدود هنرمندان نامدار کشور بود که بازیکنان دوران خود را با لقبهای فوتبالی میشناخت و درباره آنان با شور سخن میگفت. تقوایی دلبسته مکتب شاهین و پاس بود و با بسیاری از ستارگان ماندگار این دو تیم دوستی دیرینه داشت. خاطره حضورش در ورزشگاه امجدیه و تماشای پیروزی تاریخی ایران برابر اسرائیل را بارها برای دوستان همدورهاش بازگو میکرد. او از علاقه خود به نشستن زیر ساعت امجدیه یاد میکرد؛ عادتی که نشان میداد هیچگاه نتوانسته بود از فوتبال فاصله بگیرد.
ناصر شفق در ادامه روایت خود از شناخت و علاقه استاد نسبت به فوتبالیستهای نسلش میگوید:«استاد تقوایی آشنایی و شناخت چشمگیری از تیمهای بزرگ فوتبال ایران داشت. او معتقد بود مرحوم نوریخدایاری یکی از استعدادهای ویژه و دستنیافتنی فوتبال ایران است، هرچند استعدادش هرگز آنچنان که باید شکوفا نشد. علاقه بسیاری به حسن حبیبی و ابراهیم قاسمپور داشت و مرحوم محمد رنجبر را با لقب «رئیس» صدا میکرد. دوستیاش با جعفر کاشانی، پرویز قلیچخانی و عبدالرضا برزگری زبانزد خاص و عام بود.»
بدینسان، ناصر تقوایی نهتنها در سینمای ایران اثری ماندگار بر جای گذاشت، بلکه در حافظه فوتبال ایران نیز به عنوان هنرمندی عاشق، دقیق و آیندهنگر، نامش با احترام و تحسین جاودانه ماند.
منبع: روزنامه ایران
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- مقایسه فیلمنامه «کوچک جنگلی» تقوایی با سریال افخمی/ از پژوهشِ روایتمحور تا روایتِ موردپسند صداوسیما
- در ژرفای اندیشهها و آرمانهای ناصرتقوایی/ برای رسم عاشقکشی و مرگ خاموشِ بزرگان
- سیر تحول قهرمان و جبر محیط در سینمای ناصر تقوایی: از «صادق کرده» تا «ناخدا خورشید»
- وقتی درختان شهر در جشنواره شهر موضوعیت ندارد
- ترکیببندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی
- «ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله
- محسن امیریوسفی: آقای تقوایی عزیز! شما هنوز هم ناخدای کشتی سینمای مستقل ایران هستید
- یادبود ناصر تقوایی برگزار شد/ خالق «کاغذ بیخط» غریب بود
- سیری در سینمای ناصر تقوایی/ سفری به آبهای آنسوی کرانهی رویا
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
- کانون کارگردانان سینمای ایران برگزار میکند؛ یادبود زندهیاد «ناصر تقوایی»
- خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- درباره اکبر عبدی/ آقای خنده و خاطره
- در سی و دومین دوره برگزاری جشنواره؛ فیلمساز ایرانی با «۳۲ متر» به سارایوو میرود
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر زنده یاد «اکبر عبدی»
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- پاتوق مستند و نمایش «دختران باد» و «بوم ایرانی»
- اکبر عبدی به خانه ابدی بدرقه شد
- در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- اکبر عبدی؛ از بازیگریِ بدن تا آفرینش شخصیت
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- اکبر عبدی درگذشت
- عکاس مشهور ایرانی در بستر بیماری/ یک درخواست از وزیر ارشاد
- ۲ فیلم ایرانی در ایتالیا؛ آثار قرایی و عسگری در ونیز ۲۰۲۶ نمایش داده میشود
- کورش سلیمانی از مدیریت تئاترشهر استعفا داد
- «در محاصره» به آفریقا جنوبی میرود
- در هشتاد و سومین دوره برگزاری؛ فیلمهای جشنواره ونیز با آثاری از سینماگران ایرانی اعلام شد
- نولان در صدر لیست؛ فهرستی از ۱۰۰ کارگردان قدرتمند هالیوود منتشر شد
- «اودیسه» نولان؛ سفری خیرهکننده به قلب اسطوره، اما نه به عمق انسان
- به مناسبت هفت سالگی سوینا؛ نسخه ویژه نابینایان «گیلانه» با صدای گلاب آدینه منتشر میشود
- «مرا ببوس»؛ صدای زنی که روایت را از آنِ خود میکند
- آغاز اکران آنلاین مستند «ساعت بیولوژیک»/ جشنواره سریالسازی نوین با روایت عمودی
- «کلاغ»؛ به دنبال روایتی غیرکلیشهای
- «بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟





