بعد از اعلام خبر درگذشت حسن جوهرچی هنرمندان زیادی در صفحه اینستاگرام شان ابراز تأسف و تأثر کردند و تسلیت گفتند.
فریبرز عرب نیا نوشت:
دوستان گرامی درود،
امروز خبر درگذشت دو همکار گرامی از دو نسل گوناگون، آقایان کاظم افرند نیا و حسن جوهرچی را شنیدم. بسیار اندوهگین و ناراحت شدم و …
به خانواده های گرامی و بستگان محترمِ هر دوی این بزرگواران ، به ویژه دختر و پسرِ نازنین آقای جوهرچی همدردی خود را اعلام می نمایم و از درگاهِ یزدانِ پاک برایشان آرامش و عمری طولانی و با عزت آرزو می کنم.
من در روزهای سخت و بهت انگیزی شبیه به این روزها بوده ام، و در یکی از سخت ترینشان، از کسی از اطرافیان جمله ای شنیدم که چون شعله ای گرم کننده و روشنی بخش مرا تسکین داد، شاید چون احساس کردم که او عمیقاً و با تمامِ وجود، راستیِ سخنش را تجربه کرده است. خیلی ساده به من گفت: «خدا به وقتِ مصیبت، توانِ تحملش را هم به آدم می دهد»
روانشان شاد و یادشان گرامی..

ایرج نوذری نوشت:
چه بگویم ، از کجا بگویم – تمام صفحه شده تسلیت – تمام پست ها رنگ بی مهری ، سیاه . اما اذعان دارم سر هنرمند را ببرید ، اما دلش را نشکنید. چرا هیچ چیزی سر جایش نیست و اکثراً دلها شکسته، که نه ربطی به ماه دارد نه به زمستان وسال – خیلی زود بود برای گفتنِ روحش شاد -بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد
غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود
روزگار دگری هست و بهاران دگر
شاد بودن هنر است، شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم
آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن
شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست.
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

الهام حمیدی نوشت:
تولد ها بجای مرگ و فوت
سلام از صبح تا حالا با خودم کلی کلنجار رفتم آخه چرا و تاکی خوبان از همه زوتر میروند ؟ حالا که حسن جوهرچی از بین ما رفت پیشنهادم این است بیائیم از این پس مردم و همکارانم بجای اینکه در مرگ و فوت هنرمندان عکس آنها را بگذاریم در روزهای تولدشان یادشان کنیم تا هم شاد تر باشیم و هم شاید در قید حیات درد فراموشی و بی رحمی ها را کم کرده باشیم، در حالیکه سال ۹۵ رو به اتمامه اما انگار ماجراهای ناخوشایند و مرگ و میرش تمومی نداره چند شوک بد رو گذروندیم و حالا هم باید شاهد فوت بازیگری باشیم که این اواخر مثل خیلی ها بهش جفا شد مردی که نسل ما خاطرات خوبی از او بیاد دارد، او با ادب و خونگرم و مهربون بود و مدام خاطره همکاری با این عزیز را در اوایل ورودم به سینما در کار جوان امروز فراموش نمی کنم ، تسلیت به همه مردم و خانواده محترمش و دو فرزندی که سخته درد یتیمی براشون ، امیدوارم چاره ای به فکر حسن جوهر چی های زنده که تا هستند بکنیم و بعد مرگ افسوس و خاطره بازی نکنیم شاید اگر بیشتر مراقب حسن عزیز بودیم او هنوز در بین ما بود ، پس فقط در فوت و غم و بیماری از هم سراغ نگیریم و به مرده پرستی پایان دهیم.

علی دهکردی نوشت:
این پیراهن سیاه ، انگار قصد رفتن و رنگى شدن نداره
خسته شدم از این همه سوگ و تسلیت . …
رفتن همکارها و پیشکسوت ها ، پلاسکو ، آتشنشان ها ، اهواز ، سیستان و بلوچستان ، کولبرها ، سقوط بهمن ،
امروز صبح هم که خبرى تلخ ، مثل زهر به جونم ریخت .
رفیقم رفت .
حسن جوهرچى رفت .
رفیق سال ها و سالیان به ناغافل رفت .
رفیق مهربان و نازک دل رفت . …
دست و دلم به گذاشتن عکسش نمی رفت .
و نمى ره . … کاش تهران بودم و مى تونستم همراه سوآتاى نازنین و على عزیزم و در کنار ِ جاى خالى پدر مهربون شون باشم .
خدا حافظ رفیق نیمه راه .

هدیه تهرانی نوشت:
بعضى از آدمها را اگر سالها نبینى حتى شنیدن اسمشان هم یاد آور حس خوب و سادگى و مهربانى است ، او از این آدمها بود … حیف که جاى آدمهاى خوب خالى میشود و این جاى خالى نه بدرد مى خورد و نه پر میشود .
حیف حیف حیف … با احترام به خانواده و اهل هنر و مردم ، اما
گفتن تسلیت براى رفتن تو سخت است
بهتراست باور نکنم

امیر مهدی ژوله نوشت:
غم انگیزترین بخش ماجرا همین جاست که یه نفر میمیره،بعد همه جا میخوریم ،بعد دنبال علت میگردیم بلکه به یه الکلی ،ترامادولی ،کوکی برسیم بگیم آهان.مرحله بعدی عکس مشترک با متوفی ست. اگر نبود یه عکس خاص ،کمتر کار شده،خز نشده.حالا کپشن. ورق میزنیم،گوگل میکنیم، سرچ. اهان.خب.تمام…تمام.
بعد فکر میکنم به اینکه کی نوبت منه که همه بگردن دنبال عکس و کپشن و علت و ترامادول و تمام. …تمام؟
خدا رحمت کنه حسن اقای جوهرچی رو ،خاطره جمعی یه نسل رو که جوون نجیب ریشو بازی میکرد وقتی هنوز ریش مد نبود . مرد زود رفته، یتیم نباشن بچه هات.

روزبه نعمت اللهی نوشت:
امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
این در همیشه در صدف روزگار نیست
می گویمت ولی توکجا گوش می کنی
خدانگهدار فراموشت نمیکنم رفیق نازنین

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- آغاز فیلمبرداری «در مدت معلوم۲» با حضور بازیگر فرانسوی
- ستارههای هوای ابری/ نگاهی به فیلم «بی همه چیز»
- هدیه تهرانی، نامی در بین مشاهیر بازیگری دنیا/ کوتاه درباره «بی همه چیز»
- فیلمفارسیسازی/ نگاهی به فیلم «بی همه چیز»
- هویت فروپاشیده/ نگاهی به فیلم «بیهمه چیز»
- انتقام و وسوسه/ نگاهی به فیلم «بیهمه چیز»
- ابتذال سرنوشت محتوم رقابت بین هدیه تهرانی و پارسا پیروز فر
- سعید راد در گفتگو با موزه سینما: تقوایی گفت یا صادق کرده را تو بازی میکنی یا در آن دفتر فیلم نمیسازم
- ایرج نوذری مجری شبکه ۴ شد/ بازگشت صندلی داغ در نوروز ۱۴۰۰
- تصویربرداری سریال «روزهای آبی» ادامه دارد
- الهام حمیدی به «خائن کشی» پیوست + عکس
- کرونا به نفع اختتامیه جشنواره فیلم فجر
- چالش بیپاسخ نامزدهای بازیگری
- پیوند موفق ادبیات و سینما/ نگاهی به فیلم «بی همه چیز»
- نفسگیر و میخکوب کننده/ نگاهی به فیلم «بی همه چیز»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





